به گزارش جامجم، نخستین اعدامی که حکمش صبح روز گذشته اجرا شد، مرد 24 سالهای بود که چهاردهم فروردین سال 89 پدرزن و مادر زنش را در منطقه مشیریه تهران با ضربات چاقو به قتل رسانده بود. داماد جنایتکار پس از سه روز فرار دستگیر و در جلسه دادگاه در دفاع از خود گفت: پدر و مادرزنم به من و همسرم خیلی کمک میکردند، اما همیشه با هم اختلاف داشتیم. سرانجام هم برای پایان دادن به این اختلاف آنها را کشتم. با اعترافات پیمان قضات دادگاه او را به قصاص محکوم کردند.
قتل پسر غریبه در خانه
دومین اعدامی مجتبی 42 ساله بود که آذر سال 90 پسر میوهفروشی را در خانهاش به قتل رساند. قاتل میانسال پس از دستگیری با اعتراف به قتل حمید گفت: چند روز قبل از قتل همسرم خودکشی کرد که زود او را به بیمارستان رساندیم و از مرگ نجات یافت. وقتی علت خودکشی را پرسیدم مدعی شد خام حرفهای حمید میوهفروش محله شده و با او ارتباط برقرار کرده و بعد به خاطر عذاب وجدان خودکشی کرده است. با شنیدن این حرف عصبانی شدم و با همکاری همسرم او را به خانه کشاندم و با ضربات ساطور او را به قتل رساندم.
با اعترافات قاتل قضات دادگاه او را به قصاص محکوم کردند که صبح دیروز حکم مجتبی اجرا و پرونده زندگیاش بسته شد.
جنایت پایان رابطه پنهانی
سومین اعدامی پسر 33 سالهای بود که برای رسیدن به زن مورد علاقهاش همسر او را به قتل رسانده بود. رسیدگی به این پرونده آبان سال 86 همزمان با کشف جسد مرد جوانی در جاده هراز آغاز شد. با بررسی جسد هویت او به نام قاسم شناسایی شد. در ادامه با احضار همسر مقتول او در بازجوییها اظهارات متناقضی را بیان کرد که بازداشت شد. در ادامه زن جوان به نام شهلا، مرد جوانی بهنام جاوید را قاتل همسرش معرفی کرد. با دستگیری پسر 33 ساله او در جلسه دادگاه به قتل اعتراف کرد و گفت: شهلا دوست خواهرم بود که من در جریان رفت و آمد او به خانهمان عاشقش شدم. بعد از دوستی با او برای اینکه قاسم مزاحم ما نباشد، تصمیم به قتلش گرفتم. روز حادثه به خانه مقتول رفتم و در کمد مخفی شدم. وقتی قاسم به خانه آمد، او را غافلگیر کردم و با ضربات چاقو به قتل رساندم. با اعترافات جاوید او به قصاص محکوم شد.
قتل پسر جوان در نزاع دستهجمعی
در پرونده چهارمین اعدامی، رضا 30 ساله در جریان یک نزاع دستهجمعی در روستایی در اطراف تهران در تیر ماه سال 89 پسر جوانی را به قتل رساند.
قاتل پس از دستگیری با اعتراف به قتل پسر جوان به نام محمود گفت: با همسرم اختلاف داشتم. او از خانه قهر و به خانه پدرش رفته بود. برای آوردن او به خانه پدر زنم رفتم، اما در آنجا درگیری دستهجمعی رخ داد. هنگام نزاع من چاقویی را که همراهم بود، پرتاب کردم که به قلب مقتول خورد. با اعترافات قاتل 30 ساله قضات دادگاه او را به قصاص محکوم کردند که حکمش صبح دیروز به اجرا درآمد.
کشتن راننده تاکسی برای سرقت
آخرین اعدامی که صبح دیروز حکمش اجرا شد، پسر 30 سالهای بود که اردیبهشت سال 84 راننده تاکسی 56 سالهای را برای سرقت در خانهاش به قتل رسانده بود.
با دستگیری مرد قاتل به نام مهرداد او در جلسه دادگاه در دفاع از خود گفت: چندماهی بود که بیکار بودم و هیچ پولی نداشتم. آن روز سوار یک تاکسی شدم تا به خانهام در اکبرآباد بروم. در میان راه، نقشه سرقت از مرد راننده به ذهنم رسید. به بهانه دادن پول راننده را به خانهام بردم و با تهدید چاقو از او خواستم پولهایش را بدهد، اما او مقاومت کرد. چون نمیخواستم به اتهام زورگیری دستگیر شوم، مرد راننده را با کمربند خفه کردم. با اظهارات قاتل قضات دادگاه او را به قصاص محکوم کردند.
مهلت به 3 قاتل
سه قاتل هم دیروز توانستند از اولیای دم مهلت بگیرند. نخستین قاتلی که مهلت گرفت، تیر سال 85 همبندیاش را در زندان رجاییشهر به قتل رسانده بود. مرد 34 ساله در جلسه دادگاه در دفاع از خود گفت: به جرم کلاهبرداری در زندان بودم. در آنجا با مقتول به نام نوید که به جرم سرقت مسلحانه دستگیر شده بود، سر مواد درگیر شدیم. من با چاقویی که همراهم بود ضربهای به او زدم که جانش را از دست داد. با اعترافات مرد قاتل، قضات دادگاه او را به قصاص محکوم کردند. درحالی که قرار بود حکم قصاص پدرام صبح دیروز اجرا شود، خانواده مقتول به او بار دیگر مهلت دادند.
دومین قاتلی که توانست از خانواده مقتول مهلت بگیرد، پسر 29 سالهای است که در دی سال 90 دوستش را در بیابانهای سمنان به قتل رسانده و جسدش را به آتش کشیده بود. با دستگیری کامبیز او در جلسه دادگاه در دفاع از خود گفت: من صاحب یک قهوهخانه در شرق تهران بودم. مقتول هر روز به آنجا میآمد و با ایجاد درگیری باعث پلمپ مغازهام شد. از او کینه به دل داشتم، برای همین نقشه قتلش را طراحی کردم. روز حادثه به بهانه پیدا کردن گنج او را به بیابان بردم و با ضربات چاقو به قتل رساندم. پس از قتل جسدش را به آتش کشیدم. با اعترافات پسر قاتل او از سوی قضات دادگاه به قصاص محکوم شد.
آخرین قاتلی که مهلت گرفت، یک تبعه افغان بود. یونس که در زمان قتل 23 ساله بود، آذر سال 75 دوستش به نام حاتم 32 ساله را به قتل رساند. با دستگیری پسر قاتل او در جلسه دادگاه گفت: اهل افغانستان هستم. چند وقتی است به عنوان کارگر ساختمانی در تهران مشغول کار هستم. در ساختمان نیمهکاره حاتم سر کارگر بود. شب حادثه او قصد داشت من را مورد آزار و اذیت قرار دهد. از ترس با پتک ضربهای به سرش زدم که جانش را از دست داد.
با اعترافات قاتل با توجه به اینکه اولیای دم مقتول در دسترس نبودند، نماینده مدعیالعموم برای قاتل تقاضای قصاص کرد. با گذشت 19 سال از وقوع قتل مرد جنایتکار بار دیگر توانست مهلت بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم