زن میانسالی که با همدستی پسری 18 ساله ، پس از آن که به شوهر خود داروهای بیهوشی خورانده بود ، وی را به قتل رسانده و برای گمراه کردن پلیس جسد وی را داخل خودرویش رها کرده بود ، با اعتراف به جنایت فجیع گفت : با قتل همسرم می خواستم خانواده را از بدبختی نجات دهم.
کد خبر: ۸۶۳۷۹
28 اردیبهشت امسال ، کارآگاهان پلیس کرج از پیدا شدن جسد راننده مسافرکشی به نام (مهدی ک) در کنار پمپ بنزینی در کرج اطلاع پیدا کردند. با گزارش این جنایت کارآگاهان ویژه قتل همراه بازپرس جنایی با حضور در محل ، با جسد مردی روبه رو شدند که آثار ضربات جسم برنده ای بر روی گردنش دیده می شدو بر روی صندلی عقب خودروی پیکان جان باخته بود. با گزارش موضوع جنایت ، از آنجا که بررسی های اولیه نشان می داد مقتول هر روز ساعت 4
بامداد برای مسافرکشی ازخانه خارج می شده است ، کارآگاهان پلیس احتمال دادند راننده مسافرکش ، قربانی زورگیری باند سارقان خودروهای مسافرکش شده باشد اما در حالی که تحقیقات بر روی این موضوع متمرکز شده بود ، پیدا شدن مواد خواب آور در خون مقتول و نیز شواهدی که نشان می داد جسد وی پس از جنایت جابه جا شده است ، این احتمال را که وی قربانی یک توطئه مرگبار شده باشد ، قوت بخشید. در حالی که ماموران ، همسر مقتول را برای بازجویی احضار کرده بودند ، تعقیب و مراقبت های پلیسی نشان داد ، همسر مقتول که زنی 38 ساله است با جوان 18
ساله ای به نام محمد که دوست فرزندش است ارتباط دارد. به این ترتیب این فرضیه که احتمالا وی توسط همسرش و پسر جوان به قتل رسیده باشد ، مطرح شد .با بازجویی از همسر مقتول ، وی ابتدا ادعا می کرد همسرش روز جنایت مثل همیشه برای مسافرکشی خانه را ترک کرده ، اما سرانجام در بازجویی های فنی و تخصصی پلیسی به ارتکاب قتل با همدستی محمد اعتراف کرد و مدعی شد شب جنایت پس از آن که به همسرش قرص خواب آور خورانده با موبایل پسر جوان تماس گرفته و او که از قبل در جریان بوده است به خانه آنها آمده و با همدستی یکدیگر شوهرش را به قتل رسانده اند و سپس جسدش را با خودروی خودش به کنار خیابان آورده و رها کرده اند. به این ترتیب پرونده جنایت برای صدور رای نهایی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
شاهدان نوجوان چه گفتند؛
روز گذشته در جلسه محاکمه عاملان این جنایت که با حضور 5
قاضی برگزار شد ، پس از بیان کیفرخواست از سوی علی دلداری به عنوان نماینده دادستان ، قاضی عزیز محمدی رئیس شعبه 71 از 2 دختران نوجوان مقتول خواست تا گفتگوهای مادر خود و همدستش را که شب وقوع جنایت شنیده بودند ، بازگو کنند. یکی از این شاهدان نوجوان در حالی که بشدت گریه می کرد گفت : در نیمه شب جنایت از سر و صدای رفت و آمد مادرمان و جوانی که نقاب سیاهی به چهره داشت از خواب بیدار شدیم. مادرم دست و پای پدرمان را با طناب بسته بود. وحشتزده از او پرسیدم چرا این کار را می کند که او پاسخ داد پدرتان به دلیل اعتیاد دچار تشنج شده و برای آن که پایش به شما نخورد دست و پای او را بسته ام و می خواهم او را تحویل زندان بدهم تا اعتیادش را ترک کند . وقتی که از او درباره جوان غریبه پرسیدم ، او پاسخ داد سرتان را زیر پتو ببرید و هیچ سوالی نکنید ، من و خواهرم که بشدت ترسیده بودیم سرمان را از وحشت زیر پتو بردیم اما می فهمیدیم که مادرم از برادر بزرگترمان نیز که وحشتزده از خواب بیدار شده بود می خواهد پای پدرمان را نگه دارد تا آنها وی را خفه کنند. لحظاتی مادرم و همدستش و برادر بزرگمان جسد پدرمان را بیرون بردند و لحظاتی بعد پس از آن که مادرم به خانه برگشت ، گفت : پدرتان را کشتم تا آینده شما بهتر شود و وقتی اعتراض کردیم او گفت اگر در این باره حرفی بزنید ، برای همه مان بد می شود و ما هم ساکت شدیم.
همه چیز را باخته بودم
پس از اظهارات دختران نوجوان ، زن همسرکش در جایگاه دفاع قرار گرفت و در حالی که از همان ابتدا به ارتکاب قتل اعتراف کرد ، گفت : از همان ابتدای ازدواج با هم مشکل داشتیم اما بازهم به خاطر فرزندانم سالها با او زندگی کردم تا این که بعد از چند سال معتاد و ورشکست شد و در مسیر خلاف افتاد. هر بار که به خاطر رفتارهایش اعتراض می کردم می گفت اگر تو هم عرضه داری ، برو همین کارها را بکن . کم کم برای آن که از او انتقام بگیرم خودم هم در مسیر خلاف افتادم و وقتی به خودم آمدم دیدم دارم همه چیز را می بازم و به جای آن که به شوهرم کمک کنم تا از اعتیاد رهایی پیدا کند ، خودم هم دارم در آن غرق می شوم . تصمیم داشتم با طلاق از او ، خانواده ام را به تنهایی اداره کنم و فرزندانم را نجات دهم اما او قبول نکرد. تهدیدش کردم که هم او و هم خودم را می کشم اما او باز هم با تحقیر کردنم گفت : عرضه اش را نداری و من هم سرانجام به جایی رسیدم که تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم .موضوع را با محمد که از مدتی قبل با او در ارتباط بودم در میان گذاشتم و او پذیرفت که این کار را انجام دهد. قرار شد پس از آن که به شوهرم داروی بیهوشی می خورانم او به خانه بیاید و همسرم را خفه کند و سپس جسدش را نیمه شب به بیرون از خانه ببریم و وانمود کنیم سارقان برای ربودن پولهایش او را به قتل رسانده اند ، اما اشتباهات ما باعث شد پلیس به راز این جنایت پی ببرد.
من نکشتم
بعد از اظهارات این زن ، جوان 18 ساله که متهم ردیف اول جنایت است ، به دفاع از خود پرداخت و با بیان این که نقشی در جنایت نداشته است ، گفت : من تنها پس از قتل رانندگی کردم و قتل ارتباطی به من ندارد. با اظهارات جوان 18 ساله و زن همسرکش و پسر وی به عنوان متهمان ردیف اول تا سوم ، قضات دادگاه بزودی در این باره رای خود را صادر خواهند کرد .