jamejamonline
استانها عمومی کد خبر: ۸۶۰۸۲۹   ۰۹ آذر ۱۳۹۴  |  ۰۹:۰۵

زن جوان که همسر خود را با اعتقاد به مهدورالدمی به قتل رسانده بود، با حکم سه قاضی جنایی از مرگ نجات یافت. نرگس به زندان و پرداخت دیه محکوم شده است.

نجات زن همسرکش از چوبه دار

به گزارش جام‌جم، شامگاه چهارم مرداد سال 88 ماموران پلیس شهرری از قتل مرد جوانی در خانه مسکونی‌اش باخبر شدند.

ماموران با حضور در محل حادثه متوجه شدند این مرد به نام نادر بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسیده است. همسایه‌های مقتول مدعی بودند از حدود یک ساعت قبل در خانه مقتول درگیری بوده و همسر وی دقایقی قبل با بیان این که همسرم را کشتند، از خانه خارج شد.

با شروع تحقیقات برای دستگیری همسر مقتول، بعد از مدتی نرگس دستگیر و در تحقیقات مدعی شد مردی ناشناس بعداز درگیری با همسر موقتش، او را در خانه به قتل رسانده است.

نرگس در ادامه بازجویی‌ها علاوه بر ادعای اول‌، یک بار مدعی شد برادرش نادر را کشته و در آخرین اظهاراتش گفت، خودش به علت اختلاف با نادر، او را به قتل رسانده است.

او درباره انگیزه‌اش گفت: وقتی به عقد موقت نادر درآمدم نمی‌دانستم به مواد مخدر اعتیاد دارد اما بعد از مدتی متوجه شدم کراک مصرف می‌کند. او با من بدرفتاری می‌کرد و حتی یک بار با دوستانش مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. شب حادثه در خواب بود که او را با سه ضربه چاقو به قتل رساندم و از خانه فرار کردم.

در پی اعترافات این زن، هیات قضایی براساس مدارک پرونده، نرگس را با توجه به اعتقاد به مهدورالدمی به زندان و پرداخت دیه کامل یک انسان محکوم کردند.

با اعتراض اولیای دم، پرونده برای رسیدگی نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات شعبه 24 حکم را نقص و برای رسیدگی دوباره به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران ارسال کردند.

صبح دیروز متهم به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و با حضور دو قاضی مستشار پای میز محاکمه قرار گرفت. در ابتدای این جلسه مادر مقتول برای قاتل پسرش تقاضای قصاص کرد.

در ادامه وکیل اولیای دم گفت: متهم در طول شش سال گذشته در مراحل تحقیقات و دادگاه به قتل اعتراف و به صراحت عنوان کرده مقتول را مستحق مرگ ـ مهدورالدم ـ نمی‌دانسته است. متهم مدعی است مقتول اجازه می‌داده، دوستانش او را مورد آزار و اذیت قرار دهند. این در حالی است که در جریان تحقیق از دوستان مقتول این موضوع رد شده است. اگر ادعای متهم نیز درست باشد دلیلی از مفسد فی‌الارض بودن همسرش نبود. نکته پایانی هم دفاع نکردن مقتول در برابر ضربات است. چطور ممکن است دو ضربه به سینه و یک ضربه به پای مقتول اصابت کند و او هیچ واکنشی نشان ندهد. احتمال می‌دهم او در قتل همدستی داشته است. با توجه به دلایلی که اشاره شد، درخواست حکم قصاص برای نرگس را دارم.

رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به نرگس، از او خواست از خود دفاع کند که زن جوان اظهار کرد: زمانی که 11 ساله بودم، برادرم مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و این رفتار او باعث شد از خانه فرار کنم. دو سال قبل از قتل با نادر دوست شدم. شش ماه با هم دوست بودیم و در این مدت رفتار او با من خیلی خوب بود. پس از شش ماه به دفترخانه‌ای رفتیم و نادر مرا به عقد موقت خود درآورد و خانه‌ای در امین‌آباد اجاره کرد. اولین شبی که به خانه جدید رفتیم، متوجه اعتیاد او به کراک شدم. روز بعد او از من خواست به یک مهمانی در منطقه لواسان برویم که در آنجا او مرا تنها گذاشت و دو نفر از دوستانش به زور مرا مورد آزار و اذیت قرار داده و فیلم تهیه کردند. آن زمان بود که تازه متوجه شدم در دام نادر گرفتار شده‌ام. او همیشه تهدید می‌کرد اگر با او زندگی نکنم، فیلم را پخش می‌کند.

رئیس دادگاه: چرا او را ترک نکردی؟

نرگس: یک بار او را ترک کرده و به خانه مادرم رفتم اما نادر همان شب به آنجا آمد و تهدید کرد اگر به خانه بازنگردم، فیلم را به مادرم نشان می‌دهد. با این تهدید مجبور شدم به خانه بازگردم.

رئیس دادگاه: چرا مقتول در برابرت مقاومت نکرد؟

نرگس: او در خواب بود و سریع دو ضربه به سینه‌اش زدم.

رئیس دادگاه: بعد از قتل چه کردی؟

نرگس: با برادر نادر تماس گرفتم و گفتم نادر را زخمی کرده‌اند. خودم نیز از محل فرار کردم.

رئیس دادگاه: همسایه‌ها در تحقیقات گفته‌اند خانه شما محل فروش موادمخدر بوده است. این ادعا درست است؟

نرگس: نه. نادر مواد نمی‌فروخت و دوستانش برای کشیدن مواد به آنجا می‌آمدند. او هر وقت دوستانش به خانه می‌آمدند مرا از خانه بیرون می‌کرد. هر چه به او التماس می‌کردم کوچه خلوت است و من می‌ترسم فایده‌ای نداشت.

پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش سه قاضی جنایی وارد شور شده و با توجه به اعتقاد متهم به مهدورالدم بودن همسرش، او را به پنج سال زندان و پرداخت دیه محکوم کردند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رحلت عالم بلاد

رحلت عالم بلاد

دهه ۶۰ بود. واکسن فلج اطفال درست اثر نکرد. پاشنه‌های نوجوان روستایی به سختی به زمین می‌رسید.

نیازمندی ها