در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
که: «شده فصل خزان ماتمخیز آمده سیل به ایلام عزیز
با خودش چند نفر را بردهست بس خرابی که به بار آوردهست
در دل از سیل بسی غم دارم بر رُخم سیلِ دمادم دارم
آسمان بیخبر و ناخوانده رودها بر سر ما بارانده!
در فلک نیست غمِ آببها نه عجب هی بکنند آب رها!
ز فلک وا شده شیرِ فلکه شده این سیلِ سریعالحرکه!
یا مگر مخزن آبش ترکید کاینچنین کار به سیلاب کشید»
گفتمش: «لطف کن ای یارِ نکو اندرین باب مرا بیش بگو
از مدیریت بحران چه خبر؟ از عملکرد مدیران چه خبر؟»
گفت: «ای دوست نده گیرِ سهپیچ!» گفتمش: «یعنی....» گفت: «آری، هیچ!
بَد نهتنها ز برِ سیل آمد بلکه از غفلتِ این خیل آمد
باز هم غفلت و بیتدبیری باز هم صحبتِ غافلگیری
سُفته دُر شاعر پرمایه و چُست بلکه آن گوهری کار دُرست:
«عاشقان گر همه را آب بَرد خوبرویان همه را خواب بَرد!»
غفلت از سیل، روندِ جاری آه از این مایه ندانمکاری!
سعید سلیمانپور ارومی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: