زن جوان به قاضی عموزادی رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده میگوید: آقای قاضی چند روز بیشتر از آغاز زندگی مشترکمان نگذشته، ولی شوهرم کلی برایم شرط و شروط گذاشته است. او درست سه روز بعد از ازدواجمان یک شب مرا به رستوران برد و در آنجا برای زندگی مشترکمان دستورات مختلفی صادر کرد. بهزاد حتی مرا تهدید هم کرد و گفت اگر به دستوراتش عمل نکنم طلاقم میدهد. تازه بعد از عروسی افکار و عقاید واقعی خودش را به من گفت و نشان داد که چقدر با من متفاوت است. برای مثال میگفت باید از این به بعد تیپ و ظاهرم را تغییر دهم و آنطور که او دوست دارد لباس بپوشم یا هرازگاهی آن هم با اجازه بهزاد میتوانم به خانه مادر و پدرم سر بزنم. یا مسائلی در مورد کار کردن و پول خرج کردنم به من گوشزد کرد که شوکه شدم. رفتار بهزاد آن هم درست سه روز بعد از عروسیمان باعث شد که از او بترسم و متوجه شوم این مرد قابل اعتماد نیست. او پیش از ازدواج از این شرط و شروطها برایم نگذاشته بود و وقتی همه چیز تمام شد چهره اصلی خودش را نشان داد. برای همین من هم به او گفتم که نمیتوانم به حرفها و خواستههایش عمل کنم و طلاق میخواهم.
در این لحظه مرد جوان نیز به قاضی میگوید: آقای قاضی من تنها چند نکته را به همسرم یادآور شدم، ولی او تا این اندازه موضوع را بزرگ کرده است. حالا که او حاضر نیست تنها چند موضوع ساده را به خاطر زندگی مشترکمان رعایت کند، من هم دیگر نمیخواهم با این زن زندگی کنم. من در کنار چنین زنی اصلا خوشبخت نمیشوم.
در پایان نیز قاضی سعی میکند این زوج را از جدایی منصرف کند. برای همین رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم