در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی حسابدار سابق یک کمپانی و دانشجوی دانشگاه کمبریج با سطح هوشی بسیار بالا بود. ویلیام برای عملی کردن نقشه سرقت ابتدا خود را شخصی مودب، تحصیلکرده و نجیبزاده معرفی کرد که علاقه زیادی به گذراندن اوقات در کتابخانهها دارد.
همه تلاش این سارق فرهیخته در مدت حضورش در کتابخانهها آن بود که در نگاه مردم بیشتر به عنوان فردی علاقهمند به کتابخوانی شناخته شود تا فردی علاقهمند به کتابدزدی.
وی به این منوال توانست در دوره تحصیلش در کمبریج در دهه 1990 چند کتاب و نسخه خطی کمیاب را سرقت کند.
پس از گذشت مدتی بالاخره دانشگاه کمبریج متوجه مفقود شدن چند نسخه از کتب مهم خود شد، اما با این حال از شرم کوتاهی در مراقبت از گنجینه کتابهای ارزشمند کتابخانه و افشای این خبر در انگلیس سکوت اختیار کرده و از گزارش این سرقتها به پلیس امتناع کرد.
این موضوع تا مدتها مسکوت باقی تا اینکه با گم شدن دو نسخه از کتابهای اصول ریاضیات نیوتن و کتاب گالیله به ارزش بیش از 500 هزار دلار بالاخره کتابخانه سکوتش را شکست و موضوع را به مقامات مسئول گزارش داد.
اما ویلیام طی این مدت به قدری در سرقت کتابها مهارت پیدا کرده بود که حتی پس از گزارش سرقت و وارد میدان شدن پلیس، باز هم تا مدتها دزد کتابخانه پیدا نشد. همین موضوع چنان اعتماد به نفسی به او داد که وی علاوه بر کتابخانه کمبریج، دزدی از دیگر کتابخانههای سراسر انگلیس را نیز آغاز کرد.
شیوه او در برخورد با کارکنان کتابخانه چنان مودبانه و بانجابت بود که هیچیک از آنها گمان نمیکردند این مرد باشرافت، کتابهای ارزشمند و قیمتیشان را زیر کت پشمی خود پنهان و برای همیشه از کتابخانه خارج میکند.
اما از آنجا که خورشید پشت ابر نمیماند و هر دزد زرنگی تا ابد موفق نمیماند، راز سربه مهر موش کتابخانه بالاخره در سال 2002 فاش شد و پرده از حقیقت کنار رفت.
در یکی از آن روزها ویلیام طبق روال سابق در کتابخانه مشغول دزدیدن یکی از کتابهای قیمتی بود که ناگهان یکی از کتابداران متوجه رفتار مشکوک وی شد. اندکی بعد، وقتی در کار او دقیق شد، در کمال ناباوری متوجه شد که مشتری نجیبزاده کتابخانهشان مشغول پنهان کردن یکی از نفیسترین کتابها در زیر لباسش است. از اینرو سریع وارد عمل شده و با داد و فریاد دست او را رو کرد. مدت زیادی از این ماجرا و تحویل ویلیام به اداره پلیس نگذشت که با بررسی و بازجوییهای پلیس معمای گم شدن دیگر کتب ارزشمند کتابخانههای انگلیس حل شد و مشخص شد که ویلیام ژاک، این کتابخوان باشخصیت،کتابدزدی باسابقه و کاربلد است که تا به حال با کمک نقاب نجابت و تحصیلاتش توانسته بود از نظر کتابداران و پلیس دور بماند. با بررسی پرنده او و تشکیل دادگاه در سال 2002، قاضی وی را به چهار سال حبس، پشت میلههای زندان محکوم کرد.
اما زندان نهتنها او را سربه راه نکرد، بلکه باعث حرفهایتر شدن او شد. وی پس از رهایی از زندان، کار را از همانجا که متوقف شده بود، دوباره آغاز کرد. او این بار با تغییر هویت و ظاهرش هوشمندانه وارد بازی شده و از این طریق موفق به سرقت تعداد زیادی کتاب نفیس به ارزش بیش از یک میلیون دلار شد. این بار اخبار هنرنماییهای این دزد کتابخانهای به حدی همهگیر شد که رسانهها او را «تام ریدر»، سارق کتابخوان نامیدند.
ویلیام تا سال 2010 موفق به فرار از دست پلیسها شد تا اینکه در جولای 2010 بالاخره به دام افتاد و به سه سال و نیم دیگر حبس در زندان محکوم شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: