در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همان پسری که لحن لمپنی داشت و نسبت به مرگ مادرش بیتفاوت بود. محمدابراهیم در فیلم «مادر» در حالی که روی تخت دراز کشیده بود، گفت: «خورشید دم غروب، آفتاب صلاة ظهر نمیشه، مهتابیش اضطراریه، دوساعته باتریش سهست، بذارین حال کنه این دمای آخر، حال و وضع ترنجبین بانو عینهو وقت اضافیه بازیه فیناله، آجیل مشکل گشاشم پنالتیه» بازی او در نقش «اسدالله» در سریال «پدرسالار» یادآور ترکیب خانوادههای قدیمی ایرانی است که پدر در جمع خانواده حرف اول و آخر را میزد. اسدالله یک پدر مقتدر بود که کوچک و بزرگ احترامش را نگه میداشتند. هنگامی که سفره شام و ناهار پهن میشد، اسدالله در بالای سفره مینشست و بر همه چیز نظارت میکرد. همسرش، ملوک (با بازی زندهیاد حمیده خیرآبادی) به شدت از او حساب میبُرد و مدام میگفت: «هر چی شما بگین آقا اسدالله!». کشاورز در قسمت پایانی سریال راهی میانه را به مردم پیشنهاد کرد که در آن ترکیبی از اصول زندگی سنتی و مدرن دیده میشد. او آپارتمانی را احدث کرد تا همه فرزندانش در آن زندگی کنند. با این روش هم استقلال فرزندان حفظ میشد و هم صمیمیت و اتحادشان از بین نمیرفت.
حدود ده سالی میشود که استاد کشاورز به دلیل وضعیت جسمانی نامناسبی که دارد، در هیچ فیلم و سریالی بازی نکرده است. او این روزها در 85 سالگی خانهنشین است و اوقات فراغتش را با خواندن کتابهای ادبی سپری میکند. گهگاه خبرنگاران احوالش را میپرسند و در گفتوگو با او تاریخ سینمای ایران را ورق میزنند. بعضی وقتها هم بازیگران جوان به دیدارش میروند و در کنار این بازیگر پیشکسوت عکس یادگاری میگیرند. سال گذشته مراسم بزرگداشتی برای این بازیگر برگزار شد که نشان داد مردم و هنرمندان، بازیگران محبوبشان را فراموش نمیکنند.
محمدعلی کشاورز در آن مراسم در بین تشویق حاضران روی صحنه رفت و گفت: «اگر کاری کردم از شما مردم الهام گرفتم. من جای جای مملکت خودم را دیدم و به جوانان علاقهمند به بازیگری نیز پیشنهاد میکنم مملکت خود را بشناسند. مهمتر از هنر این است که نجیب باشند و به دنبال پول نباشند. من هیچوقت به دنبال پول نبودم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: