در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهنام طاهری وفا: هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچهای میرسی که زندگیات را روشن میکند.
مهران از مراغه: با تشکر بسیار از مطالبتان و باز هم تشکر به خاطر تنوع بخشیدن به فالتون که شعر هم اضافه کردهاید.
محبوبه از کاشان: لطفا تزئین سالاد و قشنگ کردن روی غذا هم آموزش دهید. صفحه خیاطی و چه جوری خانه را وقتی مهمان میاد زود مرتب کنیم هم اضافه کنید.
بدون نام: پنجاه سال پیش عشق معنی داشت، ارزش داشت و امروز عشق یعنی هر چیزی که تو میخواهی یکشبه بهش برسی! همسر خوب، اتومبیل گران، خونه ویلایی، جواهرات آنچنانی و... خلاصه عشق به مشق برای رسیدن به این چیزها تبدیل شده.
مامان آریا از چالوس: از شما خواهش میکنم طرز تهیه جوانهها رو در بخش آشپزی آموزش بدین.
مجید صابریان از سمنان:از دیگران پند و اندرز بیاموز که برای رسیدن به موفقیت بدان نیازمندی.
لیلا موحدی از تبریز: حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست که روی اون، ها کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم و وایسیم آب شدنش رو تماشا کنمی. روی شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی باید مردونه پاش وایسی.
فرخ از مشگینشهر: امروز با هم بودن را تجربه میکنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را. پس امروز را بیایید زندگی کنیم به حرمت خاطرات فردا.
مازیار از سقز: چون شمع در گریز از خویشتن، پیوسته میکاهم. زانکه بر این پرده تاریک، این خاموشی نزدیک، آنچه میبینم نمیخواهم و آنچه میخواهم نمیبینم.
علیرضا ماهری: ایام جوان و زمان ماضی/ یک قلب شکسته با کلاهی قاضی/ من دور شکوفه را کشیدن دیوار/ از دست درخت خشک و از خودراضی.
طیبه شکری زاده از قم: برای من چاردیواری تمام صفحاتش قابل ستایشه. با چاردیواری احساس میکنم هم دکترم هم روانشناس هم آشپز. چاردیواری خودش دنیاییه. از شما ممنونم.
نازی، تنهاز 15 ساله: دلم گرفته، خیلی تنگ شده، واسه خنده، واسه بیدلیل شاد بودن،حتی واسه یه شب راحت خوابیدن. قبلا وقتی خوابم نمیبرد وسط حیاط دراز میکشیدم و ستارهها را نگاه میکردم و میشمردم تا خوابم ببره. این روزا که دلم تنگه حتی لالایی ستارهها هم نمیتونه چشمام رو خواب کنه. این روزا که دلم تنگه چیزای کوچیک خوشحالم نمیکنن. منتظر یه تحول بزرگم اما خودمم هنوز نمیدونم چه چیزی میتونه یه تحول بزرگ باشه. موندم بین دوراهی قلبم و عقلم.
قنبر یوسفی لاویج از آمل: در کوه دماوند، فراوانی هست/ پاکی و صفا و چشمه و کانی هست/ هر چند که هست آب آن مورددار/ در کندن کوه و معدنش نانی هست.
عطاءالله: مادری دارم بسیار سختگیر و عصبی و شکاک. جان مرا به لب رسانده و زندگی را برای من دشوار کرده. حرف کسی را هم گوش نمیدهد. حرف، حرف خودش است.
سعیده از مشهد: حالا که پاسخگو از صفحه بروبچ رفتن جای خالی ایشون خیلی احساس میشه. میخوام لطف کنید حداقل سلام من رو بهشون برسونید. من خیلی چیزهای خوب از ایشون آموختم. بهشون مدیونم. خواهش میکنم حداقل این درخواست من رو چاپ کنید که اگه میخونن بدونن توی زندگی من خیلی اثرگذار بودن و خیلی ازشون ممنونم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: