در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این زن و شوهر هفته گذشته به شعبه 268 دادگاه خانواده رفتند و درخواست طلاق دادند.
مرد جوان درباره علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی سه ماه پیش زن مطلقهای که تنها زندگی میکرد، به طبقه پایین آپارتمان محل زندگی ما اسبابکشی کرد. از وقتی او وارد آپارتمان ما شد زندگی من و مهشید از هم پاشید.
مهشید شروع کرد به بهانهگیری و مرتب مرا چک کرده واز من سوال میکرد و تمام کارهایم را بررسی میکرد. سایه شک به زندگی ما افتاده بود و من هر چه به او میگفتم کاری با زن همسایه ندارم و با او حرف هم نمیزنم، فایدهای نداشت.
همه چیز را به این زن ربط میداد و همیشه سعی میکرد کاری کند تا ثابت شود من با این زن ملاقات داشته یا با او حرف زدهام. از آنجاکه من مدیر ساختمانمان شده بودم، هر از گاهی آن هم در حد یکی دو کلمه با این زن صحبت میکردم تا شارژ ماهانه را از او بگیرم. ولی هر بار مهشید جنجال بزرگی به راه میانداخت و اوقات هر دویمان را تلخ میکرد. او آنقدر به این رفتارهایش ادامه داد که در نهایت هر دویمان تصمیم گرفتیم از هم جدا شویم.
در این لحظه زن جوان نیز به قاضی گفت: از همسرم سوال کنید چرا به محض ورود این زن به آپارتمانمان، او مدیریت ساختمان را بهعهده گرفت و به این واسطه مجبور میشد به خانه این زن مراجعه کند؟ چرا تا قبل از آمدن او مدیریت را بهعهده نگرفت؟ آقای قاضی من یک زن هستم و اینجور مسائل را خیلی خوب درک میکنم. شکهای من بیمورد نبود و خود شوهرم باعث شد نسبت به او بیاعتماد شوم. حالا هم نمیتوانم در کنارش زندگی کنم و اعتماد گذشتهام را بهدست بیاورم.
بعد از صحبتهای این زوج قاضی سعی کرد آنها را از جدایی منصرف کند. ولی وقتی اصرار آنها را برای جدایی دید حکم طلاق را صادر کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: