به من شک نکن

زن میانسال دور خود می‌چرخد و می‌غرد. دخترش سعی دارد با دادن یک لیوان آب خنک به دست او، آرامش کند، اما وضع زن خراب‌تر از آن است که این آب‌ها بتواند آتش درونش را فروکش کند. حرف‌های دیگران هم هیچ تاثیری بر وجود او ندارد، گویی مغز او از تکه سنگی ساخته شده و مطالبی بر آن حک شده است، بنابراین آن چه به مغزش فرورفته قابل تغییردادن نیست.
کد خبر: ۸۶۵۴۵۸

حالا فکر می‌کنید علت ناراحتی‌اش چیست؟ این که هنگام غروب شوهرش به خانه آمده، حمام کرده، لباس‌های مرتب پوشیده و از خانه بیرون زده. زن پافشاری شدید بر این دارد که شوهرش صددرصد با کسی قرار ملاقات دارد . زن ناله می‌کند که دوران جوانی‌اش را با نداری‌های شوهرش ساخته و حالا که شلوار مرد دوتا شده به جای آن که قدردان حمایت‌های بی‌شائبه همسرش باشد، به سراغ زن جوان‌تری رفته که برای این مرد هیچ سختی نکشیده است.

زن در این افکار می‌چرخد و می‌گردد در حالی که دختر و پسرش تلاش می‌کنند به او بقبولانند که پدر امشب با یکی از شرکای کاری‌اش جلسه مهمی دارد و چون مدت‌هاست آن مرد را ندیده سعی دارد با ظاهری آراسته جلوی او حاضر شود. اما این حرف‌ها به گوش مادر نمی‌رود و او دلداری‌های فرزندانش را صرفا برای آرام کردن فضای خانه می‌انگارد.

البته این‌ بار اولی نیست که زن به چنین احوالی مبتلا می‌شود. او از اول ازدواج حساسیت شدیدی به شوهرش داشت، اما با گذشت زمان و رشد و ارتقاء مرد در شغلش، حساسیتش روزبه روز بیشتر شد. او احساس می‌کرد حالا درجه شغلی شوهرش بالاتر از قبل شده و حتما دیگر از ازدواج با وی پشیمان است. در ذهن او کاملا منطقی بود که شوهری که پیشرفت می‌کند به دنبال زنی دیگر بگردد. همین بهانه‌ای شد که زن مرتب به محل کارمرد سرکشی کند تا به این طریق با چنگ و دندان از زندگی‌اش محافظت کرده باشد. غافل از این که با انجام چنین حرکتی ناآگاهانه تبری به ریشه زندگی مشترکشان می‌زد و با هر ضربه بیشتر بنیاد آن را بر باد می‌داد. این قصه محدود به این خانم نیست. هستند زن و شوهرانی که به بیماری سوءظن مبتلا هستند و به این طریق زندگی را به کام خود و خانواده، به زهر تبدیل کرده‌اند. شکل‌گیری سوءظن در افراد می‌تواند به دلایل مختلفی صورت گیرد. علاقه و وابستگی بیش از حد، الگوبرداری از والدین مبتلا، دخالت دیگران، هم‌تراز نبودن زن و مرد، شکست فرد در کار و در مقابل پیشرفت همسر، خودخواهی‌های فرد و دیگر عوامل می‌تواند نقش مهمی در شکل‌گیری این معضل ایفا کند. اما چه راهکارهایی می‌تواند در درمان این ناراحتی مفید واقع شود.

تغییردادن طرزفکر: بسیاری از دختران و پسران به دلیل آن که والد همجنس‌شان از آن دیگری لطمه خورده، به‌طور کلی با جنس مخالف مشکل دارند و به هیچ طریقی نمی‌توانند در خود حس اعتماد ایجاد کنند. دختری که پدری خیانتکار داشته یا پسری که مادرش پدر را رها کرده تا بتواند با مردی ثروتمندتر ازدواج کند، به‌طور طبیعی با جنس مخالف خود مشکل پیدا می‌کند. اما برای درمان این مشکل او باید قیدهایی که به ذهنش زده را بشکند و کمی بازتر از این اندیشه کند. آیا به‌راستی تمام انسان‌ها مانند والد جنس مخالف آنها رفتار کرده‌اند؟ آیا گِل جنس بشر با خیانت سرشته شده و هیچ فرد غیرخائن دیگری در این دنیا پیدا نمی‌شود؟ این دختر و پسرها باید به قول سهراب چشم‌های خود را بشویند و جور دیگر ببینند. تعداد افراد خوب و وفادار به‌مراتب بیشتر از خیانتکاران است. کافی است کمی به دوروبر خود نگاه کنند تا این موضوع را دریابند.

خودخواهی و حسادت: چه دلیلی دارد وقتی یک نفر رشد می‌کند، اول از همه آماج حسادت همسر خودش قرار بگیرد؟ مگر زن و مرد با هم پیوند زناشویی نبسته‌اند تا همراه یکدیگر زورق زندگی مشترکشان را در دریای پرتلاطم پیش ببرند؟ پس رشد هریک به هزاران طریق می‌تواند مایه پیشرفت دیگری باشد. به طور طبیعی هر زن و مردی دوست دارد کمابیش در حد همسر خود قرار داشته باشد. پس اگر همسر پیشرفت کند، او به جای حسادت ورزیدن و آزار رساندن باید خودش هم قدم‌هایی به جلو بردارد و مقدمات رشد خودش را فراهم کند.

پیشینه مخرب: خیلی‌ها در این دوره اعتقاد پیدا کرده‌اند دختر و پسر ابتدا باید با هم کاملا آشنا شوند و بعد از یک دوره آشنایی قابل قبول، تصمیم به ازدواج بگیرند. اما حد و مرزهای این آشنایی چیست؟ مرضیه و اصغر سه سال باهم آشنایی پنهانی داشتند. در این دوران اصغر با کمی محبت‌های کوچک به‌راحتی توانست دل دختر جوان را به دست بیاورد و به همین دلیل مرضیه با وجود مخالفت‌های خانواده‌اش با خواست خودش به همسری اصغر درآمد. این درحالی بود که مرضیه از لحاظ ظاهر و تحصیلات به‌مراتب بالاتر از اصغر بود. بعد از ازدواج، اصغری که تا دیروز خود را شیفته و واله نشان می‌داد بساط اذیت و آزار را گستراند. هر روز به یک نحو از مرضیه ایراد می‌گرفت و به شکلی به وی تهمت می‌زد. هر بار هم که مرضیه قصد داشت از خود دفاع کند پاسخ می‌داد از کجا مطمئن باشم همان‌طور که با من آشناشدی با دیگران آشنا نشوی؟! این مساله بین زوج‌هایی که از طریق آشنایی‌های خیابانی با هم ازدواج کرده‌اند به‌کرات دیده می‌شود و راه‌حل آن، پیشگیری از بروز یک چنین پیوندهایی است.

نقش اطرافیان: افرادی که سوءظن در وجودشان موج می‌زند باید نگاهی به اطرافیان خود بیندازند و ببینند آیا دوستان خوبی برای خود انتخاب کرده‌اند. وجود یک فرد بدبین می‌تواند مانند موریانه درون هرکسی را بخورد و بذر بی‌اعتمادی را در وجودش بپراکند. حتی یک دوست یا حتی یک نفر از اعضای خانواده که به بیماری بددلی و بدبینی دچار باشد، می‌تواند به‌راحتی وجود آن دیگری را مسموم کند. کسی که از سوءظن رنج می‌برد باید در اسرع وقت در حلقه دوستانش تجدیدنظر کند و ترجیحاً با افراد سالم رابطه برقرار کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها