در تاریخ 30 خرداد 1357 شخصی به نام علی به کلانتری تهران نو اطلاع داد که برادرش به نام حسن 24 ساله در غیاب وی همسر و فرزندان او را بهعنوان گردش به خیابان برده و هنگامی که خانواده علی از اتومبیل حسن پیاده میشوند؛ حسن فرزند 12 ساله او را به نام ناصر ربوده و با خود میبرد و ساعتی بعد تلفنی اطلاع میدهد ناصر را ربوده و با خود میبرد و ساعتی بعد تلفنی اطلاع میدهد ناصر را در مقابل 40 هزار تومان آزاد خواهد کرد. وی تهدید کرد اگر در پرداخت وجه تاخیری صورت گیرد یا جریان به پلیس اطلاع داده شود مرگ طفل حتمی است. پس از اعلام شکایت علی ماموران کلانتری پرونده را جهت دستگیری متهم به شعبه اول اداره آگاهی فرستادند. رئیس شعبه یک اداره آگاهی و افسران آن شعبه به تعقیب موضوع پرداختند و پس از یک سلسله تعقیب و مراقبت سرانجام هنگامی که حسن با پیکان دوستش حمید جهت گرفتن پول به فلکه اول تهران پارس آمده بودند آنها را تحت نظر قرار دادند. حسن پس از آنکه پول را از برادر کوچکترش دریافت کرد به سمت فلکه چهارم به راه افتاد و از آنجا به داخل کوچه فرعی رفت و سوار بر اتومبیل پیکان شد که حمید رانندگی آن را به عهده داشت.
ماموران نیز همچنان در تعقیب او بودند و هنگامی که در ساعت یک بامداد حسن فرزند برادرش را برای تحویل به خانه او آورد توسط ماموران دستگیر شد.
در تحقیقات معلوم شد که حسن برادرزادهاش را به اتفاق حمید به محمودآباد و بابلسر و دریا برده بود.
حسن گفت چون برادرم 40 هزار تومان مرا خورده بود، تصمیم گرفتم فرزندش را برای گرفتن پولم گرو نگه دارم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم