در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر دلتان برای این بازی تنگ شده حتما این گزارش را بخوانید و بعد از خواندن اطرافیان را به حضور در این رقابت خاطرهانگیز «اسم و فامیل» دعوت کنید.
اضافه شدن نام تیم فوتبال به جدول
جدولی که برای اسم و فامیل میکشیدند چند ردیف و ستون داشت. در خانه بالایی ستونها گزینههایی را مینوشتند که مشخص میکرد برای هر حرف چه کلماتی باید پیدا شود. سادهترین گزینههایی که همه سراغش میرفتند اینها بود: اسم، فامیل، رنگ، میوه، غذا، شغل، حیوان، اشیا، ماشین، گل، شهر و کشور. بعضیها به سلیقه خودشان گزینههای دیگری هم اضافه میکردند. هر چقدر تعداد ستونها بالا میرفت دشواری مسابقه بیشتر میشد. زمانی که گزینهها رایج و شناخته شده بود شرکتکنندگان براساس محفوظاتشان چیزهایی مینوشتند، اما برای سوالهای جدید باید فکر میکردند و جوابهای تازه پیدا میکردند. مثلا بعضیها در بالای ستون گزینه تیم ملی فوتبال یا فیلم سینمایی را قرار میدادند که شرکتکنندگان باید جوابش را پیدا میکردند. اعضای بدن، صفت خوب یا بد، ورزش و خیلی چیزهای دیگر هم میتوانست جزو سوالها باشد.
مامان! شما بگین «کاهویی» رنگه؟!
بامزهترین بخش بازی این بود که کلماتی را فیالبداهه از خودمان میساختیم و رویش پافشاری میکردیم. بعضی وقتها بزرگترها وساطت میکردند و غائله را میخواباندند. وگرنه دعوا تا آخر شب ادامه داشت. مثلا یک نفر در بخش غذا مینوشت «لیمو با نان» و طرف مقابل پیش پدر و مادرش میرفت تا ثابت کند لیمو با نان غذا نیست! آنهایی که حرفهای بودند از این چیزهای بیاساس زیاد ابداع میکردند. یک اسم پیدا میکردند و با اضافه کردن یک پسوند فامیل میساختند. مثلا اسم میشد «یاسر» و فامیل هم «یاسری». بچههای زرنگ برای پیدا کردن اشیا نیم نگاهی به بخش میوه داشتند. مثلا در بخش میوه هندوانه را مینوشتند و اشیا هم میشد هندوانه پلاستیکی! این جور بچهها کلمه «هندوانه» را به همین راحتی رها نمیکردند و در بخش شغل هم به سراغش میرفتند. با استفاده از این فرمول شغل هم میشد هندوانه فروش! با حرف «ژ» شغل ژاکت فروش و ژیان فروش را درست میکردند که هنوز هم کسی نمیداند چنین شغلی وجود دارد یا نه!
سیمرغ بلورین سختترین حرف تقدیم میشود به...
معمولا مسابقه را با حروف آسان مثل« الف»، «ب»، «س»، «ش» و... شروع میکردند و بعد سراغ حروف سخت میرفتند. منظور از حروف آسان حروفی است که با آن میشد همه گزینهها را سریع پر کرد. حیوانات، میوهها و گُلهای زیادی داریم که اول اسمشان با حرف «الف» شروع شود، ولی «ص»،« ژ»، «ث» و «ی» حروف سختی هستند و در حین بازی برای هر کلمه باید کلی فکر کنی. مثلا اگر حرف الف انتخاب شود در بخش میوه آلو، آناناس، انار و انبه را میتوان نوشت. در بخش شهر آبادان و آستارا را داریم و در بخش اسم آرش، امید، احمد و احسان اسامی مورد قبول هستند. راجع به بعضی حروف دو طرف شرکتکننده به توافق میرسیدند که جلوی برخی بخشها را خالی بگذارند. مثلا اگر حرف «ص» انتخاب بشود در بخش میوه، حیوان و ماشین هیچ چیزی نمیشود نوشت. حرف «غ» هم کار را سخت میکند چون هیچ شهر، کشور، شغل و ماشینی نداریم که با این حرف شروع بشود. در بقیه بخشها غوره، غلام و غاز به دادمان میرسند؛ وگرنه باید کلا این حرف را از بازی اسم و فامیل حذف میکردیم. در بررسی حرفهای سخت نباید از «ظ» غافل شد. اگر ظفر و ظفری را در بخش اسم و فامیل بنویسیم آنگاه در بخشهای رنگ، میوه، غذا، حیوان، اشیا، گل، کشور و ماشین به مشکل برمیخوریم. در بخش شغل با کمی اغماض میتوان به شغل «ظرف فروشی» اشاره کرد!
سیمرغ بلورین سختترین حرف به حرف «ث» تعلق میگیرد. در بخش اسم و فامیل ثریا و ثریایی را مینوشتیم و سپس به در و دیوار خیره میشدیم. بعد از گذشت این همه سال هنوز کسی رنگ و میوه و شهری پیدا نکرده که با حرف «ث» شروع شود.
«چ» در نگاه اول حرف سختی بود. ولی کمی که فکر میکردی یادت میآمد کلمات چمنی، چغندر، چلوکباب، چلچله، چمدان، چین، چشم و چرمدوز میتواند تو را از حریف پیش بیندازد.
آن زمان مشکل اصلی این بود که کودکان نمیدانستند حیوانی که با حرف «ظ» شروع شود را داریم یا نداریم! الان با آمدن نرمافزارهای «اسم و فامیل» میتوان داشتهها و نداشتهها را در هر بخش کاملا بررسی کرد. ولی آن زمان دو طرف بعضا فکر میکردند که چنین کلمهای وجود دارد و آنها قادر به کشفش نشدهاند.
موفقیت با تکیه بر حافظه و سرعت عمل
برنده شدن در بازی نیاز به چند مهارت داشت. بعضیها حافظه خوبی داشتند و میدانستند با هر حرف چه کلماتی ساخته شده است. بعضیها هم در لحظه فکر میکردند و کلمات جدید به ذهنشان میرسید. سرعت عمل هم نقش تعیین کنندهای داشت. کسی برنده مسابقه بود که کلمات را سریعتر داخل خانههای جدول بنویسد. با گفتن کلمه «استوپ» یا «تمام» دو نفر خودکار را روی زمین میگذاشتند و جوابها را بررسی میکردند. وقتی یک نفر اعلام تمام شدن میکرد، دیگران حق نداشتند چیزی بنویسند. البته بعضی وقتها یک نفر دستش را به نشانه تمام شدن بالا میبرد، ولی بعدا معلوم میشد که جوابهایش ناقص بوده و چند کلمه را ننوشته است. این طوری حق دیگرانی که جوابها را بلد بودند ضایع میشد. داوران فدراسیون اسم و فامیل هنوز هم برای این تخلف هیچ جریمهای پیشبینی نکردهاند.
تقلب کند نمرهها را زیاد!
بهرهگیری از چاشنی «تقلب» بازی اسم و فامیل را شیرینتر میکرد. میشد مثل زمان امتحان مدارس جوابها را از روی برگه نفر مقابل نوشت. البته بعضیها خودشان را روی برگه میانداختند و از آن مثل ناموسشان مراقبت میکردند. بعضیها در لحظه امتیازدهی هم فکر میکردند و جوابهای نانوشته را برزبان میآوردند و امتیاز میگرفتند. برای خنثیکردن این تقلب از دو خودکار غیرهمرنگ استفاده میکردند. برگهها و خودکارها را با هم عوض میکردند و به گروه مقابل امتیاز میدادند. بعضیها هم عادت داشتند که بلندبلند فکر کنند. کلمات را بر زبان میآوردند و جوابها را لو میدادند. نفر مقابل اگر گوش تیز میکرد میتوانست از جوابهای لورفته استفاده کند. البته بابت کلمات مشابه فقط 5 امتیاز به طرفین تعلق میگرفت. جواب غیرمشابه هم 10امتیاز داشت.
احسان رحیم زاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: