واقعیت این است که شبکه های اجتماعی تلفن همراه خارج از میزان مفید بودنشان، اثرات مخرب زیادی برای سلامت، انرژی، دوست داشتن، عشقورزیدن و حفظ بنیان خانوادگی و جایگاه اجتماعی دارند. اما آن چیزی که باعث شده امروز درباره شبکههای مجازی و خوب و بد آن بار دیگر بنویسیم شلوغی این شبکهها و گمنامی یا استفاده از نامهای جعلی توسط کاربران است.
این نامهای جعلی آنقدر متداول است که بهراحتی میتوان ادعا کرد همه ما در اطرافیان یا دوستانمان امثال آن را دیده و در پاسخ به چرایی این ماجرا، جوابهای قانعکننده یا توجیه گونهای را شنیدهایم. اما از منظر جامعهشناسان و روانشناسان این اتفاق طبیعی نیست و فرد با هر توجیهی نمیتواند بهصورت بلندمدت از این نامها استفاده و هویت خود را پنهان کند.
همانطور که میدانیم و در خبرها بارها و بارها خواندهایم اکثر کلاهبرداران فضای سایبر از هویت جعلی استفاده میکنند و همین شاید اولین تلنگری است که باعث میشود به هویتهای جعلی بدبین شده و اینگونه افراد را به سرعت از ارتباطهای معمول کنار گذاشت. اما چرا برخیها هویتهای جعلی را به جای نام واقعی خود انتخاب میکنند؟!
تیغ دولبه ارتباطهایی با هویت جعلی
هرچند نباید منکر این حقیقت شد که استفاده صحیح و درست از شبکههای اجتماعی میتواند در سرعت بخشیدن به انتقال اطلاعات و پیامها و استفادهها از ابزارهای روز دنیا تاثیرگذار باشد اما استفاده نادرست و افراطی از این شبکههای اجتماعی میتواند مشکلات عدیدهای را برای جامعه و خانوادهها بهوجود آورد؛ مشکلاتی که گاه خاطرات تلخ آن تا پایان عمر فرد فراموش نمیشود.
شاید بتوان مشکل را بر گردن نبود نظارت دقیق بر شبکههای اجتماعی انداخت اما واقعیت این است که این هویتهای جعلی و ادامه حیاتشان ناشی از اعتماد و توجه عدهای از ماست وگرنه در همان ابتدا از بین میرفت.
دکتر مهبد آقایی، روانشناسی است که با این قشر بیماران سر و کار زیادی داشته و پای درد دل دوطرف فریبدهنده و فریبخورده نشسته است. او در این زمینه میگوید: شاید بتوان از نقصهای موجود در شبکههای اجتماعی بهخصوص نرمافزارهای تلفن همراه مانند وایبر، واتس اپ، تانگو و اینستاگرام، نبود کنترل کافی و فقدان نظارت بر گروههای تشکیل شده اشاره کرد، اما اینکه قشر جوانی که با این ابزار که در دسترسشان قرار دارد آشنایی ندارند و هشدارهای لازم را نگرفتند، بیشتر خطرآفرین میشود.
او با اشاره به بررسیهای شخصی خود معتقد است، معمولا کمتر کسی پیدا میشود که مشکلی نداشته باشد یا افکار سوئی در سر نداشته باشد بخواهد هویت خود را در این شبکه ها مخفی کند.
این روانشناس با بیان این که باید پیش از رواج این شبکهها ابتدا بستر فکری و فرهنگی لازم برای آن آماده میشد، میگوید: در غیر این صورت عوارض و ناهنجاریهای مختلفی به جامعه تحمیل خواهد شد.درست مانند این نرمافزارها و شبکههای اجتماعی که بهدلیل ورود غافلگیرکنندهشان عواقب ناگواری را برای جامعه بهویژه نسل جوان رقم زدهاند. در این میان اما آسیب کمتر بررسی شدهای مانند تقلب در شخصیت یا وارونگی هویت وجود دارد که شاید از سوی خانوادهها و افراد جدی گرفته نشده و نسل جوان با پیامدهای آن آشنایی لازم را ندارند.
وی ادامه میدهد: برخی افراد در این شبکهها جنسیت یا سن و موقعیت اجتماعی خود را به دروغ معرفی میکنند. متاسفم بگویم که این اتفاقات به صورت چشمگیر در کشور در حال افزایش است و این نمونهای بسیار عادی است.
آقایی ادامه میدهد: در یکی از این موضوعات خاطرم هست مرد میانسالی خود را جوانی 25 ساله با تحصیلات عالی دانشگاهی معرفی کرده و از این طریق توانسته بود دل دختر جوانی را بهدست آورد، اما بعد از ملاقات حضوری وقتی هویت او برای دختر مشخص شد بهدلیل دلبستگی ایجاد شده، ارتباط ادامه پیدا کرد و باعث بروز آسیبهای بسیاری در زندگی هر دو نفر شد.
دیگر روانشناسی که با او همکلام میشویم، بحث را فراتر از یک فریب ساده برای ازدواج میداند و معتقد است مواردی هم وجود داشته که فردی با هویت جعلی افراد ساده لوح را پیدا کرده و آنها را به اماکن و مراکز فساد و مصرف مواد مخدر و حتی جلسات عرفانهای دروغین و کاذب دعوت میکرده است.
دکتر صدر فراهانی میگوید: متاسفانه گروههای زیادی تحت عناوینی مانند تقویت جهانبینی مثبتاندیشی یا آیندهبینی در شبکههای اجتماعی ایجاد شدهاند که با جذب فرد و کشاندنش به جلسات حضوری او را در باتلاقی هولناک میاندازند؛ باتلاقی که شاید هیچکس توان بیرونکشیدن و نجات زندگی و تفکرات مسمومی را که به خوردش داده شده را نداشته باشد.
فرار از مشکلات و بیدست و پایی
کافی است پروندههایی را از افرادی که با هویتهای جعلی قصد فریب یا سوءاستفاده از افراد را داشتند مرور کنید تا بفهمید آنقدرها هم که فکر میکنید این قشر باهوش و خاص نیستند، شاید این افراد مجهولالهویه را فردی باهوش رهبری کند، اما کم هستند با هوشهایی که با این روش قصد سوءاستفاده داشته باشند. اکثر این افراد در زندگی شخصیشان دچار کمبودهایی هستند که براساس آن احساس حقارت میکنند یا چیزی را میخواهند که توان به دست آوردن آن از راه منطقی و درست را ندارند یا افرادی سرخورده و خجالتی که امکان بروز در جمعهای حقیقی را ندارند. اینها را دکتر آقایی با استناد به چند مورد از برخوردهای شخصی خود به ما گفته و ادامه میدهد: در طول زندگی شخصی و برخورد با افراد مختلف یک نفر را ندیدم که از ارتباط با افراد مجهولالهویه و ناشناس احساس پشیمانی نکرده و با خود نگفته باشد که چرا فریب حرفهای فردی را خورده که ارزش اعتماد کردن را ندارد.
اما نکته خطرناکی که این پزشکان به آن اشاره میکردند سن کم افرادی است که مورد هدف این افراد مجهول الهویه قرار میگیرند و متاسفانه تجربه و آگاهی لازم را برای برخوردی مناسب با این افراد سودجو ندارند.
با همه اینها اما شاید خیلی از افراد هم باشند که عقیده داشته باشند مورد خاص آنها با بقیه فرق دارد و امکان ندارد جز نیتی خیر، نیت دیگری پشت آشنایی یکباره و درخواستهای مکررشان برای قرار وجود نداشته باشد، این دو کارشناس در پاسخ میگویند هر چند که همیشه خلاف این نظر خوشبینانه در موارد قبلی ثابت شده است و طعمههای قبلی هم همین فکر را در مورد شکارچی خود داشتند اما در صورتی که مورد آنها خیر باشد اختیار عمل را به بزرگترها برای شناسایی داده و فارغ از هرگونه دلبستگی یا رد و بدل کردن عکس و مبالغی پول از خانوادهشان بخواهند صحت ادعاهای این افراد را پیگیری کنند.
مائده شیرپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم