رئیس شورای سلطنت که بود؛

سیدجلال الدین تهرانی سال 1275در تهران متولد شد و همانجا به تحصیل پرداخت و آموزش خود را به طور تخصصی در رشته های زبان و ادبیات فارسی و عربی ، حکمت و فلسفه ، ریاضیات ، نجوم و زبان فرانسه ادامه داد
کد خبر: ۸۶۴۴۹
و در جوانی به مراتب عالی علمی رسید و همان زمان رصدخانه ای در منزلش برپا ساخت و با تمام رصدخانه های دنیا ارتباط برقرار کرد. در آن روزگار هر روز دانشمندان و رجال به منزل او می رفتند تا از اطلاعات عمیقش در نجوم توشه برگیرند.
سال 1301از سوی مستوفی الممالک به معاونت وزارت معارف و صنایع مستظرفه منصوب شد ولی این سمت را نپذیرفت زیرا به آرای علمی او لطمه وارد می کرد.
او با مرحوم مدرس نیز ارتباط و دوستی نزدیک داشت چنانکه در اختلاف مستوفی و مدرس در مجلس چهارم هردو او را به عنوان حکم تعیین کردند. سال 1313به او تکلیف شد از کسوت روحانیت خارج شود و لباس متحدالشکل بپوشد ولی او مدتها از اجرای دستور شهربانی طفره می رفت ؛ سرانجام آیرم رئیس شهربانی او را در یک مجلس ختم دید و به او یک هفته مهلت داد تا لباس خود را تغییر دهد وگرنه به زندان قصر خواهد رفت.
سید به جای تغییر لباس مخفیانه از ایران خارج شد و به بلژیک رفت و وارد دانشگاه بروکسل شد و در رشته ریاضیات ، نجوم و فیزیک دکترا گرفت و همانجا اقامت کرد و به تدریس پرداخت.
او در بلژیک با رجال آن کشور هم آشنایی نزدیک پیدا کرد و ازجمله یکی از نزدیکان و محارم لئوپولد سوم پادشاه بلژیک شد. تهرانی تا سال 1326در بلژیک بود و در آن سال به اصرار قوام السلطنه به ایران آمد و وزیر مشاور و معاون پارلمانی نخست وزیر شد.
سال 1327 در کابینه محمدساعد مراغه ای وزیر پست و تلگراف و تلفن شد و سال 1329در کابینه منصورالملک این سمت را داشت تا نایب السلطنه آستان قدس رضوی شد. در کابینه دکتر مصدق استانداری خراسان هم به او محول شد و پس از یک سال به تهران آمد و به تحقیقات در نجوم و ریاضیات پرداخت.
سال 1332در دومین دوره مجلس سنا به سناتوری تهران انتخاب شد. سپس مقام سفارت ایران در بلژیک را پذیرفت و در طول دوران سفارت به تدریس در دانشگاه بروکسل هم پرداخت.
پس از خاتمه ماموریت به ایران بازگشت و دوباره به نیابت تولیت و استانداری خراسان رفت و پس از آن که سپهبد باتمانقلیچ به جای او منصوب شد، تهرانی به پایتخت بازگشت و در کسوت سناتور انتصابی باز هم به مجلس سنا رفت.
سال 1342مجددا سناتور انتصابی از تهران شد. او در سنا با نخست وزیرانی همچون حسنعلی منصور و هویدا بشدت درگیر بود و ضمن انتقاد از آنها به تمام لوایح دولت رای کبود می داد لذا شریف امامی رئیس سنا و هویدا نخست وزیر به شاه شکایت کردند که با حضور تهرانی اداره مجلس سنا و دولت مشکل است.
شاه هم در پایان دوره سنا (1346) دیگر وی را برنگزید و او بدون دریافت حقوق با مناعت طبع به زندگی ادامه داد تا دانشگاه بروکسل از او دعوت به همکاری کرد که از سال 1355به بلژیک رفت تا به کار علمی بپردازد.
در اواخر شهریور 57به تهران آمد و اوضاع کشور را از نزدیک بررسی کرد و به درستی تشخیص داد که شاه درحال سرنگونی است. دیماه 57به بختیار پیشنهاد نخست وزیری شد؛ او که آمادگی پذیرش این پست را داشت شرایطی تعیین کرد که ازجمله آنها خروج پهلوی از ایران بود که در این صورت باید در غیاب وی شورای سلطنت تشکیل می شد.
شاه نیز شرایط بختیار را پذیرفت و شورای سلطنت هم شکل گرفت. طبق قانون ، شورای مزبور از بعضی شخصیت های حقوقی و 3نفر شخصیت حقیقی تشکیل می شد.
این 3نفر از رجال معمر و خوشنامی بودند که در سالهای اخیر سلطنت هیچ سمتی بر عهده نداشتند. آنها عبارت بودند از: سیدجلال تهرانی ، محمدعلی وارسته و دکتر عبدالحسین علی آبادی.
در همان اولین جلسه شورای سلطنت که روز 23دی با حضور محمدرضا پهلوی تشکیل شد، سیدجلال الدین تهرانی به اتفاق آرا به ریاست شورا و محمدعلی وارسته به نیابت آن تعیین شدند.
پس از خروج شاه در 26دی 57سیدجلال تهرانی روز 28دی برای مذاکره با امام خمینی به پاریس رفت ولی امام ملاقات با او را موکول به پذیرش به شرط زیر از سوی تهرانی کردند:
1-استعفا از شورای سلطنت
2-اعلام غیرقانونی بودن شورای سلطنت
تهرانی با پذیرش این 2شرط روز اول بهمن 57استعفای خود را به امام تقدیم کرد و در آن بر غیرقانونی بودن شورای مزبور هم انگشت تاکید نهاد.
پس از این اقدام امام برای او دعا کرده و این اقدام را مورد ستایش قرار دادند. او پس از استعفا به ایران نیامد و به جنوب فرانسه رفت تا کار علمی خود را که نگارش تاریخ نجوم در مشرق زمین بود، دنبال کند و سرانجام سال 1366در فرانسه درگذشت.
تهرانی در زمان حیات خویش ، همه دارایی خود اعم از منقول و غیرمنقول را طی یک وصیت نامه رسمی وقف آستان قدس رضوی کرد.
دارایی او عبارت بود از 2منزل بزرگ در خیابان ری (تهران)، رصدخانه ، کتابخانه معتبر خطی و چاپی او و اشیای متعدد نفیس و عتیقه. گفته می شد که کتابهای خطی او بالغ بر 3هزار جلد بود. آن مرحوم در شناسایی کتابهای خطی تبحر داشت و خطاط و شاعر هم بود.
تهرانی علاوه بر اخذ دکترای فیزیک و ریاضیات در علوم حوزوی نیز متبحر بود و در علوم معقول و منقول نیز تخصص داشت و ازجمله صاحب چند کتاب در علم اصول بود.

برگرفته از کتاب شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران
حسین نوری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها