در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرزندی که در برخی تعابیر از آن به جگرگوشه یاد میکنند، دسته کلید یا کیف پول نیست که بشود در جایی آن را جا گذاشت. با این حال ما داستانهای عجیب جا گذاشتن فرزند را اینجا برایتان مرور کردهایم. داستانهایی که به نقل از سایت ODDEE ترجمه شده است.
خرید کردن برای خانمها یک کار جذاب است. این دیگر چیزی نیست که کسی بخواهد آن را انکار کند. اما همه میدانیم که حتی چنین کار جذابی نباید باعث این شود که مادری، فرزند خود را در سبد چرخدار فروشگاه جا بگذارد. اتفاقی که برای یک نوزاد افتاد وقتی مادر او و دو دوستش مشغول خرید در یک فروشگاه بزرگ بودند. بچه پشت در یک آرایشگاه که در کنار فروشگاه بود پیدا شد و مادرش گفت 40 دقیقه طول کشیده تا بفهمد انگار چیزی را جا گذاشته است. او به پلیس گفت که فراموش کرده قبل از ادامه خرید کردن، کودکش را داخل صندلی مخصوص در اتومبیل بگذارد.
البته ممکن است چنین شاهکارهایی به صورت خانوادگی هم انجام پذیرد. مثل آن خانواده فرانسوی که حدود 100 کیلومتر از استراحتگاهی که در آنجا توقف کرده بود دور شد بدون اینکه بفهمد دختر سه ساله خانواده جا مانده است. خوشبختانه چند شهروند متعهد این کودک را پیدا کردند و چون خبری از والدینش نشد موضوع را به پلیس اطلاع دادند. پلیس هم از طریق رادیو موضوع را اعلام کرد تا خانواده باهوش ما بفهمند چه دست گلی به آب دادند!
ممکن هم هست که فراموشکاری از طرف پدر باشد. مثل پدری که همین چند ماه پیش در ماساچوست آمریکا با پلیس تمام گرفت تا بگوید متاسفانه کودک یک سالهاش را در اتومبیلش که در پارکینگ ایستگاه راهآهن پارک شده جا گذاشته است. جالبتر این بود که این پدر، خود سوار قطار شده بود و تازه یادش آمده بود که انگار فرزندی هم داشته است. با دخالت پلیس این نوزاد نجات پیدا کرد و به دست پدر سهلانگارش سپرده شد.
اگر هنوز حرصتان بهطور کامل از فراموشکاریهای والدین سهلانگار به جوش نیامده، مورد سوم را بخوانید. یک خانواده که در یکی از سواحل ترکیه مشغول تفریح بود فرزند ده ماهه خود را روی یک قایق اسباب بازی کوچک جا گذاشت. آنها این موضوع را وقتی فهمیدند که مشغول آفتاب گرفتن در ساحل بودند و احتمالا اعضای خانواده را سرشماری کردند. اما این متوجه شدن، دیر هنگام بود و اگر توجه گارد ساحلی ترکیه به این قایق اسباببازی نبود یا اگر دریای بیرحم این قایق را کمی کج کرده بود، آخر این داستان نه یک خاطره عجیب که یک تراژدی بود.
باز هم عصبانی نشدید؟ این را بشنوید که یک مادر 19 ساله در ایالات متحده به 3 ماه حبس و 16 ماه ممنوعیت از رانندگی محکوم شد چون حدود 15 کیلومتر در حالی رانندگی کرده بود که تحت تاثیر ماریجوانا بود و به همین دلیل، فراموش کرده بود که فرزند دو ماهه خود را با صندلی مخصوصش روی سقف اتومبیل جا گذاشته است! او این مساله را وقتی فهمید که کودک با صندلیاش از روی سقف به زمین برخورد کرد. خوشبختانه کودک صدمهای ندید، اما مطمئنا وقتی بفهمد مادرش در کودکی با او چه کار کرده، ضربه روحی سنگینی خواهد خورد.
البته مورد دیگری هم هست که تحت تاثیر یک ماده روانگردان، از این دست فراموشیها پیش بیاید. آن مورد مربوط به مردی است که به خاطر استفاده زیاد از مشروبات الکلی، حتی دیگر جگرگوشه خود را از یاد برد و او را در فروشگاه ساندویچفروشی ایستگاه مترو جا گذاشت. با این حال شاهکار این مرد این بود که وقتی متوجه موضوع شد که مادرش، صبح روز بعد از او پرسید بچه کجاست؟ این مرد سعی کرد با موضوع خیلی ساده برخورد کند و از این رو به پلیس گفت دخترش گم شده است. با این حال پلیس که از شاهدان هم موضوع را پرسیده بود او را به اتهام سهلانگاری و ترک مراقبت از فرزند بازداشت کرد.
آخرین نمونه هم مربوط به پدری است که میتوان او را پدر سال خواند. پدری که شب هنگام با هجوم دو مرد مسلح روبهرو شد که میخواستند وارد محوطه خانه او شوند و اقدام به سرقت کنند. این پدر که به همراه فرزند خود در محوطه خانه بود به جای اینکه راهی برای محافظت از دختر خود پیدا کند یا حداقل به همراه او پا به فرار بگذارد؛ خود به تنهایی فرار کرد و به داخل خانه رفت. او البته بعد از مدتی متوجه کار زشت خود شد و بیرون آمد تا کار خود را جبران کند.
مصطفی مسجدی آرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: