خروجی این اشتباهات فضای مخدوش بیمارگونی میشود که تنها گهگاه مسیرهای سلامتی در آن به چشم میخورد. ما نمیتوانیم روی گهگاه، حکم صادر کنیم. نگاه ما باید به قاعده باشد. وقتی به قاعده نگاه میکنیم، میبینیم این فضا، پر از بحران و چالش است. به همین دلیل، نگاهها هیجانی میشود. عدهای بهبه میکنند و عدهای بسیار بد! بسیار بد! میگویند.
ما سالهای سال در حوزه فرهنگ، غفلتهای عظیمیکردهایم و امروز نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که از این همه غفلت، محصولات خوبی درو کنیم.
هیچ اشکالی ندارد که بلیت نمایشی گران یا ارزان باشد. این قاعده و تفکر که حتما باید بلیت یک نمایش 12500 تومان باشد، اساسا تفکر اشتباهی است. تئاتر باید سازماندهی و نظام منسجم قیمتی، متناسب با کیفیت، شکل کار و جایگاهی که از آن برآمده است، داشته باشد. خیلی از کارها هستند که خاستگاهشان، خاستگاه خصوصی است و هیچ حامی و اسپانسری ندارند، سوبسید نمیگیرند و... این کارها هم باید هزینههای خود را تأمین کنند و طبیعتا این کار باید از طریق بلیتفروشی صورت بگیرد. اما این گفته به این معنی نیست که بلیت تئاترمان را 200 هزار تومان، قیمتگذاری کنیم. ما هنگامی میتوانیم برای گران کردن بلیت یک تئاتر مجوز داشته باشیم که ساختار قیمتگذاری بلیتمان، در شکل کلانش، نظام اسلوبمندی داشته باشد. اگر این اتفاق نیفتد، این جریان میتواند به بخش اصلی تئاتر به صورت ناخودآگاه آسیب بزند و به جریانی تبدیل شود که ضررش بیشتر از حسنش باشد. باید متخصصان کارگروهی تشکیل دهند و این قضایا را با نگاه کارشناسی، بررسی کنند. نمیشود به این قضیه خیلی سطحی و دلی نگاه کرد. وقتی دولت میتواند به کاری سوبسید دهد، آن کار راحتتر میتواند مسیر خود را طی کند. شما نمیتوانید آن دو کار را کنار هم مقایسه کنید. نمیتوانید بگویید کاری که سوبسید گرفته کار بدی است و آن دیگری که سوبسید نگرفته، میتواند هر طور که خواست، کار خود را انجام دهد. باید با خردمندی و نگاه کارشناسی تمام قضایا بررسی شود و آن وقت اگر بررسی شد و قیمت بلیت 150 هزار تومان یا 20 هزار تومان بشود، هیچ اشکالی ندارد.
پیام دهکردی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم