در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما بیاعتمادی یکباره به وجود نمیآید. حتما رفتارها و گفتارهای ما به گونهای رقم خورده که شریک زندگیمان را بیاعتماد کرده است. همچنانکه امروزه تصور تلخ خیانت و بیوفایی، زندگیهای مشترک زیادی را نشانه گرفته است.
حالا زمانه هم فرق کرده، دیگر ارتباطات مردان و زنان آنقدر گسترده شده و چنان آسان که با یک کلیک و فشار یک دکمه، میتوانیم پای غریبهای را به حریم خصوصیمان باز کنیم. با او درد دل کنیم، گوشی برای شنیدن غصه هایمان پیدا کنیم و از لحاظ روحی تخلیه شویم و همه بیتوجهیها و بیمهریهای شریک زندگیمان را با توجه و همدلی کسی دیگر جبران کنیم.
به همین دلیل است که معمولا درست در لحظات هجوم غم و پریشانی، کسی سر راهمان سبز میشود که حرفها و نوشتههایش برایمان آرامشبخش است و زمان چه زود میگذرد و ناگهان میبینیم چقدر دیر شده و چه سرمایه مهمی را در زندگی مشترک خود از دست دادهایم؛ اعتماد.
چه باید کرد؟ میتوان درهای رابطهها را بست و خود را همچون غارنشینها از تکنولوژیهای ارتباطی دور نگاه داشت؟ اصلا میشود در عصر کنونی بدون این وسایل ارتباطی زندگی کرد؟ فقط کافی است برای ساعاتی به اینترنت دسترسی نداشته باشیم تا درک کنیم که زندگی بدون این ارتباطات چقدر سخت و طاقتفرسا میشود. پس راهحل چیست؟
اصلاح رفتارهایمان تنها راه چاره است، به همسرمان عشق بورزیم، هنگام ایجاد سوءتفاهمها با یکدیگر گفتوگو کنیم، برای لحظات خصوصی زناشوییمان وقت بگذاریم، دوستداشتنهایمان را مثل روزهای اول آشنایی احیا کنیم، ازخودگذشتگی کنیم و در ارتباطات مجازیمان حتما و حتما برای خود حد و مرز قائل شویم.
هر لحظه یادمان باشد که دزدان زندگی در همه فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی برایمان کمین کردهاند، درهای خانه را به روی هرکسی باز نکنیم.
زهرا عرب / دبیر چاردیواری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: