در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بچّه بودیم و به ما میداد بابا پول خرد
ساعتی دیگر بدَل میشد به قاقا پول خرد
تمرهندی، تخمه، شربت، شاهدانه، مسقطی...
کرده بود آن دوره شیرین کام ما را پول خرد
توی جیب مردم اغلب چندتایی سکه بود
چون گدا دائم طلب میکرد از ما پولِ خرد
پیش از آنیکه به تاکسیها بگویی: «مستقیم!»
بیگمان بایست میکردی مهیا پول خرد
سالها پول سیاهش خواندهام، رویم سیاه!
از جهالت بس درشتی کردهام با پول خرد
شستهاند او را و اکنون صورتی دارد سفید
گشته هرجا روسپید و ماه سیما پول خرد
وقتِ شستن اسکناس از بیخ و بن وامیرود
درنمیآرد ولی از این اداها پول خرد
حال میلیونها یورو (سهل است بل میلیاردها)!
داخل جیب فلانی نیست الّا پول خرد
خُرد خوانیمش، ولی او راست تاثیری کلان
نیست اکنون غیر اسمی بیمسما پول خرد
متهم گردد اگر روزی ز سوی مدعی
نرخ تعیین میکند در بین دعوا پول خرد
دوش دیدم توی سینی سوی من میآورند
(ب.ز) میگوید مرا: «آقا، بفرما پول خرد»!
صبح گفتم با مُعبّر خواب خود را، خنده کرد
گفت: شاعر، در سرت آورده سودا پول خرد!
شعرهای تو نمیارزد به یک پول سیاه
گرچه هی کردی «ردیف» اینجا و آنجا: پول خرد
سعید سلیمانپور ارومی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: