در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از مشکلاتی که بسیاری از ما در زندگی مشترکمان با آن درگیریم این است که اگر در مقابل شریک زندگیمان اشتباهی مرتکب شدیم، نهتنها عادت نکردهایم با او گفتوگو کنیم، سوءتفاهمهای پیش آمده را برطرف کنیم و چنانچه متوجه خطایی شدهایم، غرور ویرانگر را کنار بگذاریم و عذرخواهی کنیم، بلکه طرف مقابلمان هم به جای حل مساله درصدد مقابله بهمثل برمیآید و دقیقا از همینجاست که چراغهای رابطه یکی پس از دیگری خاموش میشود.
«مقابله بهمثل» آفتی است که وقتی به جان زندگی مشترک بیفتد، آنچنان تخریب میکند که گاه برای یک لج و لجبازی کوچک، یک زندگی چندین ساله از هم میپاشد. رفت و آمدهای خانوادگی خیلی از ما تحت تاثیر همین ناهنجاری رفتاری مقابله بهمثل است. گویی آدمها برایمان نه به خاطر خودشان که در ارتباط با رفتار همسرمان ارزش پیدا میکنند. اگر همسرمان با پدر و مادر ما رفت و آمد نکند به خودمان حق میدهیم ما هم مقابله بهمثل کرده و با خانوادهاش بیمهری کنیم. حال آنکه ارزش آدمها به وجود خودشان و مهربانیهایی است که دارند. منصفانه نیست احترام گذاشتن به پدر و مادر و خانواده همسرمان را وابسته به رفتار او با خانواده خودمان کنیم و با این روش دل عزیزانمان را بشکنیم.گاهی لازم است به جای مقابله بهمثل کردن و به بحران پیش آمده در زنگی دامن زدن، تلنگری به خودمان بزنیم و کلاهمان را قاضی و خود را محاکمه کنیم؛ محاکمهای سخت که حاصلش دادن حکمی عادلانه باشد و دریابیم کجای کارمان اشتباه بوده و چرا نتوانستهایم مشکلات پیش آمده را مانند یک انسان فهیم و خودساخته حل کنیم.
یادمان باشد هیچکس ما را بهتر از وجدانمان نمیشناسد. در گام اول خودمان باید به خودمان کمک کنیم. غرور را کنار بگذاریم و اگر به خاطر مقابله بهمثل با همسرمان به کسی بیاحترامی کردیم، عذرخواهی کرده و فراموش نکنیم به قول شاعر شیرین سخن: دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی/ زنهار بد مکن که نکردست عاقلی.
زهرا عرب - دبیر چاردیواری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: