در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این همه، مقامات صهیونیستی همچنان رژیم خود را نماد دموکراسی در خاورمیانه میدانند و حامیان غربی آنها نیز تلاش میکنند، این رژیم جنایتکار را بهعنوان الگوی یک دولت مدرن و دموکراتیک در منطقه متشنج خاورمیانه معرفی کنند و به دیگران هم توصیه میکنند، با اسرائیل روابط عادی داشته باشند، غافل از آن که وحشیگری رژیم اسرائیل چنان گسترده و بیپروا شده که اعتراض خودشان را به همراه داشته است. یکی از جدیدترین نمونههایی از این دست، اعترافات تکاندهنده بردلی برستون، روزنامهنگار پیشکسوت اسرائیلی است که هماکنون در روزنامه هاآرتص مشغول کار بوده و از برخوردهای نژاد پرستانه نظامیان اسرائیلی به فغان آمده است.
وی میگوید: پیش از این، من یکی از آنهایی بودم که با الصاق برچسب آپارتاید به اسرائیل مشکل داشتند. یکی از آنهایی بودم که دلیل میآوردند، درست است سیاستهای شهرکسازی و اشغالگری اسرائیل ضد دموکراتیک و خشن و یک جور خودکشی با پنبه است، اما اسرائیل را نمیتوان آپارتاید نامید. بعد از این که دیدم تروریستها یک خانه فلسطینی را در کرانه باختری با بمب به آتش کشیدند، خانوادهای را نابود کردند، یک نوزاد 18 ماهه و پدرش را به قتل رساندند و مادرش را به 90 درصد سوختگی جسمانی مبتلا کردند، آن طرز تفکر را دنبال نمیکنم. دیگر نمیتوانم تظاهر کنم. حالا که عایلت شاکد، وزیر عدالت اسرائیل صریحا پرتاب سنگ را مساوی تروریسم اعلام میکند و پارلمان اسرائیل، قانونی را به تصویب میرساند که به موجب آن برای کسانی که سنگ پرتاب میکنند تا 20 سال زندان در نظر گرفته میشود، نمیتوانم تظاهر کنم و بگویم اینها آپارتاید نیست.
وی در ادامه میگوید: زمانی بود که بین سیاستهای بنیامین نتانیاهو و این کشور که مدتهاست عاشقش هستم، فرق میگذاشتم اما دیگر چنین فرقی قائل نیستم. هر روز که از خواب
بر میخیزیم، باید منتظر جنایت جدیدی باشیم. برستون در ادامه یادداشت خود میپرسد: آپارتاید در اسرائیل به چه معناست؟ و بعد سعی میکند برای این سوال پاسخهای مشخصی پیدا کند، ازجمله این که: آپارتاید یعنی آن خاخام یهودی که پیشگام حمایت از تفکیک نژادی، نابرابری، نژادپرستی، و انقیاد است؛ آپارتاید یعنی آن نمایندهای که خواستار جادهها و بزرگراههای جدا و مجزا برای یهودیان و عربها در کرانه باختری شد؛ آپارتاید یعنی صدها حملهای که شهرک نشینان علیه املاک، وسایل امرار معاش، و جان و مال فلسطینیان مرتکب میشوند و هیچ محکومیت، مسئولیت یا حتی مظنونیتی به همراه ندارد؛آپارتاید یعنی فلسطینیان بی شماری که بدون محاکمه زندانی میشوند، بدون محاکمه گلوله میخورند و کشته میشوند، هنگام فرار از پشت گلوله میخورند، بیآنکه دلیل موجهی داشته باشد.آپارتاید یعنی اینکه مسئولان اسرائیلی از ارتش، پلیس، دادگاه نظامی و بازداشت اداری بیرحمانه استفاده میکنند، نه فقط برای متوقف کردن تروریسم، بلکه برای بستن هرگونه راهی که برای اعتراض مسالمت آمیز پیش روی فلسطینیان است .
اظهارات بردلی برستون یک نوع فریاد از درون است؛ فریادی که البته گوش شنوایی نخواهد داشت، کما اینکه در گذشته نیز سابقه داشته است؛ زیرا موجودیت رژیم صهیونیستی برپایه اشغالگری و آپارتاید بنا شده است و رژیمی که چنین ساختاری داشته باشد، نمیتواند برخلاف ماهیت خود عمل کند. از اینرو تنها راه پایان دادن به این تبعیضها و وحشیگریها، فروپاشی این رژیم مانند آن تجربهای است که در آفریقایجنوبی رخ داد. تنها دراین صورت، فلسطینیها به حقوق خود در سرزمین تاریخیشان دست خواهند یافت.
رحیم محمدی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: