فرار رو به جلوی طالبان

پس از برگزاری مذاکرات صلح میان نمایندگان دولت افغانستان و طالبان در روز ششم تیر، بحث روند صلح در افغانستان بار دیگر پررنگ شد. پیام دیروز ملاعمر، رهبر طالبان نشانه دیگری از این بود که این روند با جدیت بیشتری در حال پیگیری است. برای بررسی چشم‌انداز این روند و مسائل پیرامون آن با ماشاالله شاکری، سفیر پیشین ایران در پاکستان گفت‌وگو کردیم که می‌‌خوانید:
کد خبر: ۸۱۷۵۰۴

با توجه به مذاکرت سه هفته پیش نمایندگان دولت افغانستان و طالبان در پاکستان و احتمال برگزاری دور دوم بعد از عید فطر، این بار تا چه حد این مذاکرات می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد؟

در ابتدا باید به این مساله اشاره کرد که هم پاکستانی‌ها نسبت به این موضوع جدی‌تر شده‌اند و هم خود طالبان. پاکستان از این نظر جدی شده که می‌بیند ابهت این کشور در نگاه افغان‌ها در حال از بین رفتن است و به یک نوع ناتوانی متهم می‌شود و دیگر قدرت و اختیاری بر روی طالبان ندارد. بنابراین پاکستان با جدیت تمام و حتی با تهدید و هر گونه تمهیدی طالبان را مجبور کرد پای میز مذاکره بیاید. از سوی دیگر خود طالبان نیز با یک سری مشکلات مواجه شده است. یک مساله این است که بتازگی تعدادی از فرماندهان طالبان با داعش در افغانستان بیعت کرده‌اند و به همین دلیل احساس می‌کند رقیب جدید و تازه‌نفسی در این کشور پیدا کرده است. در واقع مکانیزم گروه‌های ستیزه‌جو و افراطی به این ترتیب است که اگر بتوانند دستاوردهایی در میدان نبرد داشته باشند، نیروهای خود را در صحنه نگه می‌دارند؛ اگر عکس این موضوع اتفاق بیافتد خود به خود با ریزش نیروها روبه‌رو می‌شوند. از سوی دیگر طالبان امروز در افغانستان دیگر به‌عنوان یک نیروی برانداز به حساب نمی‌آید، به همین دلیل با یک فرار رو جلو به پای میز مذاکره آمده است .

روز گذشته ملاعمر، رهبر طالبان برای اولین بار پیامی در این زمینه منتشر کرد. اهمیت این پیام در چیست؟

البته من تردید دارم شخص ملاعمر این نامه را نوشته باشد زیرا افراد زیادی ادعا می‌کنند ملاعمر دیگر وجود خارجی ندارد و در واقع تنها نام او به‌عنوان یک شخصیت کاریزماتیک و تاثیرگذار نگه داشته شده است. به هر حال در صورت نفی این حدس و گمان، باید گفت ملاعمر احساس می‌کند اگر شورای کویته (که خودش رهبر این شوراست) وارد یک عرصه دیپلماسی نشود، قدرت طالبان بتدریج کاهش پیدا کرده و افرادی دیگری آمده و ادعای زعامت طالبان را خواهند کرد. به نظر می‌رسد ارسال این نامه هم در این برهمه در ارزیابی همان خطری و تهدیدی باشد که بدان اشاره شد.

موضوع دیگری که رسانه‌ها طی چند هفته گذشته به آن اشاره کردند بحث نظارت چین و آمریکا در این مذاکرات است. آیا می‌توان این را نشانه آمادگی قدرت‌ها برای رسیدن به صلح دانست؟ علت این آمادگی چیست؟

اول این‌که چین خود را در معرض خطر می‌بیند. علت آن هم مربوط به جنبش اسلامی در ترکستان شرقی در ایالت سین‌کیانگ است که هم‌اکنون به دغدغه‌ای برای چین تبدیل شده . در آنجا هم جوانان افراطی دارند خودشان عملیات انجام می‌دهند و یا جذب گروه‌های افراطی در منطقه می‌شوند. بنابراین چین احساس می‌کند برای جلوگیری از توسعه افراطی‌گری در منطقه و بویژه در زمانی که معطوف به سرزمین خودی می‌شود، چاره‌ای بیاندیشد. به علاوه خود چین هم در افغانستان دارای یک چشم داشت است و می‌خواهد در این کشور سرمایه‌گذاری کند.

آمریکایی‌ها هم به این نتیجه رسیده‌اند که تاکنون نتوانسته‌اند تروریسم را در منطقه سرکوب کنند و ما هر چند روز یکبار شاهد عملیات پهپادهای آمریکایی در خاک افغانستان هستیم. نکته دیگر این‌که داعش در حال رشد در منطقه‌ای در افغانستان است. حال اگر آمریکا بتواند با طالبان ستیزه‌جو گفت‌وگو کند، یک روش کم‌هزینه‌تر برای آمریکایی‌ها خواهد بود تا با داعش هم مقابله کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها