jamejamnashriyat
نشریات تپش کد خبر: ۸۱۷۳۰۹ ۲۴ تير ۱۳۹۴  |  ۱۹:۰۰

اشاره: جرمش سرقت مسلحانه بارهای آهن در بزرگراه‌های اطراف تهران است، پسر 32 ساله‌ای که با همدستی دو نفر دیگر باند راهزنان محموله را راه‌اندازی کرده و در آخرین سرقتشان چهار تن تیرآهن سرقت کردند. اژدر اهل یکی از استان‌های غربی کشور است. گفت‌وگویی را با سردسته باند انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

به چه جرمی دستگیر شدی؟

سرقت محموله‌های آهن و خودروهای سنگین.

چه شد به فکر سرقت افتادی؟

در شهرستان کشاورزی می‌کردم، اما بلندپروازی باعث شد برای کار بهتر به تهران بیایم. چندماهی کارگری کردم اما فایده‌ای نداشت. در این دو سالی که به تهران آمدم با چند نفر دوست شدم. وقتی آنها هم مثل من بیکار شدند پیشنهاد سرقت را مطرح کردم.

آنها قبول کردند؟

یکی از دوستانم در ابتدا گفت در قالب مامور زورگیری کنیم اما چون ریسکش بالا بود و زود شناسایی می‌شدیم من تصمیم گرفتم که سرقت محموله انجام دهیم چون هم خطرش کمتر بود و هم پول خوبی به جیب می‌زدیم.

چندبار مرتکب سرقت شدی؟

چهار محموله را سرقت کردیم.

در چه مناطقی دست به سرقت می‌زدید؟

بیشتر سرقت‌ها را در اتوبان ساوه و آزادگان انجام می‌دادیم.

چگونه سرقت می‌کردید؟

من همراه سه همدست دیگرم سوار خودرو پراید می‌شدیم. با خرید چراغ گردان و تابلو ایست خود را به شکل مامور درآوردیم. با پرسه‌زنی در اتوبان‌های غربی شهر و ورودی‌های تهران در ساعات خلوت محموله‌های آهن را شناسایی می‌کردیم.

بعد چه می‌کردید؟

به‌عنوان مامور راه کامیون‌ها را سد می‌کردیم و به بهانه وجود مواد مخدر یا بار قاچاق محموله را بررسی می‌کردیم اگر محموله خوبی بود با تهدید اسلحه دست و پای راننده را می‌بستیم و بار را سرقت می‌کردیم.

اسلحه واقعی بود؟

بله آن را به قیمت 600 هزارتومان در غرب کشور خریدم.

محموله سرقتی را چطور می‌فروختید؟

بار را در یک انبار که مخفیگاهمان بود در جنوب تهران خالی کرده و خودرو را در منطقه‌ای وسط شهر رها می‌کردیم. تعدادی مالخر داشتیم که در کار خرید و فروش آهن بودند. هر محموله سرقتی را 40 درصد زیر قیمت بازار به آنها می‌فروختیم.

از سرقت‌ها چقدر به جیب زدی؟

نزدیک 40 میلیون گیرم آمد که با این پول مقداری از بدهی‌هایم را دادم و بقیه پول را به شهرستان برای خانواده‌ام فرستادم.

آنها می‌دانند راهزنی؟

نه. فکر می‌کنند شغل خوبی در یک شرکت معتبر دارم که برای آنها پول می‌فرستم.

چگونه دستگیر شدی؟

یکی از مالخران در نازی‌آباد چهار تن محموله سرقتی را که از ما خریده بود یکجا در مغازه‌اش ریخته بود که ماموران مشکوک شده و او را دستگیر کردند که او نیز اعضای باند ما را لو داد و در مخفیگاهمان دستگیر شدیم.

می‌دانی اتهام راهزنی مسلحانه سنگین است؟

نه. فکر کردم این سرقت هم اتهامش مانند کیف‌قاپی یا زورگیری است. نمی‌دانستم به ما اتهام راهزنی مسلحانه می‌زنند. درست است که اسلحه داشتیم اما از اسلحه استفاده نکردیم. فقط برای ترساندن و سرقت استفاده می‌کردیم.

حرف آخر....

کاشکی همان شهرستان مانده بودم و کار می‌کردم. باور کنید به خاطر بلندپروازی جوانی‌ام را از دست دادم. دیگر نمی‌توانم به شهر خود برگردم و آبرویم رفته است. برای خانواده‌ام پول حرام فرستاده‌ام و حالا شرمنده آنها هستم.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر