در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مکانها و مخفیگاههایی را که احتمال میرفت او در آنجا حضور داشته باشد بهطور نامحسوس زیر نظر گرفتیم تا این که به سرنخهایی دست یافتم که نشان میداد او به یک قمارخانه در تهران رفت و آمد میکند. با کشف این سرنخ روند رسیدگی به این پرونده وارد مرحله جدیدی شد و این مکان را زیرنظر گرفتیم تا اینکه متوجه شدیم یکی از نوچههای او که پیش از این به اتهام مشارکت در ارتکاب یک فقره سرقت مسلحانه به اصفهان تبعید شده بود، پنهانی به تهران رفت و آمد دارد. او مهره کلیدی ما برای یافتن پدرخوانده کیف قاپهای تهران بود. رفت و آمد او را زیر نظر گرفتیم و پس از چند روز در دام پلیس گرفتار شد. زمانی که او را دستگیر کردیم تعدادی تخته فرشهای گرانقیمت و نفیس به همراه داشت. او در بازجوییها مدعی بود که مدتی است پدرخوانده را ندیده و نمیداند در کجا زندگی میکند. فرشها هم سرقتی بوده و آن را از یکی از دوستانش خریده و قصد داشته آن را بفروشد که لو رفته و دستگیر شده است. با اعتراف وی دزد فرشها در مخفیگاهش دستگیر شد و در مخفیگاه وی نیز تعداد دیگری از همان فرشهای گرانقیمت ابریشم کشف شد. این متهم مدعی بود که فرشها را از مردی سابقه دار خریده است. به همین منوال چند رابط دیگر را که فرشهای ابریشم را فروخته بودند دستگیر کردیم و از آنها نیز تعدادی فرش ابریشم کشف کرد. با توجه به شباهت فرشها مطمئن بودیم تمام فرشها از یک محل سرقت شده و سارقان در حال فروش آن هستند. در حالی که بهدنبال افشای معمای این فرشهای ابریشم بودیم، چند روز بعد به سرنخهایی دست یافتیم که نشان میداد فروشنده اصلی فرشها در خانه ویلایی ساکن است و فرشها از آن خانه برای فروش منتقل میشود. ماموران مکان موردنظر را در تهران زیرنظر گرفتند تا این که شب هنگام متوجه خودروی پرایدی شدند که ازاین خانه درحال خارج شدن بود. همکارانم خودروی پراید را زیرنظر گرفتند و به تعقیب آن پرداختند تا اینکه در فرصتی مناسب این خودرو را در حالی که چهار سرنشین داشت، متوقف کردند. آنها برای تحقیقات به اداره پلیس منتقل شدند. این در حالی بود که در بازرسی از خودروی مورد نظر 27 تخته فرش ابریشمی نفیس کشف شد. زمانی که این افراد مورد بازجویی قرار گرفتند، گفتند فرشها را از مردی که صاحب خانه ویلایی بوده خریدهاند و از سرقتی بودن آن بی اطلاع هستند.
احتمال دادیم افراد حاضر در خانه ویلایی باید فرشهای سرقتی دیگری را هم در آنجا پنهان کرده باشند اما اینکه آنها فرشها را از کجا آورده بودند برای ما یک معما شده بود. در این مرحله با هماهنگی قضایی به ویلای مورد نظر رفتیم و با ورود به آنجا با ساختمان دو طبقه چهار واحدی روبهرو شدیم که در طبقه فوقانی آن تعدادی فرش ابریشم بهطور ماهرانهای جاسازی شده بود. در آنجا چند نفری هم دستگیر شدند و گفتند فرشهای کشف شده متعلق به نورالدین است که با حضور پلیس از پنجره یکی از اتاقهای ساختمان فرار کرده بود. جستوجو را آغاز کرده و او را با پایی شکسته شناسایی و دستگیر کردیم.
سرکرده این باند با انتقال به اداره پلیس بازجویی شد و اظهارات دیگر متهمان بازداشت شده که فرشهای ابریشم سرقتی را به آنها فروخته بود نپذیرفت. اما در ادامه تحقیقات و زمانی که متوجه شد ما به سرنخهایی علیه او دست یافتهایم بهناچار قفل سکوتش را شکست و پرده ازراز یک سرقت بزرگ برداشت.
نورالدین گفت تخته فرشهای نفیس ابریشم که از خانه او کشف شده و در اختیار دیگر اعضای باند بوده سرقتی است متعلق به یک کارگاه تولید فرش در یکی از شهرهای استان تهران بوده است. او درباره دزدی از آن کار گاه گفت که چندی پیش با مرد سارقی در زندان آشنا شدم که پیش از این در یک کارخانه بزرگ تولید فرشهای ابریشمی کار میکرد. او از آنجا اخراج شده و به اتهام دزدی پایش به زندان باز شده بود. بنابراین به او پیشنهاد دادم پس از آزادی از زندان باندی را تشکیل دهیم و به این کارخانه فرش دستبرد بزنیم. مدتی بعد از آن که از زندان آزاد شدیم همراه چند نفر دیگر که از مجرمان سابقهدار بودند باندی معروف به رعد سرخ را تشکیل داده و نقشه دستبرد به آنجا را طراحی کردیم. در زمان سرقت چند نفر بهعنوان نگهبان در اطراف کارخانه کشیک دادند و ما با اسلحه وارد کارخانه شدیم و با تهدید نگهبانان را بیهوش کردیم و دست و پای آنها را بستیم.
اعضای این باند برای این که از شر سگهای نگهبان هم خلاصی یابند گوشت و غذای مسموم به آنها خوراندیم و به مدت طولانی این سگهای نگهبان را بیهوش کرده بودند. بعد 146 تختهفرشهای ابریشم گرانقیمت کارخانه را که قرار بود به خارج از کشور صادر شود سرقت کرده بودند. متهمان حتی تعدادی از فرشها را برای فروش به کشورهای حاشیه خلیج فارس قاچاق کرده بودند.
در ادامه تحقیقات دیگر اعضای باند نیز شناسایی و دستگیر شدند و به همدستی در دستبرد شبانه به کارخانه فرش و نیز قاچاق تعدادی از این فرشهای ابریشم به کشورهای عربی اعتراف کردند. این در حالی بود که خانوادههای متهمان وقتی متوجه شدند پلیس در جستوجوی کشف فرشهای سرقتی است، بهناچار فرشهایی را که بهطور قاچاق فروخته بودند از خریداران خود در کشورهای عربی پس گرفته و به صاحب کارخانه فرش تحویل دادند.
مدتی بعد اعضای باند رعد سرخ محاکمه و به حبسهای طولانی مدت در حالی محکوم شدند که ماموران در شاخه دیگری از تحقیقات توانستند به کمک اطلاعاتی که همین متهمان بازداشت شده در اختیار پلیس قراردادند پدر خوانده کیفها را نیز دستگیر کنند.
سرهنگ محمدرضا اکبری - رئیس پلیس آگاهی گلستان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: