دکتر دلخواه این روزها در تدارک نمایشی با عنوان «نفرینهای تیزپا» است که متن آن را براساس نمایشنامه «ریچارد سوم» اثر «شکسپیر» بازنویسی و دراماتورژی کرده است. ریچارد سوم را آخرین پادشاه بریتانیا در قرون وسطی میدانند که در ایام سلطنتش، حکومتی توأم با قتل و وحشت ایجاد کرد و در نبرد بوسورث توسط هنری تیودور کشته شد. با این کارگردان و استاد دانشگاه درباره این نمایش و مسائل این روزهای تئاتر کشور به گفتوگو نشستیم.
ظاهرا قرار است نمایش نفرینهای تیزپا را روی صحنه ببرید؟
بله، این روزها در تدارک اجرای نمایشنامه «نفرینهای تیزپا» که براساس نمایشنامه «ریچارد سوم» اثر شکسپیر بازنویسی و دراماتورژی کردهام، هستم. در این نمایش تغییرات زیادی نسبت به «ریچارد سوم» صورت گرفته است و برای نوشتن آن، از متون دیگری نظیر «هملت»، «مکبث» و «لیرشاه» استفاده کردهام. بنابراین اصل نمایشنامه براساس «ریچارد سوم» آماده شده، اما محتوا گستردهتر است و اجرا به شیوه مدرن خواهد بود.
در این اجرا چه کسانی شما را همراهی میکنند؟
در «نفرینهای تیزپا» رحیم نوروزی، نقش ریچارد سوم را بر عهده دارد و بازیگرانی نظیر رویا افشار، پردیس افکاری، حمیدرضا هدایتی، ناصر آشوری، افسون دلخواه، صادق حیدری، مجید نوروزی، سارا نجفی، آریا توسلی، بهزاد داوری، بهروز پناهنده و محمدرضا ترابی در آن بازی میکنند. فاطمه زعفرانی، طراح صحنه و لباس، یوسف باپیری مشاور کارگردان و علی صادقیخواه نیز دستیار اول برنامهریز است. بامداد افشار نیز آهنگسازی این نمایش را بر عهده دارد.
چه زمانی قرار است این نمایش به روی صحنه برود؟
ما هماکنون مشغول تمرین «نفرینهای تیزپا» هستیم تا انشاءالله آن را در جشنواره تئاتر فجر در بخش تازههای تئاتر ایران به روی صحنه ببریم و در ادامه در اردیبهشت و خرداد سال آینده، اجرای عمومی آن را برگزار کنیم.
چرا این نمایش را براساس نمایشنامه «ریچارد سوم» بازنویسی و دراماتورژی کردید؟ دلیل علاقهتان به «شکسپیر» چیست؟
«شکسپیر» یکی از نویسندگان مورد علاقه من است، بخشی از مطالعات و حتی تخصص من در دوره دکتری «ویلیام شکسپیر» بوده است. البته تخصص اول من در این مقطع، «گورتوفسکی» و در مرتبه بعد، شکسپیر بود. تاکنون چند اثر از شکسپیر را در آمریکا و نمایش «سزار» این نویسنده را در ایران اجرا کردهام. «شکسپیر» هیچوقت کهنه نمیشود و میشود نمایشنامههای او را در مکانها و زمانهای گوناگون اجرا کرد. مسائلی که در آثار «شکسپیر» توجه یک کارگردان را جلب میکند، زیاد است.
چه مسائلی؟
مسائلی نظیر روابط انسانی، روابط اجتماعی و... انتخابهایی که انسانها میکنند و عواقبی که به خاطر این انتخاب، دامنگیرشان میشود. در نمایشنامه «ریچارد سوم» هم که مبنای کار ماست، علاوه بر مواردی که اشاره کردم، مساله قدرت مطرح میشود، در این نمایشنامه، با پادشاهی روبهرو هستیم که به خاطر به قدرت رسیدن، اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا میگذارد و سرانجامی تراژیک دارد. علاوه بر این، آثار شکسپیر از جنبههای زیباییشناختی اثر و به لحاظ هنری، ادبی و نمایشی، بسیار قوی هستند و کارگردان در واقع میتواند درصدی از آن را اجرا کند و از پسش بر بیاید؛ به اعتقاد من، شکسپیر اقیانوسی است که اگر شناگر ماهری نباشی ممکن است در آن غرق شوی.
شما با وجود اینکه دانشآموخته رشته تئاتر در عالیترین سطح آن یعنی مقطع دکتری هستید و سالهاست که در عرصه اجرا فعالیت دارید و شناخته شدهاید، با این وجود خیلی پُرکار نیستید، دلیل یا دلایل این کمکاری چیست؟
حقیقتش پُرکار هستم، اما پُرکاری من در حوزه آموزش است. من تمام طول هفته را کار میکنم، نزدیک به 15 سال است که عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس هستم، علاوه بر آن، در این سالها در دانشگاههای مختلف نظیر دانشگاه آزاد و دانشگاه سوره، تدریس داشتهام. در حال حاضر چهار، پنج روز، در دانشگاه تدریس میکنم و دو روز باقیمانده را در آموزشگاه بازیگری، مشغول تدریس هستم. با وجود این، هر سال سعی کردهام یک نمایشنامه را به روی صحنه ببرم. از طرف دیگر کار کردن در حوزه نظریهپردازی، تألیف و ترجمه را دوست دارم. چندین و چند اثر در این حوزهها دارم که واقعا وقت نمیکنم، آنها را تکمیل و منتشر کنم. اغلب فراوان اتفاق میافتد که استانها و شهرستانهای مختلف برای اجراها و برگزاری کارگاهها، از من دعوت میکنند، اما متأسفانه وقت نمیکنم دعوت آنها را قبول کنم. در کنار اینها، دوستان خوب زیادی مرا برای بازی در فیلمهای سینمایی و سریالهایشان دعوت میکنند که به دلیل همین مشغلهها، شرمندهشان میشوم. به هر حال اینکه بخواهم درگیر یک فیلم سینمایی، سریال یا تلهفیلم شوم، چند ماه باید وقت بگذارم و واقعا این کار برایم مقدور نیست، اما اگر سؤال شما به کمکاری من در حوزه اجرا مربوط شود، باید بگویم علاوه بر دلایلی که برشمردم، یک دلیل بسیار بزرگ وجود دارد که تقریبا هم برای من و هم برای همکارانم، برجستهتر از سایر دلایل است.
چه دلیلی؟
این که من و همکارانم می توانیم در حوزه اجرا، پرکارتر باشیم و نیستیم، دلیل عمده آن ضعیف شدن انگیزههای ماست. این مساله دلایل مختلفی دارد. وقتی کسی انگیزههایش ضعیف شود، کمکم تلاشش برای غلبه بر مشکلات و معضلات کم میشود و حتی گاهی این تلاشها را متوقف میکند. البته من سعی میکنم انگیزهام را قوی نگه دارم و تاکنون کوشیدهام هیچگاه ناامید نشوم، اما گاهی اوقات در مواجهه با این معضلات حتی من هم کم میآورم. مثلا فرض کنید آدمی مثل من که این همه سال، در صحنه نمایش بودهام و 30 سال است که تدریس میکنم، مجبور میشوم برای گرفتن یک سالن کلی معطل شوم و دنبال اسپانسر بگردم و... در چنین شرایطی است که کمکم تحلیل میروم و انگیزههایم خواهناخواه ضعیف میشود. در حالی که من خارج از ایران این مشکلات را نداشتم. مثلا در همین نمایش «نفرینهای تیزپا» که بهعنوان کارگردان حضور دارم باید ذهنم درگیر هزار و یک چیز دیگر باشد که ربطی به من کارگردان ندارد. هرچند از انصاف نباید گذشت و کوششهای بزرگوارانی نظیر آقای دکتر اسدی، دبیر محترم جشنواره تئاتر فجر و مدیریت محترم تئاتر شهر را نباید نادیده گرفت، آنها از ما حمایت میکنند، اما به طور کلی، کار سخت شده است و ما چه در حوزه پژوهش و چه در حوزه اجرا و روی صحنه بردن یک اثر با مشکلات متعددی روبهرو هستیم که به جای اینکه تشویقکننده باشند، بازدارندهاند.
از سختیهای گرفتن سالن برای اجرای نمایش گفتید، نظرتان راجع به سالنهای خصوصی چیست؟
هر اتفاقی که در این حوزه میافتد، اعم از ساختن سالنهای خصوصی و عملیاتی کردن آنها، مسلما براساس ضرورتها صورت میگیرد؛ یعنی نیاز به داشتن فضای بیشتر باعث میشود پلاتوها و سالنهای خصوصی شکل بگیرد. به هر حال آنچه مسلم است این است که سالهای دولتی تعدادشان اندک است و سالن خاصی هم در سالنهای اخیر، به این تعداد اضافه نشده است یا اگر هم اضافه شده، چندان چشمگیر نبوده است؛ زیرا تقاضا در این عرصه، بسیار است و تناسب چندانی با نسبت عرضه ندارد. در این میان، راهاندازی سالنهای خصوصی بخشی به خاطر نیاز به داشتن فضای نمایشی و بخشی به خاطر ایجاد درآمد، افرادی را به فکر میاندازد که به این سمت گرایش پیدا کنند. ممکن است در این میان مواردی نظیر کوچک بودن این اماکن و استاندارد نبودنشان مطرح شود، که لازم است برای رفع این نقیصهها، نهادهای دولتی از این سالنها حمایت جدی کنند. طبیعی است که اگر بخشی از هزینهها را این نهادها به عهده بگیرند، مثلا دولت وامهایی به سالنهای خصوصی بدهد، میشود امیدوار بود که استانداردهای یک سالن به لحاظ تجهیزاتی و بالا رفتن ضریب امنیتی برقرار شود و در مجموع آنچه که حاصل میشود قطعا به نفع هنر نمایش و تئاتر کشور باشد.
شما به عنوان کسی که سالهاست سابقه تدریس در دانشگاه و آموزشگاههای مختلف را داشتهاید، نظرتان راجع به آموزش تئاتر چیست؟
ما در زمینه آموزش تئاتر و رشتههای هنری مشکلات متعددی داریم. یکی از این مشکلات به سیستم آموزش دانشگاهی ما در حوزه تئاتر برمیگردد. امروزه پذیرش دانشجو تبدیل به یک مشکل اساسی شده است. به بیان دیگر تعداد دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاهها بسیار زیاد است. این مشکل بهخصوص در دانشگاه آزاد بیداد میکند. در حال حاضر تقریبا دیگر کنکوری در کار نیست و گزینش علمی، عملا معنایی ندارد. کلاسهای شلوغ، واقعا مشکلساز هستند. کلاسهایی که بیشتر از 15 نفر دانشجو دارند، خصوصا در سطح کارشناسی ارشد اصلا معنا ندارد. چطور میتوان از کلاسی که در مقطع کارشناسی ارشد 40 دانشجو داشته باشد، توقع بازدهی مثبت داشت؟ همین مساله باعث میشود که کمیت، کیفیت را زیر سوال ببرد و دانشگاهها نتوانند به رسالت خود که آموزش علمی و اصولی به دانشجویان است، دست پیدا کنند.
اعظم حسنتقی ـ مهرداد نصرتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم