در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در فصل دوم با حمایت مالکان باشگاه به زحمت راه خود را ادامه داد، اما در این فصل زیر فشار انتقادات هواداران و به دنبال تداوم نتایج ضعیف فصل قبل، نام خود را بهعنوان اولین مربی اخراجی این فصل لیگ برتر ثبت کرد. با این حال راجرز تنها مربی نیست که در این مسیر قرار داشت؛ چراکه همکارانی در میان تیمهای جزیره دارد که نتایج ضعیفشان ابتدای فصل آنها را در ورطه سقوط و در صف اخراجیها قرار داده است؛ مربیانی که مردی از جنس خوزه مورینیو هم در میان آنها جای دارد.
پیشگامان اخراج
همیشه در تعطیلات بازیهای ملی عصبی شدن مربیان تیمهای باشگاهی آغاز میشود. در دنیای فوتبالی که گامهای پیشرفت خود را بهسرعت بر میدارد و دو ماه، زمان قابل قبولی برای تصور فرآیند عملکرد یک تیم است، یک هفته بدون انجام بازی میتواند فرصت مناسبی برای نفس کشیدن و فکر کردن درباره اتفاقاتی باشدکه در این دو ماه گذشته است و از سوی دیگر، فرصتی مغتنم برای مدیرانی که در فکر تعویض مربیان خود هستند. این اتفاق برای دو مربی پیش از آن که تعطیلات این هفته لیگهای باشگاهی فرا برسد، رقم خورد؛ جایی که برندن راجرز در لیورپول حرفی دیگر برای گفتن نداشت و در ساندرلند دیک ادووکات هلندی کارش بی نتیجه ماند و با این تیم قطع همکاری کرد تا این گونه این دو مربی شناخته شده به عنوان پیشگامان مربیان اخراجی لیگ برتر شناخته شوند.
مورینیو در انتظار اولین حکم اخراج
شاید مربی آینده ساندرلند با توجه به وضعیت بحرانی این تیم، مربی اخراجی بعدی باشد؛ اما بهتر است اکنون درباره گزینههای اصلی که در چنین موقعیتی قرار دارند، صحبت کنیم. قطعا اصلیترین گزینه اخراج که میتوانیم در انتظار رخ دادن آن باشیم، خوزه مورینیو است که پس از شکست 3 بر یک مقابل ساوتهمپتون در مصاحبه هفت دقیقهای و بیربط خود از عبارت کار برای زندگی استفاده کرد؛ جملهای که به روشنی از پتانسیل اخراج شدن این مرد پرتغالی اشاره داشت؛ چراکه شما تنها میتوانید این مونولوگ را از زبان یک مرد در حال اخراج یا کسی که بهتازگی کارش را آغاز کرده است، بنشوید. به هر حال در دو حالت نمیتواند عبارت مناسبی باشد به ویژه آن که از زبان مردی چون مورینیو زده شود. سرمربی سابق رئال مادرید یکی از مربیانی است که از میان هشت بازی ابتدایی فصل، چهار بازی را با شکست پشت سر گذاشته و تنها دو پیروزی بهدست آورده است. در عین حال تنها موضوعی که باعث شده وی همچنان روی نیمکت چلسی باقی بماند، دستاوردهای گذشته آقای خاص است. با این حال اگرچه چنین مسالهای قابل فهم است اما نکته این است وفاداری به افتخارات گذشته از جانب آبراموویچ چه اندازه دوام خواهد داشت؟ مورینیو در حالی در آستانه از دست دادن کار خود قرار دارد که در اولین دوره حضورش در چلسی هیچ شکست خانگی را در طول سه سال مربیگریاش در میان آبیهای لندن متحمل نشد و سرانجام با رضایت طرفین در سپتامبر 2007 این همکاری با بهانه دخالتهای آبراموویچ در کار مورینیو پایان یافت. حال آن که در این فصل دو شکست خانگی را متحمل شده و این مساله مورینیو را در انتظار اولین حکم اخراج دوران مربیگری اش قرار داده است.
گزینههای دیگر
در پس خوزه مورینیو،مربیان دیگری هم هستند که شغل خود را در خطر از دست رفتن میبینند که مهمترین آنها تیم شروود است. استون ویلا در هفتههای اخیر از میان تیمهای جدولی فاصله گرفته و نزدیک به قعر قرار دارد. تلاشهای شروود هم بیفایده بوده و عملکرد استونویلا در بازیهای اخیر نشان داده او هنوز از نقشهای که برای تیمش به کار میبرد، اطمینان ندارد. استون ویلا این فصل را در حالی آغاز کرد که در تابستان کریستین بنتکه و فابین دلف را از دست داد و این حکایت از آن داشت که شروود وظایف بیشتری به عهده خواهد داشت؛ اما استون ویلا تاکنون بیشتر بـــازیهای خود را واگذار و پس از هر یک از آنها بیشتر عذرخواهی کرده تا آنکه بخواهد درباره علت شکستها توضیحی دهد. ویلا از اولین روز فصل موفق به پیروزی نشده و در چهار بازی اخیر خود شکست خورده و از هفت بازی ابتدایی خود تنها یک امتیاز کسب کرده است. تنها یک باشگاه هست که توانسته آنها را از قعرنشینی نجات دهد و آن ساندرلند است؛ تیمی که مربی خود را کنار گذاشت تا پس از ادووکات مربیان استون ویلا و نیوکاسل هم خطر اخراج را احساس کنند. در سنت جیمز پارک، استخدام مربی ای که همواره پرنوسان بوده نمیتوانست برای تیمی پرنوسان، جابهجایی هوشمندانهای باشد. حتی زمزمههای حضور سرمربی اسبق تیم ملی انگلیس در نیوکاسل هم میتوانست ذهن را به سوی ناکامی او در این تیم بکشاند تا موفقیتش. با این حال وقتی چنین انتخابی صورت میگیرد، این که یک تیم فصل را تا این اندازه بد آغاز کند، نمیتواند اتفاقی بسیار شوکآور باشد. سه تساوی و پنج شکست و عدم کسب حتی یک برد، تیمی را که فصل قبل از سقوط جان سالم به در برد بار دیگر در منطقه سقوط قرار داده است.
حاشیه امنیت مختصر
معمولا میانه مسیر اخراج بسیار شلوغ است و این فصل هم با فصول قبل تفاوتی از این حیث ندارد. یکی از مربیانی که اگرچه تیمش در انتهای جدول جای گرفته اما فعلا از امنیت شغلی نسبی برخوردار است، تونی پولیس، سرمربی وست برومویچ است که با یک پیروزی و سه تساوی، تیمش را جمع سه تیم قعر جدول جدا کرده است. او اکنون در معرض اخراج شدن قرار ندارد؛ اما عملکرد تیمش مقابل اورتون که با دو گل برتری زودهنگام وست برومویچ آغاز و در انتها با شکست این تیم پایان یافت، انتقادات زیادی علیه پولیس به همراه داشت. در این میان الکس نیل و ادی هووس سرمربیان تیمهای نوریچ و بورنموث وضعیت بهتری از پولیس ندارند؛ اما با توجه به این که هر یک از این دو مربی توانسته اند تیمهای لندنی را به لیگ برتر برسانند، فارغ از آن که چه عملکردی داشته باشند یا آن که کار اشتباهی صورت دهند، همچنان از حاشیه امنیت برخوردار هستند. در سوی دیگر،کلودیو رانیری و اسلاون بیلیچ در لستر و وستهام اکنون خطری را متوجه خود نمیبینند، اما با توجه به اینکه ماههایی که در آنها بازیهای لیگ برتر فشرده مــــیشود، نزدیک است کسب نتایج ضعیف در آنها میتواند داستان متفاوتی برای این دو مربی ایتالیایی و کروات رقم بزند. در طرف مقابل، آرسن ونگر در تمام مربیان لیگ برتری کمترین احتمال اخراج را از آن خود کرده است. پیروزی قابل تامل آرسنال دربرابر منچستریونایتد موقعیت ونگر را میان توپچیها تثبیت کرده است.
مترجم: عرفان خماند
منبع:ESPN
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: