در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارآگاه خود را به کنار دره رساند. امدادگران آتشنشانی به عمق سه متری دره رفته و تلاش داشتند خودرو را خارج کنند. افسر کلانتری با مشاهده کارآگاه به سمت او آمد و بعد از احترام نظامی گزارش داد. «ساعت 12 و 20 دقیقه امروز راننده یک خودروی عبوری متوجه سقوط خودرو به دره میشود. او سریع با پلیس و نیروهای امدادی تماس گرفت که آتشنشانان بعد از رسیدن به خودرو اعلام کردند سرنشین آن جان باخته است.
سروان از آتشنشانان خواست به او کمک کنند تا به عمق دره برود و خودرو را بررسی کند. خودروی پژو 206 در کنار رودخانه متوقف شده و ایربگهای آن عمل نکرده بود. جسد مرد جوانی در صندلی کنار راننده قرار داشت و غرق در خون بود. لباسهای مرد جوان به هم ریخته بود.
سروان بعد از بررسی خودرو، دستور انتقال جسد به بالای دره را صادر کرد تا پزشک با معاینه اولیه علت مرگ را مشخص کند. خودش هم به سمت مامور راهنمایی و رانندگی رفت.
افسر تصادفات که در حال کشیدن کروکی بود گفت: خودرو به دلیلی نامعلوم از مسیر اصلی منحرف شده و به عمق دره سقوط کرده بود. وقتی به دره آمدیم خودرو خاموش بود و جسد راننده داخل آن قرار داشت. اگر خودرو واژگون میشد، احتمال انفجار باک وجود داشت.
کارآگاه سپس از رانندهای که موضوع را به پلیس اطلاع داده بود، بازجویی کرد. مرد میانسال در تشریح حادثه گفت: بعد از رد کردن پیچ جاده متوجه سقوط خودرو به دره شدم، اما نمیدانم چطور از جاده منحرف شد. مردی هم در محل بود که از من خواست با اورژانس تماس بگیرم، به خاطر اینکه عجله داشت بعد از تماس من رفت.
به نظر میرسید که مرگ مرد جوان حادثه رانندگی بوده و قتلی در کار نیست. پزشک جنایی هم بعد از معاینه جسد اعلام کرد، ضربهای که به پشت سر راننده وارد شده، مرگ او را رقم زده است. خونریزی شدید و ضربه مغزی به نظر میآید علت مرگ باشد که باید پس از کالبدشکافی گزارش نهایی را اعلام کنم.
کارآگاه از مامور کلانتری خواست با استعلام از مرکز راهور هویت راننده را شناسایی کنند و خانواده او را برای تحقیقات به کلانتری احضار کنند تا از آنها تحقیق کند.
دقایقی بعد مامور کلانتری به سمت سروان آمد و گفت: راننده حسین نام داشت و مدیر یک شرکت در مرکز شهر است. همسرش با شنیدن حادثه شوکه شد و قرار است به کلانتری بیاید.
کارآگاه پس از تکمیل تحقیقات راهی کلانتری شد. ساعتی بعد هم همسر حسین همراه برادرش خود را به آنجا رساند. زن جوان وقتی مقابل سروان نشست، گفت: امروز ساعت 12 حسین از شرکت با من تماس گرفت و گفت برای کاری به فشم میرود. فکر میکردم در جلسه است، به همین خاطر با او تماس نگرفتم. یک ساعت قبل پلیس با ما تماس گرفت و متوجه تصادف و مرگ او شدم.
* همسرتان با کسی مشکل داشت؟
نه، او مرد آرامی بود و کسی انگیزهای برای قتل او نداشت.
سروان یک بار صحنه و اظهارات همسر حسین را بررسی کرد و دستور بازداشت زن جوان را صادر کرد تا فردا از او تحقیق کند. صبح روز بعد همسر حسین وقتی مقابل سروان نشست، با اعتراض از او خواست چون بیگناه است آزاد شود، اما وقتی با دلایل کارآگاه روبهرو شد، لب به اعتراف باز کرد و گفت: با حسین اختلاف داشتم و هر کاری میکردم، راضی به طلاق نمیشد. برای همین تنها راه کشتن او بود. خودم نمیتوانستم قتل را انجام دهم، به همین خاطر با کمک برادرم آدمکشی اجیر کرده و حسین را کشتیم. پس از اعتراف زن جوان، سروان دستور بازداشت برادر او و مرد آدمکش را صادر کرد.
شما خواننده گرامی با اشاره به 2 دلیل کارآگاه برای اثبات قتل حسین میتوانید در مسابقه معمای پلیسی شرکت کنید. پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.
پاسخ معمای قتل در شب بارانی
سروان میری با اشاره به دو دلیل زیر راز قتل شاهین را فاش کرد.
1 ـ با توجه به زمان قتل اگر ادعای همسر مقتول صحت داشت یخها باید در لیوان آب میشد.
2 ـ خیس بودن چمنها باعث میشد براحتی نتوان روی آن دوید و در صورت فرار قاتل ناشناس از روی دیوار همسر مقتول میتوانست او را براحتی ببیند.
با اشاره به این دو لیل کارآگاه همسر مقتول را به عنوان قاتل معرفی کرد.
در این مسابقه هزارو ششصدو هفده نفر شرکت کردند که هشتصدونه نفر پاسخ صحیح دادند . از میان افرادی که پاسخ صحیح داده بودند خانم مژگان فاتحی از اصفهان به قید قرعه برنده شده است.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: