در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ژولین پیرس، گزارشگر رادیو «اروپا ۱» گفته است: «این یک قتلعام بود. مردم فریاد میزدند، جیغ میکشیدند و همه روی زمین دراز کشیده بودند، ده دقیقه طول کشید، ده دقیقه، ده دقیقهای هولناک که در آن همه روی زمین بودند و سر خود را در دست گرفته بودند. صدای شلیکهای فراوانی به گوش میرسید و تروریستها بسیار خونسرد و بسیار جدی بودند. در این فاصله سه یا چهار بار خشاب اسلاحشان را عوض کردند. آنها هیچ شعاری هم سر نمیدادند. هیچ چیز نمیگفتند.»
پیرس میگوید ۲۰ تا ۲۵ جسد را روی زمین دیده است و بسیاری دیگر هم بهشدت مجروح شده بودند. او میگوید خوششانس بوده است که در زمان آغاز تیراندازی نزدیک به جلوی سن بوده: «مردم قصد داشتند فرار کنند و پا روی کسانی میگذاشتند که روی زمین بودند. من در زمانی که تروریستها مشغول تعویض خشاب بودند یک راه خروجی پیدا کردم و از سن بالا رفتم و خارج شدم.»
این خبرنگار میگوید او یک دختر نوجوان زخمی را با خود بیرون برده و او را به یک تاکسی سپرده است تا به بیمارستان منتقل کند. پیرس میگوید او صورت یکی از این افراد مسلح را دیده که احتمالا ۲۰ تا ۲۵ سال داشته است. او در پاسخ به این سوال که آیا شنیده است با چه زبانی سخن میگفتهاند یا نه، پاسخ داد: «ابدا. هیچ چیز نشنیدم، فقط فریاد و جیغ مردم بود. آنها هیچ شعاری نمیدادند. هیچ چیز نمیگفتند. فقط تیراندازی میکردند. اتفاقی که افتاد هولناک بود. یعنی، ده دقیقه تیراندازی نامنظم و بیهدف در یک سالن کنسرت کوچک. حداکثر 2000 نفر آدم آنجا حضور داشتند؛ وحشتناک بود.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: