معمای پلیسی

قتل در پارکینگ

صدای شلیک دو گلوله سکوت محله را شکست. اهالی سراسیمه خود را به مقابل پنجره رسانده و مردی را دیدند که فریاد می‌زد «قاتل را بگیرید، قاتل را بگیرید.» آنها خود را به خیابان رساندند. در پارکینگ ساختمان شماره 23 باز بود. یکی وارد پارکینگ شد و با جسد زنی در حالی که صورتش متلاشی شده بود رو‌به‌رو شده بود. او سریع با پلیس تماس گرفت.
کد خبر: ۸۳۳۸۸۳

سروان میری در حال استراحت بود که صدای زنگ تلفن همراه او را از خواب بیدار کرد و مطمئن بود که قتلی رخ داده و باید خود را برای بی‌خوابی آماده کند. مامور کلانتری 36 تهران از قتل زنی در شرق تهران خبر داد. کارآگاه آدرس را گرفت و راهی محل جنایت شد.

عقربه‌های ساعت 11 و 40 دقیقه شب را نشان می‌داد و جمعیت زیادی مقابل خانه جمع شده بودند و سربازان سعی می‌کردند آنها را از صحنه جرم دور نگه‌دارند. سروان جمعیت را شکافت و با نشان دادن کارتش وارد محوطه بررسی صحنه جرم شد.

ماموران تشخیص هویت در حال اثربرداری از صحنه بودند. مامور کلانتری با مشاهده سروان نزد او آمد و پس از احترام گزارش داد.

ساعت 22 و 30 شب قتل به کلانتری گزارش شد و خودم را به اینجا رساندم. مقتول زن 36 ساله‌ای به نام سمیرا است که با شلیک گلوله به صورتش جان باخته است. اهالی صدای شلیک دو گلوله را شنیده بودند.

مقتول از ساکنان ساختمان است که پس از ورود به پارکینگ با شلیک گلوله به قتل رسیده است. نامزد مقتول در محل حضور داشته و قاتل را دیده است، اما نتوانسته او را دستگیر کند.

او را می‌شناخت؟

نه. می‌گوید اولین بار است قاتل را دیده است.

چرا به سمت نامزد سمیرا شلیک نکرده؟

مرد جوان به نام مهران. سر کوچه پیاده می‌شود کمی قدم بزند وقتی به مقابل پارکینگ می‌رسد صدای شلیک را می‌شنود و بعد از آن قاتل از خانه خارج می‌شود.

اهالی قاتل را دیده‌اند؟

نه. فقط مهران را دیده‌اند که فریاد می‌زده قاتل را بگیرید.

سروان خود را به جسد رساند. بر اثر شلیک گلوله صورت زن جوان متلاشی شده بود. زن جوان لباس خانه به تن داشت و کیف مشکی‌رنگی کنارش قرار داشت. دو پوکه هم در فاصله دو متری او روی زمین افتاده بود که ماموران تشخیص هویت اطراف آن را علامت‌گذاری کرده بودند.

سروان از مامور کلانتری خواست که مهران را برای تحقیق نزد او بیاورد. دقیقه‌ای بعد گروهبان همراه پسر جوانی وارد پارکینگ شدند. پسر جوان آشفته و نگران بود.

چند وقت است مقتول را می‌شناسی؟

یک سال پیش آشنا شدیم و سه ماه است نامزد کرده‌ایم.

با او اختلافی نداشتی؟

اختلاف و درگیری که طبیعی است، اما نه در حدی که قتل انجام دهم.

دلیل اختلافتان چه بود؟

او وضع مالی خوبی داشت و همیشه مرا تحقیر می‌کرد.

درباره امشب بگو؟

برای شام بیرون رفتیم. وقتی برگشتیم من سر کوچه پیاده شدم تا کمی قدم بزنم. معده‌ام سنگین شده بود و آزارم می‌داد. وقتی به مقابل ساختمان رسیدم در پارکینگ باز بود. ناگهان صدای شلیک دو گلوله از داخل پارکینگ شنیده شد. شوکه شده بودم. سریع به سمت پارکینگ رفتم که مرد جوانی با موی بلند از پارکینگ خارج شد. اسلحه‌ای در دست داشت. تعقیبش کردم که در میان کوچه با اسلحه تهدیدم کردم و گریخت.

نامزدت با کسی اختلاف داشت؟

او قبل از من خواستگاران زیادی داشت که به آنها جواب منفی داده بود. بعضی از آنها تهدیدش کرده بودند.

از فرد خاصی نام نمی‌برد؟

نه. او تصور نمی‌کرد یکی از آنها تهدیدش را اجرا کند.

سروان سپس سراغ دکتر رحیمی رفت و بعد از سلام و احوالپرسی گفت: دکتر سرنخی داری؟

هنوز زود است، اما دو گلوله از فاصله نزدیک به صورت مقتول اصابت کرده و او فرصتی برای دفاع یا فرار نداشته است. باید کالبد شکافی کنم تا گزارش نهایی را بدهم.

کارآگاه یک بار دیگر صحنه را بررسی کرد. قاتل خوب صحنه‌سازی نکرده بود و سروان با اشاره به دو دلیل راز قتل را فاش کرد. نامزد مقتول که راز خود را فاش شده می‌دید به قتل اعتراف کرد و گفت: سمیرا همیشه مرا تحقیر می‌کرد و تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم.

پاسخ معمای قتل در ویلای ساحلی

سروان با اشاره به دو دلیل سرایدار را به‌عنوان قاتل معرفی کرد.

1ـ اگر هدف سرقت بود نیازی به قتل نبود زیرا سینا در ویلا حضور نداشت.

2ـ طبق گفته سرایدار مقتول شب‌ها کنار ساحل قدم می‌زد، اما جسد با ساحل فاصله داشت.

در این مسابقه 1709 نفر از خوانندگان تپش شرکت کردند که 184 نفر پاسخ دادند. از میان برندگان خانم نسترن دقایقی از ارومیه به قید قرعه برنده شده است.

شما خواننده گرامی با اشاره به 2 دلیل کارآگاه برای اثبات قتل سمیرا می‌توانید در مسابقه معمای پلیسی شرکت کنید. پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.

وحید شکری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها