jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۸۱۵۹۱۸ ۲۱ تير ۱۳۹۴  |  ۰۰:۰۱

فیلم «فرزند چهارم» که از شبکه 4 پخش شد را وحید موسائیان کارگردانی کرد

بشردوستی ایرانی در قاب سینما

در هالیوود، سوژه‌های نمایشی خاصی در روایت‌های سینمایی و تلویزیونی دستمایه قرار می‌گیرد و تبدیل به موتیف اغلب آثاری می‌شود که در دیگر کشورهای جهان مقابل دوربین می‌رود. محتوای نمایشی مورد نظر بیشتر درباره ژست بشردوستی آمریکایی در گستره جهانی است.

مثلا در فیلم سنجاقک (تام شادیاک) با هنرنمایی کوین کاستنر که نخستین‌بار از برنامه «سینمایک» در تابستان 1383 از تلویزیون به نمایش درآمد مخاطب با روایت «جو دارو» آشنا می‌شود که همسرش امیلی(سوزانا تامسن) از جانب کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل برای کمک به شهروندان آمریکای جنوبی راهی یکی از این کشورهای بحران‌زده شده است و در سانحه جاده‌ای جان باخته است.

فیلم به صورتی خاص امیلی را قدیسه‌ای نشان می‌دهد که حضورش در سرزمین بحران‌زده، مایه تسلی شهروندان کشور بحران‌زده است.

نمونه شاخص دیگر، فیلم الماس خونین ادوارد زوئیک است. دنی آرچر(لئوناردو دی کاپریو) تاجر الماس طی حوادثی خونین زمینه رهایی سالمون وندی(جایمن هانسو) و فرزندش را فراهم می‌کند و بشردوستی آمریکایی‌اش ناگهان متبلور می‌شود و قید به دست آوردن قطعه الماس بزرگی را به قیمت نجات سالمون و فرزندش می‌زند. مصداق دیگر از این بشردوستی نمایشی را می‌توان در فیلم فراتر از مرزها (مارتین کمپل) جستجو کرد. سارا جردن (آنجلینا جولی) زندگی سرخوشانه‌ای در قلب لندن دارد. ناگهان دکتر کالاهان(کلایوو اون) موجب تحول جردن غرق در ثروت و خوشی می‌شود و شاخک‌های بشردوستانه‌اش می‌جنبد و او را به سرزمین‌های بدوی آفریقایی می‌کشاند.

شاید نمونه‌های ذکر شده از شمایل سینمایی بشردوستانه آمریکایی یکی از هزاران است که صرفا جهت اشاره و اطلاع عنوان شد. این الگوی روایی و محتوای مدنظر در اغلب آثار آمریکایی که در فرامرزهای این کشور ساخته شده در نوع شخصیت‌سازی و شخصیت‌پردازی رایج است. الگوی شخصیت‌سازی مورد اشاره، منتج از فرهنگ منجی‌نمایی برآمده از «تمدن لیبرال دموکراسی و مواهبش» است.

در مقابل ساختار فرامرزی و به ظاهر بشردوستانه هالیوودی، سینمای ایران چندان رغبتی ندارد که از مرزهای کلانشهر تهران عبور کند تا مدل شهروند جهانی را با الگوهای بشردوستانه ایرانی به دنیا معرفی کند. چنین صورتگری و شخصیت‌سازی در سینمای ایران به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. برای روشن‌تر شدن موضوع کافی است به چند نمونه ایرانی اشاره کنیم. فیلم بدون مرز(امیرحسین عسگری)، فیلم تنهای تنهای تنها(احسان عبدی‌پور) و فرزند چهارم (وحید موسائیان) تنها نمونه‌های خاص سینمای بشردوستانه ایرانی هستند. آثار مذکور از حیث دراماتیک یک ویژگی خاص و مشترک دارند. شخصیت‌های اصلی این آثار در مواجهه با دیگر شهروندان، از ملل دیگر حاضر به جانثاری و ازخودگذشتگی انسانی هستند. ویژگی خاص دراماتیکی که در ابتدای این سطور روش پرداخت آمریکایی آن کاملا تشریح شد.

با این تفاسیر، فرزند چهارم وحید موسائیان با همه عیوب تکنیکی و محتوایی فیلم پیشرویی محسوب می‌شود. پیشرفت از این جهت که تصویری صادقانه از بشردوستی واقعی ایرانی در فرامرزها را نمایش می‌دهد. رخدادی مبتنی بر حقیقت که عموم مردم از انجام و سرانجام آن مطلع نیستند.

نکته جالب اینجاست که بشردوستی ساری و جاری در متن فیلم فرزند چهارم، عافیت‌طلبی آمریکایی را چاشنی شخصیت‌های اصلی‌اش نکرده است. از این جهت نقش‌های اصلی محوری بشدت قابل تامل و تعمق هستند؛ شخصیت‌هایی که بقدری ملموس و واقعی ساخته شده‌اند که موجب برانگیخته شدن عواطف مخاطب می‌شود.

داستان «فرزند چهارم» روایت سفر سه شخصیت اصلی فیلم به سومالی بحران‌زده است. منظور از سومالی همان سومالی بحران‌زده‌ای است که در فیلم‌های کاپیتان فیلیپس (پل گرین گراس) و سقوط شاهین سیاه (ریدلی اسکات) تصویر شده‌ است.

شخصیت اول فیلم فرزند چهارم که با نریشن (گفتار متن) ابتدایی و انتهایی با وی آشنا می‌شویم رویا اسفندیاری(مهتاب کرامتی) است. بازیگر سرشناسی که پس از کش ‌و قوس‌های فراوان در زندگی‌اش، پس از سقط شدن فرزند هفت ماهه و جدایی از همسرش به حرفه‌ عکاسی روی آورده و از جهان بازیگری فاصله گرفته است. رویا تصمیم دارد ایثار پیشه کند و روزه بشردوستی بگیرد و خودش را درعشق ورزیدن به محرومان غرق کند. دوربین برایش حکم سلاحی دارد تا کاستی را با زبان تصویر و عکس به فضای نه چندان دور از دسترس رسانه منتقل کند و به‌همین دلیل در سفر پرمخاطره‌ای به سومالی پای می‌گذارد تا از رنج سیاهان در گنج نشسته، عکس تهیه کند.

شخصیت بعدی فیلم «مظفر» میانسال است، صاحب کارخانه‌ ورشکسته کفش مظفر که او نیز مانند رویا در حسرت داشتن فرزند است و این آرزو را باید در واپسین روزهای عمرش فراموش کند. او باقیمانده کفش‌های کارخانه‌اش را به سومالی می‌برد تا علاوه بر پخش آنها برادر همسرش، ابراهیم(حامد بهداد) را به میهن بازگرداند .

«ابراهیم» از اعضای هلال احمر است که مدت بسیاری است در این کشورزندگی می‌کند و شهروندان سومالیایی از خدمات پزشکی وی بهره می‌برند. ابراهیم ایده‌آل‌گرا، بشر دوستی شبیه دکتر کالاهان(کلایوو اون) فیلم فراتر از مرزهاست که پنج سال زندگی‌اش را وقف مردم آفریقای شمالی کرده است.

رویا و مظفر در صحرا گم می‌شوند و همان‌طور که فیلم اشاره می‌کند گم‌گشتگی و معجزه‌ای که در نقطه عطف فیلم رخ می‌دهد ارجاعی تعمدی به پرواز فونیکس(رابرت آلدریچ) است و تعمدا با اشاره مستقیم، این ارجاع از زبان رویا شنیده می‌شود. استیصال شخصیت‌های اصلی و هم‌نشینی با ساکنان سیاه صحرا، تعمدا شباهت‌های نزدیک و قرینه‌ای با برگردان سینمایی رمان همینگوی، برف‌های کلیمانجارو (هنری کینگ) دارد و تعمدا اجرای مهدی هاشمی و میزانسن‌های فیلم یادآور‌گری گوری پک است. اما موقعیت فرامتنی بشردوستانه مهتاب کرامتی و نقشی که در متن فیلم اجرا می‌کند این فرصت را در اختیار هر منتقدی قرار می‌دهد که او را با آنجلینا جولی فراتر از مرزها (مارتین کمپل) قیاس کند.

فیلم فرزند چهارم وحید موسائیان با همه مواهب محتوایی، فرم دلپذیری ندارد. تماشاگری شانس می‌آورد که فیلم را از تلویزیون تماشا می‌کند و محتوای فیلم برایش دلپذیر است، اما وقتی فیلم را روی پرده بزرگ تماشا می‌کنید یک لانگ شات دلچسب شبیه فیلم فرار از مرزهای مارتین کمپل در آن نمی‌بینید. در صورتی که فراتر از مرزها هر تغییر جغرافیایی را با یک نمای مستر و باز نمایش می‌دهد. با این محتوای فیلم فرزند چهارم با توجه به ابعاد فرمی، فیلمی متوسط و تلویزیونی است.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر