پرداختن به فعالیت ها و مبارزات سیاسی یکی از جمعیت های سیاسی - مذهبی موثر در تحولات
معاصر ایران ، یعنی جمعیت فداییان اسلام که نیم قرن از شهادت رهبر آن سیدمجتبی نواب صفوی و
چند تن از یارانش می گذرد ، به دلیل تاثیر مستقیم آن بر دیگر جریانات سیاسی و مبارزات ضدحکومتی و
نیز اثرگذاریش بر جریان پیروزی انقلاب اسلامی ، حائز اهمیت ویژه ای می باشد.
کد خبر: ۸۵۹۸۰
بویژه آن که هنوز پس از
گذشت نیم قرن ، پرسش ها و اقوال مختلفی درخصوص اهداف ، عملکردها و تاکتیک مبارزاتی آن ،
مخصوصا در جریان قتل رزم آرا و ملی شدن صنعت نفت ایران و چگونگی ائتلاف این جمعیت با جبهه
ملی و آیت الله کاشانی و نیز افتراق آنان ، مطرح است .
به طور مسلم ، زمینه پیدایش و رویکرد به تاکتیک مبارزات مسلحانه سیاسی جمعیت فداییان اسلام را
باید در تحولات سیاسی دوران فعالیت شان ، یعنی اوضاع و شرایط پس از شهریور 1320 و وضعیت
اجتماعی و شرایط فرهنگی - سیاسی آن دوره جستجو کرد. گرچه شکل گیری این جمعیت ، بر پایه
مبانی اعتقادی و مبارزه با انحرافات دینی در جامعه و کسروی گری بود; لیکن پس از قتل کسروی و یک
دوره فعالیت های تبلیغی - فرهنگی ، در روند جریانات سیاسی کشور، به مبارزات سیاسی روی آورد.
در این برهه ، با حذف هژیر در جریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی و جلوگیری از تقلب
برنامه ریزی شده در انتخابات ، زمینه ورود ملیون و آیت الله کاشانی را به مجلس شورای ملی فراهم
ساخت و بلافاصله به جریان سیاسی نهضت ملی کردن نفت پیوست .
این مقطع یکی از حساس ترین و مهمترین مقاطع نقش آفرینی آن جمعیت سیاسی - دینی در تاریخ
معاصر کشورمان بود که در این نوشتار قصد داریم به ائتلاف نیروهای ملی - مذهبی و آیت الله کاشانی با
فداییان اسلام و نقش آنان در کنار این جمعیت ، در حذف مهره ای چون رزم آرا، مانع اصلی ملی شدن
صنعت نفت و نیز افتراق آنان پس از پیروزی این نهضت ، به اختصار بپردازیم .
با وارد شدن فداییان اسلام به مبارزات سیاسی و ائتلاف با برخی جریان های مذهبی و نیز ملی -
مذهبی ، به دلیل شرایط خاص نهضت ملی نفت و سپس اوضاع سیاسی پس از ملی شدن نفت در کشور،
موفقیت های زیادی نصیب ملت مسلمان ایران گشت و در آن مقطع ، تحولات سیاسی جامعه نیز
مشارکت و حضور همه گروههای فعال سیاسی و غیرسیاسی را در پیشبرد اهداف نهضت ملی نفت ،
طلب می کرد. فداییان اسلام هم از همین منظر، نقش خود را در این برهه ، با حذف مهره های مخالف
انتخابات آزاد و نهضت ملی ، به خوبی ایفا کردند و مسیر پیروزی نهضت را هموار ساختند.(1)
این جمعیت ، پس از قتل کسروی ، با گردهمایی های سیاسی ، مبارزه علیه اسرائیل و سرانجام همکاری با
آیت الله کاشانی و جبهه ملی و نیز برداشتن مانعی چون رزم آرا، گام بلندی به سوی نهضت ملی شدن
نفت برداشت . بویژه آن که با این اقدامات شاخه مذهبی نهضت ملی نفت ، یعنی آیت الله کاشانی و نواب
صفوی ، بسیاری از علما نیز با فتاوای خود، به حمایت از نهضت ملی برخاستند. با این کوشش های
گسترده ، راه پیروزی نهضت ، بیش از پیش هموار گردید و روحانیون نیز نسبت به مسائل سیاسی جامعه ،
واکنش بیشتری نشان دادند.(2)
نواب صفوی از آغاز همکاری با آیت الله کاشانی ، رهبر دینی نهضت ملی ، قول داد که در راه رسیدن به
اهداف دینی و اجرای احکام اسلامی ، از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد; لذا در جریان انتخابات
مجلس شانزدهم و ورود آیت الله کاشانی و نمایندگان ملی - مذهبی به مجلس ، تمام همت خود و
دوستانش را به کار بسته و بویژه با فدا کردن یکی از بهترین یارانش ، یعنی «سیدحسین امامی»، در جریان
قتل هژیر، راه ورود آنها را به مجلس هموار ساخته بود و اینک انتظار داشت ضمن ائتلاف با آنان ، بتواند
حق ملت ایران را در مساله مبارزات ملت با استعمار انگلیس ، بازستاند.(3)
رزم آرا، زمانی به نخست وزیری رسید که نمایندگان اقلیت مجلس (جبهه ملی) و آیت الله کاشانی ،
درصدد ملی کردن صنعت نفت کشور بودند. جبهه ملی ، از ابتدای شایعه نخست وزیری رزم آرا، به
مخالفت با وی پرداخت و پیش از معرفی او به نخست وزیری ، خط استقرار یک رژیم دیکتاتوری نظامی
را به ملت ایران هشدار داد.(4)
آیت الله کاشانی که در مقام مخالفت برآمده بود، رزم آرا را عامل بیگانه
معرفی کرد و ضمن صدور اعلامیه ای ، بازار تهران را تعطیل اعلام کرد و مردم را به برپایی تظاهراتی
عظیم ، واداشت.(5)
فداییان اسلام ، پس از اطلاع از تصمیم کمیسیون نفت ، مبنی بر رد لایحه قرارداد الحاقی ، در تظاهراتی
علیه شرکت نفت و دولت رزم آرا، پشتیبانی خود را از نمایندگان اقلیت مجلس اعلام کردند. آیت الله
کاشانی نیز طی بیانیه ای ، ضمن دفاع از ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور، از مردم خواست آنقدر
بر این مساله پافشاری کنند تا طرفداران شرکت نفت در مجلس ، ناچار به اطاعت از افکار عمومی شوند.
بسیاری از علما و مراجع تقلید از جمله آیت الله سیدمحمدتقی خوانساری ، حاج شیخ محمدرضا
کلباسی ، آیت الله سیدعلی بهبهانی ، آیت الله گیلانی و جمعی از علمای اصفهان و دیگر شهرها نیز
هرکدام با صدور فتاوی و بیانیه هایی مردم را به مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت دعوت کردند.(6)
در واقع مبارزات پارلمانتاریستی و حزبی که در آن آیت الله کاشانی و جبهه ملی نقش اساسی داشتند،
نتوانسته بود از پیشروی جناح دربار، انگلستان و امریکا جلوگیری کند و آنان حل مشکل نفت و خروج از
این بحران را تقریبا غیرممکن می دانستند.(7)
در چنین شرایطی که همه راههای سیاسی مسدود شده بود، آیت الله کاشانی و جبهه ملی ، با ارسال
پیغامی به نواب صفوی ، از فداییان اسلام برای حل قضیه نهضت ملی نفت و جلوگیری از کودتای نظامی
و سرکوب آزادی ها توسط رزم آرا، استمداد کردند تا شاید نهضت ملی با بازوی اجرایی فداییان اسلام ، از
شکست حتمی رهایی یابد. در این زمان ، نواب صفوی ارتباط نزدیکی با آیت الله کاشانی و جبهه ملی
داشت . از این رو، وکلای جبهه ملی را به حضور در جلسه ای در منزل شخصی به نام حاج محمود آقایی
دعوت کرد.(8) در این جلسه غیر از مصدق ، همه اعضای جبهه ملی از جمله دکتر فاطمی ، دکتر بقایی ،
حسین مکی ، نریمان ، آزاد، حائری زاده (9)
، دکتر شایگان حضور داشتند. در آغاز دکتر سیدحسین
فاطمی اظهار کرد که به علت کسالت دکتر مصدق ، اصالتا از طرف خود و وکالتا از طرف ایشان به جلسه
آمده و دکتر مصدق گفته است هر تصمیمی که در این مجلس گرفته شود، برای او هم لازم الاجرا
است.(10)
در این جلسه ، نخست سران جبهه ملی از وضعیت سیاسی موجود در کشور تحلیلی ارائه کردند.
نتیجه کلی تحلیل آنها این بود که خطر اصلی روز، شخص رزم آرا است که قصدش فروش ایران به انگلیس
می باشد. آنها معتقد بودند که شاه فعلا خطرناک نیست و همه کارها زیر سر رزم آرا است. (11)
وکلای جبهه ملی در حالی که از قدرت رزم آرا بیمناک بودند و سقوط وی را غیرممکن می پنداشتند، به
کلی تز ملی شدن صنعت نفت را نیز شکست خورده می دانستند.
با وجود آن که نواب صفوی و یارانش ، مشکل اصلی ایران را تنها در وجود شاه می دیدند و نظرشان
مبارزه رودررو با دربار بود، سرانجام تسلیم رای و نظر مخالفانشان در این جلسه شدند. (12) بنابراین در
پاسخ به تحلیل های سیاسی سران جبهه ملی ، نواب صفوی اظهار داشت که فرض کنیم رزم آرا امروز
ساقط شد، بعدش چه؛ آیا شما قول می دهید که پس از سقوط وی ، احکام اسلامی را اجرا کنید؛ اعضای
جبهه ملی ، جملگی جواب مثبت دادند. (13) سپس نواب طی یک سلسله استدلالات مفصل ، آنان را
متقاعد کرد که برای پیشرفت در مبارزه با اجانب خصوصا انگلستان ، چاره ای جز نبرد قهرآمیز با آنها از
طریق مبانی و اصول اسلامی نیست و اگر از این راه پیش برویم ، ما پیروزیم و در غیر این صورت ،
شکست خورده و مغلوب خواهیم شد. در آن جلسه ، بین نواب صفوی و اعضای وکلای جبهه ملی ، عهد
و پیمان بسته شد که پس از گرفتن قدرت ، طبق قانون اساسی که هر گونه قانون مخالف اسلام را ملغی
دانسته و حکم به اجرای احکام اسلامی می کند، به اجرای قوانین اسلامی بپردازند. (14)
بدین ترتیب با حضور سران جبهه ملی ، اوضاع سیاسی کشور به دقت ارزیابی شد و حاضرین به این
نتیجه رسیدند که رزم آرا در تدارک یک کودتای نظامی است ، بنابراین باید سریعا ساقط شود.
متعاقب این تصمیم ، آیت الله کاشانی هم که در آن جلسه حضور نداشت ، با مصوبات متخذه موافقت
نمود. (15) چنان که دو روز پس از این نشست ، ملاقاتی بین نواب صفوی و آیت الله کاشانی در منزل
حاج ابوالقاسم رفیعی ، یکی از اعضای فداییان اسلام صورت پذیرفت .
نواب صفوی ، با تاکید بر سابقه درخشان مبارزه با استعمار و معلومات غنی دینی و فقهی آیت الله
کاشانی ، از ایشان خواست تا متحدا در اجرای احکام صریح اسلام تلاش نمایند.
آیت الله کاشانی ، در این دیدار گفت که تنها مساله مطرح این است که چند نفر باید از میان بروند تا ما
بتوانیم برنامه هایمان را پیاده کنیم . اولینش رزم آرا و سپس دفتری ، دکتر فلاح ، دکتر طاهری و... نواب
می گوید، فرض کنیم که رزم آرا رفت ، مسائلی چون فرهنگ ، برای جلوگیری نفوذ کمونیست ها و غیره
باید پس از قضیه نفت ، مورد توجه قرار گیرد، آیت الله کاشانی اظهار می کند که با رفتن رزم آرا، بقیه کارها
درست می شود.
بدین ترتیب طی این دو جلسه ، جبهه ملی فتوای قتل رزم آرا را از بعد سیاسی و آیت الله کاشانی هم
فتوای قتل وی و چند نفر دیگر را از بعد شرعی صادر نمودند. (16) جلسات و توافقات اعضای جبهه
ملی آیت الله کاشانی با نواب صفوی برسر از میان برداشتن رزم آرا، مخالفت سرسخت ملی شدن صنعت
نفت را می توان در صورت بازجویی های نواب صفوی مشاهده کرد. وی ، در بازجویی های سال 1334
ش ، در اداره دادرسی ارتش ، در پاسخ به سوال بازپرس ارتش سرتیپ کیهان خدیو می گوید، من درستی
آن را تشخیص داده بودم و افراد جبهه ملی هم اشاره کرده بودند که این کار وظیفه است . ایشان در برابر
درخواست معرفی صریح افراد یادشده ، در برگه بازجویی اش می نویسد: «آقای دکتر بقایی و آقای مکی و
آقای حسین فاطمی که در یک شبی بنده ایشان را خواسته بودم که بگویم هدف ما اجرای احکام اسلام
است و شما باید پشتیبانی کنید، این آقایان این کلمه را گفتند که آقای سپهبد رزم آرا دست
انگلیسی هاست و وجود او مانع است و اگر این مانع برداشته شود، کارها پیش می رود و نیز آقای کاشانی
هم شبیه به همین مطالب را گفته بودند; ولی دکتر مصدق را که آن شب خواسته بودم ، آقای دکتر مصدق
را ملاقات نکرده ام ولی بیانات ایشان در مجلس راجع به تیمسار رزم آرا معروف بود و معلوم بود که ایشان
هم همین موضوع یعنی قتل آقای تیمسار رزم آرا را مصلحت و صواب می دانند.» (17)
نواب صفوی ، همچنین در برابر پرسش بازپرس ، درخصوص مکان تجمع آقایان جبهه ملی و نیز
چگونگی طرح ریزی قتل رزم آرا، ادامه می دهد: «[مکان جلسه] در منزل حاج محمود آقایی تاجر [بود] و آقایان مذکور یعنی آقای دکتر بقایی و آقای مکی و آقای حسین فاطمی گفته بودند که رزم آرا دست
انگلیسی هاست و مانع بزرگ است ، بایستی از بین برود و نیز آقای کاشانی هم همین سخن را گفته بودند،
ولی نقشه قتل که فرمودید همین بود که آقای طهماسبی با هفت تیر ضبط شده در شهربانی ، مدتی به
دنبال او بودند تا روزی که موفق شد به شرحی که معلوم است و آقایان مذکور فقط آن کلمه را گفته بودند ، یعنی آنها هم موضوع قتل رزم آرا در صوابدیدشان بود.» (18)
استنباط سرتیپ کیهان خدیو از مطالب نواب صفوی چنین است که کشتن رزم آرا را آقایان جبهه ملی
صلاح دانسته اند و بدین ترتیب ، تنها انجام عملیات از میان برداشتن وی ، برعهده فداییان اسلام بوده
است و نواب صفوی نیز این استنباط را تایید می نماید و در موردنظر دکتر مصدق هم صریحا می گوید،
نظر ایشان هم چنین بوده که «صلاح است سپهبد رزم آرا از بین برود». وی در برابر بازجو، در مورد کسانی
که قتل رزم آرا را صلاح می دانسته اند، می نویسد: «آنهایی که بنده در نظر دارم کسانی که وارد جریان مزبور
به این معنی بودند که به انحای مختلف یا به زبان و یا به وسایل دیگر تایید می کردند و یا با اظهار علاقه
تایید می کردند، از این قرار بودند: آقای دکتر مصدق ، آقای دکتر فاطمی ، آقای دکتر بقایی ، آقای
حائری زاده ، آقای کاشانی ، آقای شایگان ، آقای نریمان ، آقای آزاد، آقای ابراهیم کریم آبادی ، حاج احمد
آقایی ، آقای سیدعبدالحسین واحدی ، آقای سیدمحمد واحدی ، آقای سیدهاشم حسینی ، آقای حاج
ابوالقاسم رفیعی ، آقای حاج احمد آقایی ، آقای کرباسچیان مدیر نبرد ملت ، اقای علی اصغر ذوالفقاری ،
آقای زهری ، به مناسبت این که جزو جبهه ملی و وابسته به آن بود و شخص بنده که عرض شده بود و
آقای علی احرار و آقای رضا قدوسی و بسیاری از افراد که در تظاهرات آن روزها شرکت می کردند مثل
آقای شمس قنات آبادی و آقای نصرت الله کریمی ، آقای دکتر شروین و آقای کریم آبادی مدیر اصناف.»(19)
«اشخاص مذکور عموما به این معنی موافقت داشتند که می گفتند، این کار وظیفه است و بایستی انجام
شود و اگر معنای توطئه همین است ، در توطئه شرکت داشته اند.»(20)
همچنین طی بازجویی ، این نکته به نواب صفوی یادآوری می شد که پس از قتل رزم آرا، در اردیبهشت
ماه 1330 شمسی ، طی مصاحبه ای با مخبر روزنامه ترقی که در شماره 50 مورخ 23 اردیبهشت 1330 همان روزنامه نیز به چاپ رسیده ، بیان کرده است : «همین کاشانی آهسته به من گفت باید هفت نفر دیگر که اسامی شان را برده ، کشته شوند ولی اسم من و
تو در میان نباشد.»
نواب صفوی ضمن تایید این مصاحبه اشخاص نام برده شده توسط آیت الله کاشانی را بر می شمرد که
شامل آقای سرتیپ زاده رئیس کارآگاهی وقت ، آقای سرتیپ دفتری ، آقای سردار فاخر حکمت و دکتر
طاهری می باشد.(21)
مواضع آیت الله کاشانی در آن شرایط که رزم آرا کشته شده بود از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. وی با
شرکت در یک مصاحبه مطبوعاتی ، صریحا اعلام کرد که قاتل رزم آرا باید آزاد شود زیرا این اقدام او در
راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش انجام شده است و در حقیقت حکم اعدام وی را ملت
صادر کرده و خلیل طهماسبی مجری اراده ملت ایران بوده است.(22) آیت الله کاشانی در مصاحبه خود
با حسنین هیکل از قتل رزم آرا به عنوان شدیدترین ضربه بر پیکر استعمار یاد کرد و گفت که این عمل به
نفع ملت ایران بود و آن گلوله و ضربه عالیترین و مفیدترین ضربه ای بود که بر پیکر استعمار و دشمنان
ملت ایران وارد آمد.(23)
در حقیقت ، در آن شرایط حساس که مبارزات پارلمانتاریستی در مجلس شورای ملی ، با تلاش اقلیت
جبهه ملی و آیت الله کاشانی ، نتوانسته بود مانع از پیشروی جناح دربار، انگلیس و امریکا شود، قتل
رزم آرا که به اعتقاد فداییان اسلام براساس معیارهای مذهبی صورت گرفته بود یکی از موانع بزرگ ملت
ایران را در راه رسیدن به حقوق ملی خویش ، از میان برداشت .
واقعه قتل رزم آرا و هژیر به دست فداییان اسلام ، دو ترور سیاسی بودند که سر و صدای زیادی ایجاد
کردند و در مسیر تحولات سیاسی ، اجتماعی کشور تاثیرات انکارناپذیری برجای گذاردند. قتل رزم آرا
توسط خلیل طهماسبی در واقع زنگ خطری برای نمایندگان وابسته به انگلیس ، در مجلس دوره
شانزدهم بود که در قالب اکثریت ، مانع از ملی شدن صنعت نفت بودند.(24) مرگ وی بر نهضت ملی
نفت تاثیر فراوان بر جای گذارد ، چنانکه فردای همان روز، کمیسیون نفت به اتفاق آرا ، اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور را پذیرفت و نفت در عرض یک هفته از سوی مجلسین ، ملی اعلام شد.(25)
در واقع این جوانهای مذهبی ، در قالب تشکلهای دینی چون جمعیت فداییان اسلام ، تحت رهبری نواب
صفوی و با حمایت معنوی روحانی برجسته سیاسی مذهبی کشور، آیت الله کاشانی و نیروهای ملی
مذهبی چون جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق توانستند رزم آرا، عاملی را که انگلستان به وی دل بسته
بود، از میان بردارند و با پشتیبانی آیت الله کاشانی ، ریاست وقت مجلس ، اقلیت مجلس و حمایت جبهه
ملی ، نفت ایران را ملی کنند.
از سوی دیگر به گفته ریچارد کاتم ، خلیل طهماسبی در این زمان توانست راهگشای مصدق و ملی گرایی
افراطی او شود، چرا که با انجام این عمل ، ایران به دوره مصدق پا نهاد و دکتر مصدق دولت ملی را برقرار
ساخت . خلیل طهماسبی نیز در سالگرد این اقدام در خصوص انگیزه اش نوشت :
«اگر خدمت ناچیزی را انجام دادم ، به خاطر رضای قادر متعال بود، تا بلکه مردم مسلمان ایران از بندگی
اجانب رها شوند. تنها آرزوی من پیروی از تعالیم قرآن بوده است.»(26)
فداییان اسلام براساس توافق به عمل آمده ، اعضای جبهه ملی را متقاعد کرده بودند که باید بر این
واقعیت گردن نهاد که در آن برهه خاص از زمان چاره ای جز نبرد با اجانب و عوامل داخلی آنان ، بر
حسب دستورهای دین مبین اسلام نیست . بر این اساس ، عهد بسته بودند تا پس از پیروزی نهضت و
کسب قدرت در رفتار خود مجدانه بر طبق قانون اساسی که هرگونه قانون مخالف اسلام را ملغی دانسته
و حکم به اجرای احکام اسلامی نموده بود پایبندی نشان دهند و به اجرای قانون اسلام ، همت
گمارند.(27) لیکن بلافاصله پس از کسب قدرت با پشت پا زدن رهبران و اعضای جبهه ملی به توافقات
پیشین ، زمینه های اختلاف و شقاق بین آنان و فداییان اسلام فراهم گشت . در این زمان به زعم فداییان
اسلام ، جبهه ملی و دربار توافق کرده بودند که همه تعهدات پیشین که آنان را ملزم به اجرای احکام و
دستورهای اسلام می کرد، نادیده بگیرند.
از جانب دیگر، به گفته ریچارد کاتم این زمینه های جدایی از آنجا ناشی می شد که مفهوم ملی گرایی
یکسره با بینش فداییان اسلام بیگانه بود و اقدام مصدق در تقویت بازوی غیرمذهبی دولت و خودداری
از قبول رهنمودهای پیشوایان دین ، موجب شد تا فداییان اسلام با چرخشی سریع ، رویاروی مصدق
قرار گیرند.(28) این اختلافات چنان شدت گرفت که یک ماه پس از نخست وزیری مصدق ، نواب صفوی
بازداشت و روانه زندان شد. بدین ترتیب دستگیری نواب ، فداییان اسلام را در تنگنای شدیدی قرار داد
که در پی تلاش مستمرشان برای آزادی نواب و دوستانش ، حوادثی چون تحصن و درگیری و بازداشت 51
نفر از فداییان اسلام در زندان قصر و ترور دکتر حسین فاطمی و مسائلی دیگر را به دنبال داشت .
نواب صفوی ، بارها پس از جدایی از جبهه ملی ، بر زبان آورد که با فداکاری برادران ما، هژیر و رزم آرا از
میان برداشته شدند و راه پیروزی نهضت ملی نفت و به قدرت رسیدن جبهه ملی فراهم شد و حال ، آنان
از اجرای خواسته های ما، مبنی بر اجرای احکام اسلامی سرباز می زنند. (29) نتیجه حاصل آن که با
چنین ترکیبی در دو جریان سیاسی ، اصطکاک منافع آن دو جریان امری گریزناپذیر بوده و حاصل آن
رودررویی دکتر مصدق و جبهه ملی با فداییان اسلام بوده است .
از سوی دیگر ، تضاد بنیادین دیدگاه های دینی فداییان اسلام با جهت گیری لیبرالیستی جبهه ملی از جمله
عوامل افتراق آنان شمرده شده است . جبهه ملی اساسا حرکتی مبتنی بر قانون و مبارزه در چارچوب
نظام مستقر محسوب می شد و نمی توانست علیه نظم مستقر شورش کند یا آن را به لحاظ شکلی و
ماهوی ، دستخوش دگرگونی سازد. از آنجا که جبهه ملی حرکتی اصلاح گرایانه با آرمانی دموکراتیک و
ضداستعماری بود، نمی توانست با آرمان های دینی فداییان اسلام پیوند یابد; در حالی که این جمعیت
می کوشید که هویتی دینی به جامعه ببخشد و موازین شریعت را در آن به اجرا درآورد و این خود، به
دگرگونی در ساختار و ماهیت حکومت می انجامید.(30)
همچنین پس از پیروزی نهضت نفت ، دامنه اختلافات نواب با جبهه ملی ، به حریم آیت الله کاشانی نیز
تسری یافت ; چنانکه نواب پس از ناامیدی کامل از دکتر مصدق ، در اجرای احکام اسلامی ، بویژه بعد از
بازداشتش توسط ماموران دولت مصدق ، به سراغ آیت الله کاشانی رفت و از وی خواست تا با تحت
فشارگذاشتن نمایندگان اقلیت مجلس ، اجرای خواسته های اسلامی آنان را محقق گرداند; اما جواب
قطعی آیت الله کاشانی این بود که ابتدا باید با قطع کامل مداخله انگلیس ، مساله نفت را حل کرد تا
سرانجام به اجرای اصول دینی برسیم.(31)
گرچه آیت الله کاشانی تلاش های زیادی در جهت آزادی نواب و یارانش انجام داد; لیکن برخی مسوولین
دولتی ، بدون توجه به این درخواست ها، سعی داشتند تا با مسبب نشان دادن آیت الله کاشانی ، بر دامنه
اختلافاتشان دامن زنند. این امر بر نواب صفوی که در زندان بود نیز چنین مشتبه شده بود که آیت الله
کاشانی ، فقط وعده آزادیشان را می دهد; لیکن عمل نمی نماید. از این رو، نواب صفوی پس از
رویگردانی از جبهه ملی ، از مساعدت و همراهی آیت الله کاشانی نیز مایوس شد; تا آنجا که در برخی
موارد آیت الله کاشانی مورد حملات تبلیغی فداییان اسلام قرار گرفت .
به طور کل ، با وجود آن که نواب در آغاز حرکت ، آیت الله کاشانی را در راهیابی به مجلس شانزدهم ،
سازماندهی اعتصاب بازاریان ، برپایی گردهمایی های عمومی ، شکل دهی تظاهرات هوادارانه از ملت
فلسطین ، یاری کرد، اما برخی معتقدند که از همان ابتدا از نظر فکری و سیاسی میان آنها اختلافاتی وجود
داشته است و این دو جریان نیز از لحاظ ترکیب اجتماعی طرفدارانشان و برداشتهای ایدئولوژیک شان و
نیز گرایش ها و آرمان های سیاسی شان ، با یکدیگر تفاوت هایی بنیادین داشتند; به همین دلیل ریشه
اختلافات آن دو را در حوزه ایدئولوژیکی جستجو کرده اند. (32)
علاوه بر آن ، جریان ها و نیروهای سیاسی رقیب یا مخالف ، روسای شهربانی و برخی رده های بالای
حکومتی نیز در توسعه و دامن زدن به اختلافات آنها، از هیچ تلاشی چشم پوشی نمی کردند. (33)
این نکته نیز درباره علل اتخاذ شیوه قهرآمیز در مبارزات پیگیر جمعیتی سیاسی دینی ، گفتنی است که
بنابر استدلالات نواب صفوی رهبر این جمعیت ، با لحاظ مقتضیات زمان و شرایط خاص سیاسی
اجتماعی ، این گروه هرگز درصدد نفی مطلق و تخطئه ترورهای انقلابی آنان برنیامده اند; زیرا همگی
معتقدند که اینگونه عملیات ، در جریان نهضت عمومی مردم و در روند رخدادهای سیاسی اجتماعی
ایران معاصر، از نظر سیاسی ، فکری و مذهبی ، سهم بسزایی داشته است . علاوه بر آن ، در این نکته نیز
اتفاق نظر وجود دارد که همه این قتل ها، با دفاع از منافع ملی و مذهبی کشور صورت گرفته و نتایج مثبتی
در تاریخ معاصر کشورمان به بار آورده است ، چنانکه بدون اعدام انقلابی کسروی ، رزم آرا و هژیر بخش
عمده ای از مبارزات مذهبی ملی ، ناکام می ماند.
از سوی دیگر، به نظر هواداران این جمعیت ، این تلاش ها در راه انهدام مهاجمین به اسلام و حقوق
مسلمانان صورت پذیرفته و با اجازه و فتوای فقهای عالیقدر اسلام و درست در چارچوب ضوابط شرع
مقدس انجام می گرفته است.(34) به طوری که حتی آیت الله کاشانی به عنوان رهبر مذهبیون و فعالترین
مجتهد سیاسی آن دوران ، غالبا فکر کشتن دشمنان دین و ملت را تحت عنوان وجوب قتل مفسدین در
روی زمین ، تایید می کرد. (35) تا آنجا که صراحتا با مفسدفی الارض خواندن تعدادی از سیاستمداران
فاسد حکومت ، فتوای شرعی ترور آنها را صادر کرده بود، اجرای طرح قتل رزم آرا توسط فداییان اسلام
هم ، بر اساس همان حکم شرعی وی صورت پذیرفت .
نواب صفوی ، با چنین اندیشه و تفکری ، راه برپایی نظام و حکومت اسلامی را نبرد قهرآمیز و مسلحانه
می دانست . به همین جهت ، گروهی فداییان اسلام را به دلیل آن که در آن نظام دیکتاتوری و خفقان ، شیوه
مسلحانه را در تاکتیک مبارزاتی خود برگزید، از لحاظ اجتماعی ، اهل خشونت می خوانند; اما نواب و
یارانش را از لحاظ فردی واقعا فدایی اسلام ، متعصب در دین و حساس نسبت به مسائل اسلامی
می شناسند. آنان جملگی نواب صفوی را فردی مخلص و نیز همراهی او با جبهه ملی ، در جریان نهضت
نفت را صادقانه قلمداد می نمایند و معتقدند که فعالترین ، موثرترین و محسوس ترین گروه اسلامی کشور
در آن شرایط حساس جمعیت فداییان اسلام بوده اند.(36) نواب صفوی و یارانش نسبت به اسلام و
دفاع از آن در برابر دشمنان دین دیدگاه و گفتمان خاصی داشتند که همان مبارزه قهرآمیز با دشمنان اسلام
بود. نواب در بازجویی هایش اعلام کرده است که تنها با انگیزه دینی و نیز با اعتقاد به کسب مجوز شرعی
عملیات مسلحانه و اخذ آن از برخی مراجع و مجتهدین ، به چنین اعمالی مبادرت ورزیده است .
به هر حال ، با وجود نقش موثر فداییان اسلام و نهضت ملی نفت ، به دلیل بازداشت و زندانی بودن نواب
و یارانش در بیشتر دوران دولت ملی ، کودتای پس از کودتای 28 مرداد، به فعالیتهای فرهنگی - تبلیغی
روی آوردند و نواب صفوی نیز به یک سلسله مسافرتهای تبلیغی به کشورهای عربی پرداخت ; تا این که
در جریان ترور حسین علاؤ به دلیل مخالفت با شرکت وی در انعقاد پیمانهای نظامی استعماری ،
سرانجام در 27 دی سال 1334 شمسی پس از محاکمه ای فرمایشی به همراه دوستانش پای چوبه دار
رفت و در راه مبارزات اعتقادیش ، به شهادت رسید.
منابع و ماخذ:
1 - علیرضا ملایی توانی ، مقاله «تاملی در اندیشه و عمل جمعیت فداییان اسلام»، فصلنامه پژوهشکده
امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ، سال دوم ، شماره 5 و 6
، زمستان 1378 و بهار 1379
2 - پیشین
3- ریچارد کاتم ، ناسیونالیسم در ایران ، ترجمه احمد تدین با مقدمه حاتم قادری ، تهران ، انتشارات
کویر، 1371
4- اعلامیه جبهه ملی ایران که در جلسه علنی مجلس شانزدهم در تیرماه 1329 ش ،
توسط دکتر مصدق قرائت شد
5- امینی ، داوود، جمعیت فداییان اسلام و نقش آن در تحولات
سیاسی اجتماعی ایران ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران ، 1381، ص 196
6 - فتاوی و بیانیه های این علما و مراجع تقلید، به ترتیب در روزنامه های شاهد 14 بهمن 29، شاهد 16 بهمن 29،
باختر امروز 4 بهمن 29 و باختر امروز 12 بهمن 29، به چاپ رسیده است
7- تبریزی نیا - حسین ،
ناپایداری احزاب سیاسی در ایران ، ترجمه علی باقری ، نشر بین الملل ، 1371، ص 226
8 - قربانعلی
سنجابی ، محمود، احزاب سیاسی ایران (قربانیان باور)، تهران ، انتشارات آسیا، 1375
9 - خسروشاهی ، سیدهادی ، فداییان اسلامی (تاریخ ، عملکرد، اندیشه) ، تهران ، انتشارات اطلاعات ،1375.
10- سحابی ، عزت الله ، نیم قرن خاطره و تجربه ، 1376، ص 21.
11 - خواندنی ها، سال 16 ، شماره 19 ، خاطرات فداییان اسلامی به قلم سیدمحمد واحدی. همچنین نگاه کنید به : ناگفته ها،
خاطرات مهدی عراقی ، به کوشش محمود مقدسی ، مسعود دهشور و حمیدرضا شیرازی ، تهران ،
موسسه خدمات فرهنگی رسا ، 1370، ص 72
12- سحابی ، ویژه نامه اطلاعات ، 17 دی ماه 1359
13- سحابی ، عزت الله ، پیشین ، ص 31
14- خسروشاهی ، سیدهادی ، ص 114، به نقل از
خاطرات یا پیدایش فداییان اسلام از سیدمجتبی نواب صفوی
15- تبریزی نیا، حسین ، پیشین ، ص 226
16- ناگفته ها، پیشین ص 77-}72
17- آرشیو سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ،
کلیدواژه های فداییان اسلام و سیدمجتبی نواب صفوی
18- پیشین
19- پیشین
20- پیشین
21- پیشین
22- مدنی ، سیدجلال الدین ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، جلد اول ، دفتر انتشارات
اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، 1361، ص 354
23 - مجله 15 خرداد ، شماره 19
و 20 ، سال چهارم ، زمستان 1374 ، مقاله «گزارش قتل رزم آرا»
24- تبریزی نیا، حسین ، پیشین ، ص 227.
همچنین نگاه کنید به : مدنی ، سیدجلال الدین ، پیشین ، ص 354
25 - سحابی ، عزت الله ،
پیشین ، ص 21
26 -ریچارد کاتم ، پیشین ، صص 184-}183.
27 - خسروشاهی ، سیدهادی ،
پیشین ، ص 114
28 - ریچارد کاتم ، پیشین ، ص 184
29 - آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،
پرونده فداییان اسلام ، کدبازیابی 2808/3 سند شماره 1-3
30 - ملایی توانی ، علیرضا، پیشین ، ص 307
31 - حجتی کرمانی ، علی ، فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، سال 27، شماره 6، ص 303.
}32 - ریچارد کاتم ، پیشین ، ص 184
33 - ملایی توانی ، علیرضا، پیشین ، ص 309
34 - خوش نیت ، سیدحسین ، سیدمجتبی نواب صفوی ، اندیشه ، مبارزات و شهادت او، تهران ، انتشارات
منشور برادری ، 1360 ص 212
35 - قنات آبادی ، شمس ، سیری در نهضت ملی شدن صنعت نفت ، خاطرات شمس قنات آبادی ، بازیابی پرونده وی در ساواک ، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت }1377، ص 126
36 - سحابی ، عزت الله ، پیشین ، ص 24.