جامجم آنلاین: آنچه به هستی انسان کیفیتی خاص میبخشد آزادی است. معنای آزادی برحسب درجه آگاهی و تصور آدمی از خویش به عنوان موجودی مستقل و متمایز از دیگران، متغیر است.
کد خبر: ۸۵۳۳۳
این جملهای است که اریک فروم در کتاب گریز از ازادی در تعریف این واژه آورده است و اشاره دارد به این که انسان به عنوان یک موجود به سبب برخورداری از مفهومی به نام آزادی، آزاد است تا براساس قابلیتهای خویش به آزادی که آرمان بشر است دست یابد. همه افراد و به ویژه جوانان مشتاقانه به استقبال آزادی میروند و این لازمه زندگی انسانی است. اما این آزادی هم مطلق و بیانتها نیست. و آنچه گاه مشکلآفرین میشود همین معناست که برخی آزادی را نامحدود و مطلق میشمارند. اما جوان در سایه آزادی چه هدفی را میجوید. او به چه دلیل میخواهد آزاد باشد؛ پاسخ این سوال بستگی به شناخت هر فرد از مفهوم آزادی دارد. در واقعی هر کس در پی آن کیفیت خاصی است که مردم به آن اشاره کرده است. این کیفیت، احساس خوشایند رهایی از در پی دارد. انسان آزاد برای رسیدن به مفهومی شایسته حقیقت خود به آزادی اندیشه و عمل نیازمند است. و این بهترین و شایستهترین دلیل لازمه بهرهمندی از آزادی است. اگر این مفهوم در ذهن جوان شکل گیرد و او بیاموزد که آزاد است تا بیندیشد، آزمون و خطا کند، و بیابد، درخواهد یافت که هر یک از این موارد محدودهای دارد و لذا آزادی مربوط به آن نیز نامحدود نیست.
نکته مهم درک هدف نهایی یعنی رسیدن به آزادگی است. این معنا خود جهانی از مفاهیم و ارزشها را در پی دارد که بحث درباره آن در این فرصت نمیگنجد. اما مساله قابل توجه این است که با شناخت این هدف، آزادی با توجه به حد و مرز تعیین شده برای هر یک از حوزههای فکری و عملی، به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف فوق به کار میرود.
مسلما بهرهمندی از این آزادی توام با پذیرش مسوولیت از جانب فرد است.
هر کس بنا به شناختی که نسبت به خود به عنوان موجود انسانی دارد، سطحی از آزادی را برای خود در نظر میگیرد که البته این سطح با توجه به چهارچوب تعیین شده برای حفظ محدوده زندگی فردی و اجتماعی مشخص میشود و این برای همه تعریف شده است که خروج از این محدوده دیگر آزادی گفته نمیشود بلکه سوءاستفاده از آن خواهد بود.
مسلما تفهیم این معنا از آزادی برای جوانان نیاز به آشنایی با روحیات و ویژگیهای خاص این دوران دارد. در واقع باید به آنها آموخت که برخورداری از آزادی به معنای عدم مسوولیتپذیری نیست بلکه اگر هدف اصلی یعنی آزادگی را شناخته باشند، آزادی خود مسوولیتهایی را بر دوش آنان مینهد. این قشر مشتاق رها زیستن باید بداند در پی نوعی رهایی نباشد که در سایه اسارت در بندهای دیگر حاصل میشود.
اینکه جوان برای رفتن به هر محلی اختیار تام داشته باشد، مجاز به مصرف هر مادهای باشد، در معاشرت با سایر افراد هیچ محدودیتی قائل نشود، آزادی نیست!
و این نکتهای است که او باید دریابد مهمترین اصل درخصوص شناخت شخصیت فردی و اجتماعی، شناخت دقیق هدف زندگی و آشنایی با راههای رسیدن بر این هدف است. اگر جوان بیاموزد که آزادی بیقید و شرط و نامحدود، خود به نوعی موجب تباهی اجتماع است، به عنوان یک فرد آن را طلب نمیکند. در حقیقت اگر جوان با علم به این که آزادی مطلق و بیقید و شرط مستلزم زیرپانهادن قوانین و حوزههای تعریف شده برای انسان و اجتماع است، آنگاه از این به اصطلاح آزادی صرفنظر کند و به محدوده تعیین شده در شرع و عرف اکتفا کند، مسیر رسیدن به آزادگی را که آرمان انسان است، مییابد.
بنابراین تعریف دقیق و تبیین کامل مفهوم آزادی موجب آگاهی نسل جوان و تعدیل خواستههای آنان میشود. به گفته جان لدک آزادی هرگز نمیتواند مطلق باشد، عدم نظارت و مراقبت، آزادی نیست بلکه همانطور که اشاره شد سوءاستفاده از آن است. در حالی که هدف اصلی حسن استفاده از آزادی است.
آموزش این مفاهیم در خانه توسط والدین و در مدرسه و محیطهای آموزشی به وسیله مربیان باتجربه امکانپذیر است. جوانان در این محیطها علاوه بر احساس آزاد بودن در اظهار عقیده و عملکرد، باید حدود آزادی را بشناسند و بدانند کامیابی را نه در آزادی بیقید و شرط که در استفاده بهینه از آن خواهند یافت.
زهرا فقهی
همراه با گزیدهای از کتاب جوان و نیروی چهارم زندگی دکتر محمدرضا شرفی