درباره آقای موتورسوار ...

کار ملال‌آور

مسافرکشی با موتور کار دشواری است. برای فهمیدن دشواری این کار لازم نیست حتما خودتان با موتور مسافرکشی کنید. حتی لازم نیست که حتما یک بار مسافر یکی از این مسافرکش‌ها بوده باشید. فقط کمی به این کار فکر کنید تا از دشواری ملال‌آورش شگفت‌زده شوید.
کد خبر: ۸۴۸۱۸۵

فقط تصور کنید که با آن وضعیت خاص، ساعات متمادی از روز را روی یک جای باریک متحرک لرزان بنشینید. حجم صدایی که هر روز وارد مغزتان می‌شود را تصور کنید، خطرات عجیب و غریبی که در این شهر در انتظار همه موتوری‌هاست را مرور کنید. حجم دودی که هر روز وارد ریه‌هایتان می‌شود را نیز. سوز سرما و هرم گرما در زمستان و تابستان، سینوزیت و میگرن ناشی از تصادم باد با صورت و خیلی چیزهای دیگر هم هست اگر دوست داشته باشید بیشتر به این شغل فکر کنید. بله، این شغل نه دشوار که طاقت‌فرساست. در این روایت ما با یک موتوری مسافرکش مواجهیم. البته نه فقط این، او موتوری مسافرکشی است که موتورش متعلق به خودش نیست، موتور گرانقیمت قسطی‌اش را برده‌اند و چند روز دیگر سررسید قسطش است. قسط همان موتوری که برده‌اند. چند روز پیش هم کارش را از دست داده است. در مقیاس زندگی یک جوان بیست و چند ساله که فروشنده مانتوفروشی عمویش بوده و با همه درآمدش توانسته یک موتور قسطی شش هفت میلیونی بخرد، این اتفاقات می‌تواند عنوان فاجعه یدک بکشد، نه؟ در روایت امروز می‌توان کمی مدیریت فاجعه یاد گرفت. این‌که وقتی کسی در حقت حق‌ناشناسی کرده و از کار بیرونت کرده، حتی اگر در بدترین شرایط هم باشی، پا روی عزت نفس خودت نگذاری و دعوت مجددش را قبول نکنی. زندگی موتورسوار قصه ما نکات زیادی برای آموختن دارد. این‌که آبرو از مال دنیا مهم‌تر است. خصوصا اگر مال دیگران باشد و در گروی عملکرد تو. شما را نمی‌دانم، اما من به احترام این جوان می‌ایستم. خدا قوت مرد.

محمد رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها