اما نکته به همین جا ختم نمیشود. کسب روزی در چارچوب باورهای اسلامی صرفا یک عمل مشروع نیست، بلکه عملی شایسته است و مسلمانان موظف به انجام آن هستند. حدیثی که کاسب را حبیب خدا معرفی میکند، صرفا در مقام بیان این نکته نیست که مسلمانان مجاز هستند به کسب معاش بپردازند، بلکه نکته اینجاست که کار و تلاش در جهت آباد کردن دنیا، یک ارزش الهی و اخروی معرفی شده است. به تعبیر دیگر «من لا معاش له، لامعاد له.»
پس احادیث، کار را در بستر واقعی و عملگرایانه آن ارج مینهند و نفس تلاش برای رسیدن به نتایج عملی کار (تولید گندم، برداشت از زمین، باغ، بوستان، تولید مصنوعات، صنعت و...) را ارزشمند میدانند. این نگاه به کار میتواند بهترین الگو برای نوجوان و جوانی باشد که در موضع انتخابهای سرنوشتسازی چون انتخاب رشته تحصیلی ـ که نهایتا بناست به انتخاب شغل آینده منتهی شود ـ است. نوجوان به واسطه روحیه ایدهآلگرایانهاش، غالبا به مسائل نگاه واقعگرایانه ندارد و به همه چیز با نگاه ایدهآلگرایانه مینگرد. انتخاب رشته و انتخاب شغل نیز از این امر مستثنا نیست. نوجوان از موقعیت شغلی آینده خود، نگاهی ایدهآلگرا دارد و گاه طوری درباره این مساله که در آینده میخواهد چکاره شود، صحبت میکند که گویی شغل و موقعیت مورد نظر او، برایش از قبل ساخته شده و این موقعیت منتظر اوست تا آن را تصاحب کند. در حالی که کسانی که با موقعیتهای واقعی شغلی در تماس هستند اطلاع دارند موقعیت شغلی، غالبا توسط خود فرد ایجاد میشود. البته نیاز جامعه به شغلهای متعدد از پیش وجود دارد، اما تشخیص این نیاز و برنامهریزی برای پاسخ به آن، توسط خود فرد باید صورت گیرد.
نوجوان و جوانی که امروز در موقعیت انتخاب به سر میبرد، باید از بازار کار، تصوری واقعبینانه داشته باشد. در این بازار، قرار نیست کسی به نفع دیگری کنار بکشد یا در حق او، لطف بزرگی انجام دهد. فرد باید بداند برای اینکه بیکار نماند و بتواند روزی خود را کسب کند، نیاز جامعه را باید تشخیص دهد و برای آن، بهترین و باکیفیتترین محصول یا خدمات را با نازلترین بهای ممکن ارائه کند. در آن صورت میتوان امیدوار بود انتخاب کار بر مبنای اصیلی صورت بگیرد.
حسین برید
اندیشه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم