در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از بدیهای این فضاها، خصوصا فیسبوک و هم خانوادههایش ـ که به نظرم از سرطان هم بدتر است ـ این است که آدمها را مجبور میکند به نظر دادن. مثلا از بین انبوه کاربران 10درصد به هر دلیلی موافق توافق هستهای هستند، دلایل خاص خودشان را هم دارند. 10درصد دیگر هم حامی مطلق توافق هستند، آنها هم دلایل خودشان را دارند. این وسط اما یک اکثریت 80 درصدی، اطلاعات فنی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی این دو گروه را ندارند از روابط بینالملل هم چیزی سر درنمیآورند، بنابراین در مورد مذاکرات هستهای اصولا نظری ندارند. یعنی نمیتوانند که داشته باشند. حالا کار شبکههای اجتماعی این شده که ـ به تناسب باد و توفانهای موسمی که در این شبکهها شکل میگیرد ـ این 80 درصد را یک طوری در معذوریت بگذارد تا بالاخره به یکی از این دو سمت بغلتند. یعنی در بمباران اظهارنظرهای دیگران، افراد فضایی را احساس میکنند که انگار اگر نظر ندهند آسمان به زمین میآید. توافق هستهای البته فقط یک مثال است، اعداد مربوط به درصدها هم طبعا مناقشهپذیرند، موضوع این روند تحت فشار قرار گرفتن آدمهاست.
کار، گاهی از ترغیب و تحریک هم فراتر میرود واقعا، یعنی به تناسب توفانهایی که هر چند وقت یک بار در مورد موضوعی خاص در میگیرد، فیسبوک و اینستاگرام و شبکههای اجتماعی دیگر با شما کاری میکنند که احساس میکنید در معرض یک مطالبه عمومی سنگین برای اعلام موضع هستید. به جملاتی که گاهی در پستها و استتوسها میبینید دقت کردهاید؛ خیلیهاشان نشانه همین تصور اشتباه هستند. نوعی توهم تشخیص. توهم اینکه کلی آدم منتظر نشسته ببینند من در فلان موضوع چه میگویم.
این یعنی اینکه اظهارنظر از قالب یک «حق» ـ که شما در موعد، نحوه و مکان استفاده از آن مختار هستید ـ درمیآید و در قالب یک «تکلیف» به شما تحمیل میشود. آن هم نوعی تکلیف که یکجورهایی حقالناس هم هست، یعنی فرد فکر میکند نظر دادنش برای یک جماعت اهمیت دارد و در واقع این دانستن حق آنهاست. استنکاف از نظر دادن هم لابد نوعی بیاحترامی و بیتفاوتی به دیگران است و تخطی از یک وظیفه اخلاقی و اجتماعی.
این توهم گفتوگوها را سطحی و فضا را شتابزده میکند. به همین خاطر من فکر میکنم فضای گفتوگویی که شبکههای اجتماعی برای ما فراهم آوردهاند، لزوما سازنده و مثبت نیست. دیالوگ بین دانایان یا حتی تقابل دانستن و ندانستن ممکن است به ارتقای فرهنگ عمومی منجر شود، اما از مصاف «دانایی» و «توهمِ دانایی» چیزی جز تنش و پرخاش و عصبیت بیرون نمیآید.
عباس رضایی ثمرین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: