تغییرات آینده چندان قابل پیشبینی نیست، عطش هجمه به بازار بکر 80 میلیونی ایران و توان قیمتشکنی شرکتهای خارجی و حتی به وجود آوردن دستاندازهایی جدید برای شرکتهای ایرانی را میتوان از رویدادهای جدی شرایط حاضر تصور کرد؛ اما شاید نتوان درخصوص وقوع قطعی هر یک از آنها حکم نهایی داد. شاید نیاز باشد قدری بیشتر از گذشته تغییرات را دنبال و با حسگرهای قویتر منافذ بازار را شناسایی کنیم.
حاکمیت، صنعت و شرکتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، اضلاع مثلثی را شکل میدهد که باید با اجرای اقداماتی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت از تمامیت بازار ICT ایران دفاع کرده و با اتخاذ تصمیمات بجا از منافع مشترک همدیگر پشتیبانی کنند. حاکمیت به عنوان یکی از اعضای این سهگانه حیاتی، رگولاتوری را انجام میدهد و باید با کمک سازمان نظام صنفی رایانهای کشور به عنوان نماینده صنعت و همراهی عامل سوم یعنی شرکتها تصمیماتی بگیرند که به ضرر دیگری منتهی نشود.
در شرایط حاضر، بدهبستانهای صورت گرفته نیز بسیار حائز اهمیت است. در وهله نخست باید به پرسشهایی چون «قرار است چه بخشهایی از بازار واگذار شده و مابهازای آن چه چیزی دریافت شود؟» و «آیا گرفتن نمایندگی فروش، انتقال فناوری، مبادله بازار با یکدیگر و حتی گرفتن بازار منطقه به واسطه جذب دانش فنی هدف است؟» پاسخ داده شود؛ زیرا آنچه امروز مسالهساز است، امتیاز دادن و امتیاز نگرفتن است.
شاید بتوان علت را در موضوعی دیگر مانند نگاه کوتاهمدت به کسب و کارها یافت. شرکتهایی که به ایران وارد میشوند از سطح بازارسنجی متفاوتی برخوردارند؛ برای مثال برخی از این شرکتها در بازههای زمانی متفاوت یک سال یا حتی یک ماه، مشغول مطالعه بازار ایران بودهاند؛ لازم است، دولت صرفنظر از میزان تمرکز آنها بر بازار ایران و دلچسب بودن پیشنهادهایشان، سیاست و خطمشی مشخصی داشته باشند و کشورها، شرکتها و کسب و کارهای با اولویت را تشخیص دهند.
تقریبا در هیچیک از سه سطح یعنی نه دولت، نه صنعت و نه کسب و کار، آمادگی و برنامه مشخصی برای رویارویی با شرایط جدید نداریم. از این رو، سناریوسازی امری گریزناپذیر است و باید با نوشتن سناریوهای مختلف آماده باشیم؛ زیرا فارغ از فناوری و محصولات، بازار مهمترین داشتهمان است و باید بهگونهای از آن محافظت کرد که با آمدن موجی اینچنینی، تلاطمی روی ندهد.
برای حفظ بازار لازم است به تکتک ذینفعان آن اعم از مشتری، تامینکننده، شریک، رگولاتور و محصول توجه کرد. شرکتها و مجموعهها معمولا به قاعده 20 تا 80 پایبند هستند؛ یعنی 80 درصد درآمدشان از 20 درصد کسب و کارشان حاصل میشود که با قرار گرفتن در شرایط جدید، میتوان کمربند محکمی را دور 20 درصد درآمدهای کسب و کارها بست تا بازار از دست نرود. از سویی، رصد شرایط فناورانه دنیا و برداشتن گامهایی متوازن با شرایط ایران به اتخاذ تصمیمات بهتری منجر میشود.
شهاب جوانمردی - مدیرعامل فناپ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم