در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای قربانعلی فتاحی همه زندگیاش را در یک زمین زراعتی گذرانده و اکنون هم چیزی بیشتر از آن را نمیخواهد... حفظ همان زمانی که سالها پای آن زحمت کشیده و از درون خاک سبزی و صیفیجات سالم بیرون کشیده و به مردم فروخته... این همه آن چیزی است که از زندگی میخواهد؛ اینم اسمش را میشود گذاشت: «قناعت».
حتی خیال اینکه در حوالی زندگی آزاردهنده شهری ما، آدمهایی وجود دارند که ساده زندگی میکنند و به دنیا نگاهی صمیمانه دارند، کلی لذت در دل خود دارد. روراست که باشیم این نوع زندگی برای خیلی از ما فقط در دنیای رویا زیبا و دلچسب است و بسیاری از ما آنقدر در پیچیدگی دنیای خود غرق شدهایم که حتی یک روز نمیتوانیم سنگ بنای زندگی خود را بر این سادگی بگذاریم، قوانین راحت، زندگی آسان، رویاهای نهچندان دور و دراز و روایتی از زندگی که مثل یک خط مستقیم امتداد میگیرد و به هیچ وجه قله و تپه محسوس ندارد.
آقای فتاحی چند سال دیگر 70 سالش میشود، اما هنوز هم زندگیاش را با کارکردن میسنجد. زندگی بعضیها همین است؛ خودشان را وارد پیچیدگیهای زندگی این روزهای ما نکردهاند، نیازی هم نمیبینند که از آرامش و قناعت خویش فاصله بگیرند، درست است که خیلی شعاری است، اما... خب خوش به حالشان.
افشین خماند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: