در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مکن تحریک جانا، طبع ما را
که جانِ تو ندارد هیچ جنبه!
همین بس در مصاف زورمندان!
از این پر زورتر مپسند سُنبه!
که خود دیدم قلنبهگوی هتّاک
ز هر سو خورد لَتهای قلُنبه!
به عمرم دیدهام لاتِ شکمدَر
که کردند آخرش بر سر شِکنبه1
تمایز بین هجو و طنز این بس
که آن از سر زند این یک ز دُنبه!
کنون گیرم که هر دو سر ببرّند
تفاوتهاست بین تیغ و پنبه!
*
قوافی در مضیق افتاد و زآن رو
کشیدم سر به هر سوراخ - سنبه
کنون از چاهِ طبعم شعرِ چون آب
برون ناید دریغا بیتلنبه!
مرا کردی نصیحت؛ لطف کردی!
پی جبرانِ لطف از سوی من به
سوی تو قطعهای آید دلانگیز
بخوان در جامجم، روز دوشنبه!
............................................................
سعید سلیمانپور ارومی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: