سازماندهی برای جرایم پیچیده

اشاره: حرف از جرایم سازمان‌یافته که می‌شود زیرزمین‌هایی به ذهنمان می‌آید که مجرمان، جلسات گروهی خودشان را در آنجا می‌گذارند و نقشه‌هایشان را آنجا پایه‌گذاری می‌کنند. ارتکاب جرایم به صورت سازمان یافته باعث درآمد بالا و هزینه پایین می‌شود. عده‌ای اولین مصداق این دست جرایم را قاچاق مواد مخدر توصیف می‌کنند. همچنین طبق آمار، اروپا قاره‌ای است که بیشترین آمار جرایم سازمان‌یافته را به خود اختصاص داده‌ است. اما سوال اینجاست که چه جرایمی سازمان‌یافته هستند؟ منظور از سازمان‌یافتگی چیست و برای مقابله با آن چه باید کرد؟ و از همه مهم‌تر چه جرایمی در ایران «سازمان یافته» تلقی می‌شوند؟ سراغ فرشاد اسماعیلی، حقوقدان و جرم‌شناس رفتیم تا پاسخ این سوالات را بیابیم.
کد خبر: ۸۶۷۹۹۵

منظور از جرایم سازمان یافته چیست و در چه صورتی یک جرم، سازمان یافته تلقی می‌شود؟

تعریف‌ها و تلقی‌ها درباره جرایم سازمان یافته به عنوان یک جرم مافیایی بسیار است، اما می‌توان با برشمردن ویژگی‌ها و رفع ابهامات، تعریف مشخصی از آن بیان کرد. یکی از ویژگی‌های این دسته از جرایم که به نظر می‌رسد بدیهی‌ترین ویژگی است، همان «وجود سلسله مراتب» است. ما باید متوجه باشیم که با یک باند طرفیم و این جرم یک جرم تشکیلاتی است. مجرمان، خیابانی نیستند و جرم هم جرم هیجانی نیست. پس از همان ابتدا باید دست از تحلیل‌های آن دسته از جرم‌شناسان لیبرال که با «وفاق‌محور»ی کاسه و کوزه را بر سر «عامل» می‌شکنند و جرم را محصول فرد یا بی‌فرهنگی یا معاشرت یا خانواده یا از این قبیل علت‌های غیرساختاری محافظه کارانه می‌اندازند، برداریم. این جرایم، جرایم مافیایی هستند. یعنی عده‌ای برای مثال مدیر تشکیلاتی‌اند و عده‌ای مدیر میانی و عده‌ای هم نیروی اجرایی یا سرباز.

ویژگی دیگر هم «استمرار جرم در طول زمان» است. اگر جرم یا جرایمی آنی اتفاق بیفتد هر چند عده زیادی در آن مشارکت داشته و برنامه‌ریزی کرده باشند جزو جرایم سازمان یافته نیست. حتی اگر سلسه مراتبی هم در اجرا و پیاده کردن آن نقش داشته باشد باز هم جرم سازمان یافته تلقی نمی‌شود. این تشکیلات ‌باید در طول زمان به فعالیت مجرمانه ادامه بدهند باید استمرار فعالیت صدق کند. یکی دیگر از ویژگی‌هایی که برای این شکل و فرم از جرایم بر‌می‌شمارند همان «شدید» بودن جرم ارتکابی است. مثلا برای جرایمی مثل قاچاق انسان و فروش و حمل و نقل مواد مخدر یا روسپیگری یا اخاذی یا قراردادهای ساخت و پاختی و پولشویی و جرایم مالی دیگر. دزدی قالپاق که نمی‌تواند سازمان یافته و فراملی باشد.

اما یکی از مسائل جدیدی که در این باره با توجه به آشفتگی‌های منطقه‌ای در حوزه جرم‌شناسی می‌توان مطرح کرد، سوء‌استفاده از مهاجران است؛ به‌خصوص در زمینه قاچاق انسان و مواد مخدر و روسپیگری که بیشتر قربانیان مستقیم آن زنان و کودکانند. به نوعی صحبت من بر سر این است که حتی فضای کلیشه‌ای مالی بودن جرایم سازمان یافته امروز دیگر شکسته شده و از بین رفته است و حتی جرم‌شناسی فمینیستی مدعی قربانی بودن زنان و فعالان کودک مدعی قربانی بودن کودکان در اشکال تازه این جرایم سازمان یافته‌اند.

این به نظر من یکی دیگر از محصولات شوم سفت و سختگیری‌های تابعیت در دنیا بوده و ناشی از بحران مهاجرت است. این نشان می‌دهد که در آشفتگی‌های منطقه‌ای هم مثل بسیاری از حوزه‌ها زنان و کودکان بیشترین قربانی جرایم هستند؛ یعنی جرایم سازمان‌یافته می‌تواند حتی یک مساله فمینیستی باشد. این نشان می‌دهد که مجرمان یقه طلایی که اغلب سر‌دستگان این جرایم محسوب می‌شوند دستی هم در جرایم علیه زنان و کودکان دارند.

آیا جرایم سازمان یافته در ایران به معنای واقعی آن وجود دارد؟ در کدام حوزه بیشتر مشاهده می‌شود؟

در ایران قوانین جامع و مانعی در خصوص این مدل از ارتکاب جرم وجود نداشته و هرآنچه هست قوانین و ضمانت اجراهای پراکنده و ناقص و عقیم بوده است. با این حال در فصل چهارم قانون مجازات اسلامی جدید «سردستگی گروه مجرمانه سازمان یافته» عنوان شده است و تبصره 2 ماده 130 هم بیان داشته: «سردستگی عبارت است از تشکیل یا طراحی یا سازماندهی یا اداره گروه مجرمانه است». اما به نظر می‌رسد یکی از گام‌های جدی و واقعی برای مبارزه با مافیا و رانت و فساد اداری و سازمان‌یافته تدوین قانون جامع و مستقل و مجزایی در خصوص جرایم سازمان یافته است. اگر می‌خواهیم و اراده‌ای وجود دارد که یقه یقه سفید‌ها و یقه طلایی‌ها ر ا بهتر، سهل‌تر و محکم‌تر بچسبیم، می‌بایست قانون مستقلی پیش‌بینی کنیم و دادرسی واقعی‌تری را هم کنارش بگذاریم.

نگاه قوانین کیفری ایران در خصوص جرایم سازمان‌یافته چیست و برای پیشگیری از آن آیا تدبیری اندیشیده است؟

ارائه پیشنهادها درخصوص پیشگیری یا بازدارندگی این جرایم می‌تواند فانتزی و انتزاعی و حداقلی باشد؛ مثل برگزاری نشست و همایش و مقاله و از این دست پیشنهاد‌ها که تنها به درد همان فصل آخر پایان نامه‌هایی می‌خورد که قرار است در دانشکده‌های حقوق سال‌ها خاک بخورد. حتی پیشنهاد‌های جدی‌تری که ویژگی‌های ساختاری تحلیل جرم‌شناسی را مثل تحلیل طبقاتی یا توزیع قدرت و ثروت و فرصت‌های رانتی و عوامل ساختاری دیگر را نادیده می‌گیرند، مدام بر طبل جرم‌شناسی فرد گرا می‌کوبند و همه این پیشنهادهای غیرساختاری از دل یک نگاه جرم‌شناسانه محافظه کارانه بیرون می‌آید.

اما آن «عزم راسخی» که مدام برای مبارزه با جرم از آن یاد می‌شود در قالب ایجاد یک نهاد یا سازمان برای مبارزه جدی با این جرایم باید پیگیری شود و نیازمند به کارگیری نیروی‌های متخصص و کاربلدی است که سال‌ها در این حوزه‌های بازرگانی و تجاری و مالی و حتی در حوزه مهاجرت یا حوزه زنان و کودکان کار کرده باشند و این جرایم را با نگاه عاملیتی نبینند و نگاه ساختاری به ماجرا داشته باشند. با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی‌شود.

جرم سازمان یافته، یک جرم فراملی است. ما با قالپاق‌دزد طرف نیستیم که از همان پتانسیل‌های معمول دادرسی برای پیشگیری و رسیدگی به جرایم معمولی استفاده کنیم و همان حرف‌های عقیم جرم‌شناسان لیبرال عاملیت‌گرا را بزنیم. ما با کارتل‌ها، مافیاها، یقه طلایی‌ها و خلاصه دستان آلوده‌ای طرفیم که به سختی اثر انگشتی از خود به جا می‌گذارند. صحنه جرم ما خالی از آلت قتاله است. ما بیشتر با کلیک طرفیم، نه چاقو. ذره‌بین جرم‌شناسی ما نمی‌تواند یک ذره‌بین لیبرال فانتزی و تزئینی باشد.

ثمین چراغی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها