خسـرو، شکیبایی نکرد

زمانی که نام «خسرو شکیبایی» می‌آید، کلی خاطره در ذهنمان زنده می‌شود. یاد شعرهایی می‌افتیم که با صدای خش‌دار او دکلمه می‌شد، یاد دیالوگ‌هایی که شکیبایی آنها را با همه احساسش بیان می‌کرد، یاد لبخندهایش و انگشت اشاره‌اش که وقتی روی سن می‌رفت آن را رو به جمعیت می‌گرفت و تکان می‌داد. شکیبایی یک بازیگر صرف نبود. با شخصیت‌هایی که خلق می‌کرد، فرهنگ مهربانی و عاشقانه زیستن را به مخاطبانش آموزش می‌داد. آن دیالوگ طولانی را که در خانه سبز بر زبان می‌آورد به خاطر دارید؟
کد خبر: ۸۱۹۳۳۳

«چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه؟ چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه؟ چه معنی داره تو این دنیا آدم‌ها یک روز بیان و یک روز برن؟ چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی‌ها اینقدر تنگ باشه؟ اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی‌ها از سنگ باشه؟» ترانه‌اش در فیلم «خواهران غریب» هنوز هم زیر لب‌ها زمزمه می‌شود. همان که در وصف مادر بود و شکیبایی در کنار دختربچه‌های دوقلو آن را می‌خواند: «مادر من مادر من/ تو یاری و یاور من/ مادر چه مهربونه/ درد منو می‌دونه/ بی‌عذرو بی‌بهونه/ قصه برام می‌خونه...» یا آن دیالوگ عاشقانه‌اش خطاب به مهشید فیلم «هامون»: این زن، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه ...

هفتمین سالگرد درگذشت خسرو همین چند روز پیش بود، اوایل همین هفته. او روز 28 تیرماه سال 1387 به خاطره‌ها پیوست و طرفدارانش را با کلی اثر ماندگار تنها گذاشت. روحش شاد و یادش گرامی باد.

سیمای یک مرد عاشق در قاب مرگ

روزی که خسرو شکیبایی دار فانی را وداع گفت، بیشتر روزنامه‌ها در صفحه اولشان این خبر ناگوار را منعکس کردند. برخی سراغ فیلم ماندگار «هامون» رفته و با استفاده از این واژه تیترزنی کردند. هامون آرام گرفت، پایان هامون و خداحافظ هامون! از جمله تیترهایی بود که به خاطر کوتاه بودنش مورد توجه قرار گرفت. «هامون سینمای ایران به خاطره‌ها پیوست» هم تیتری بود که روزنامه آفتاب یزد برای صفحه اولش انتخاب کرد.

برخی از نشریات از دو کلمه پرمعنای خسرو و شکیبایی استفاده کردند و تیترهایشان را به این واژه‌ها آراستند.

ترکیب «خسرو خوبان» که در اشعار بزرگانی چون حافظ و سعدی به کار رفته، در صفحات روزنامه‌های روز 29 تیر آن سال هم دیده می‌شد. حافظ در یکی از غزلیاتش سروده است: «شیرین‌تر از آنی به شکرخنده که گویم/ ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی». یکی از روزنامه‌های آن روز که الان انتشارش متوقف شده است، تیتر زد: «خسرو خوبان هنر درگذشت» ترکیبات «خسرو، شکیبایی نکرد» و «پایان شکیبایی» هم از جمله تیترهایی بود که به معنای لغوی نام و نام خانوادگی این هنرمند اشاره داشت. جالب است که تیتر زیبای «خسرو، شکیبایی نکرد» در یک روزنامه اقتصادی یعنی جهان اقتصاد درج شده است.

تعدادی از روزنامه‌ها نیز به شغل و حرفه این هنرمند توجه کرده و براساس آن تیتر ساختند. «سیمای یک مرد عاشق در قاب مرگ» از جمله تیترهایی بود که به قالب تصویر و دوربین فیلمبرداری اشاره داشت. اما این بار شکیبایی نه در قاب تصویر، بلکه در قاب مرگ قرار گرفته بود. «تصویر خسرو شکیبایی در قاب مرگ نشست» از دیگر جملاتی بود که شباهت نزدیکی با تیتر مورد اشاره داشت.

مبتکر این‌گونه تیترها را باید زنده‌یاد قندی دانست. حسین قندی حدود 20 سال پیش با تیتر «علی حاتمی صحنه مرگ را کلید زد» برنده جایزه بهترین تیتر در جشنواره مطبوعات شد و «سلطان تیتر» لقب گرفت. پس از آن هرگاه هنرمندی پرواز کرده، بیشتر روزنامه‌نگاران با اصطلاحات سینمایی به استقبال خبر درگذشتش رفته‌اند.

در بین همه تیترها یک تیتر مشتری بیشتری داشت. بسیاری از سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها با تیتر ساده، اما دلنشین «خسرو شکیبایی به خاطره‌ها پیوست» خبر رفتن او را به گوش طرفدارانش رساندند. تیتری که در آن از ارائه‌های ادبی خبری نیست؛ اما تلخی خبر را بخوبی منتقل می‌کند.

پرواز 27 گنجشک در شب تولد همسرش

ویژگی‌های رفتاری شکیبایی را از لابه‌لای خاطرات دوستان و همکارانش می‌شود شناخت. او بازیگر پرکاری بود و با طیف متنوعی از کارگردان‌های مطرح ایرانی همکاری کرد. در کارنامه این بازیگر حضور در آثار فیلمسازانی چون مسعود کیمیایی (خط قرمز و حکم)، داریوش مهرجویی (هامون، سارا، بانو، پری و...) و کیومرث پوراحمد (اتوبوس شب و خواهران غریب) نقش بسته است. چند سال قبل محمدرضا فروتن در ویژه‌برنامه سال تحویل احسان علیخانی به بیان خاطره‌ای از شکیبایی پرداخت و گفت: هنگامی که در فیلم اتوبوس شب با زنده‌یاد شکیبایی همبازی بودم، خواستم که پس از اتمام کار اجازه بدهد او را به پزشک ببرم. خسرو جواب داد خیلی‌ها این قول را به من می‌دهند و زمانی که کار تمام می‌شود، همه چیز را فراموش می‌کنند. تو اگر می‌خواهی لطفی در حقم کنی، برای همسرم که کمردرد دارد وقت پزشک بگیر.

پروین کوشیار، همسر شکیبایی بارها از اخلاق خوش بازیگر فقید سینمای ایران تعریف و تمجید کرده و گفته که او در زندگی خصوصی‌اش هم درست مانند نقش‌های عاشقانه‌ای که بازی می‌کرد عاشق‌پیشه بود. پروین کوشیار سال گذشته در گفت‌وگوی تلفنی با یک برنامه تلویزیونی خاطره‌ای عاشقانه از همسرش را بازگو کرد و گفت: «اوایل ازدواجمان خانه یکی از دوستان دعوت بودیم. خودش روی پشت‌بام آن خانه رفت و مرا هم صدا کرد. نگاه کردم و دیدم 27 گنجشک خریده و داخل یک قفس انداخته است. از من خواست که آنها را یکی‌یکی آزاد کنم. خیلی کارش زیبا بود و باعث شد که من جشن تولد 27 سالگی‌ام را هرگز فراموش نکنم.»

عذاب وجدان شکیبایی پس از نواختن سیلی

آنهایی که فیلم هامون را دیده‌اند، می‌دانند که در یکی از سکانس‌ها جنگ لفظی هامون و مهشید (بیتا فرهی) بسیار شدید می‌شود و هامون از کوره در می‌رود و با سیلی گوش همسرش را می‌نوازد. این سیلی ماجرای جالبی دارد که خواندنش از زبان داریوش مهرجویی خالی از لطف نیست: «‌در این صحنه مهم بود که این شخصیت سیلی بخورد، به خاطر سوءتفاهم‌هایی که رفتار مهشید به وجود آورده بود و حسادت‌هایی که در زندگی خانوادگی به وجود می‌آید. بهترین کار این بود که به بیتا فرهی نگوییم خسرو می‌خواهد او را بزند، چون ناخودآگاه گارد می‌گرفت و این روی بازی‌اش اثر می‌گذاشت. این را به خسرو گفتم و توضیح دادم که یک سیلی بیشتر نیست دیگر، حالا بعدا خودمان یکجوری توجیهش می‌کنیم! این پلان را در یک برداشت گرفتیم و بعدش دیدم خسرو رفته یک گوشه و دارد زار زار گریه می‌کند، از بس که وجدانش ناراحت شده بود و بیتا هم همین‌قدر شوکه بود. ولی پلان خیلی خوب از آب درآمد! البته من ته دلم بابت این حقه‌بازی شرمگین بودم، ولی چاره‌ای نبود.» این خاطره در کتاب «مهرجویی؛ کارنامه چهل سالگی» نوشته مانی حقیقی منتشر شده است.

احسان رحیم زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها