مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
پشه راهش را پیش گرفت و نزد گاو رفت. او به گاو سلامی کرد و گفت: «جناب گاو، برای من خیلی سوال بزرگی است که تو چرا اینقدر زحمت میکشی و برای انسانها کار میکنی؟ مگر انسانها در مقابل این همه زحمت به تو چه میدهند که حاضر شدهای برایشان زحمت بکشی و جان بکنی؟»
گاو جواب داد: «غذای آماده و جای خواب راحت.»
پشه گفت: «این جواب قانعکنندهای نیست. به من نگاه کن. برای هیچکس کار نمیکنم. میخورم و میخوابم و آزاد زندگی میکنم. غذایم را خودم تهیه میکنم و به همین دلیل، مجبور نیستم برای آدمها کار کنم.»
گاو گفت: «زندگی خودت را با ما حیوانات مفید مقایسه نکن. من برای انسان فایدههای متنوعی میکنم. به همین دلیل آنها دوستم دارند و از من مراقبت میکنند. به من غذا میدهند، هنگامی که مریض میشوم، برایم دامپزشک میآورند و کنار طویلهام سگ نگهبان گذاشتهاند تا هیچ حیوانی نتواند به من آسیب برساند، اما تو یواشکی کمین میکنی و خون انسانها را میخوری. آنها هم از تو بدشان میآید و همیشه سعی میکنند تو را بکشند. تو با آسیب رساندن به انسانها زندگیات را میگذرانی، به همین دلیل برای کسی دوستداشتنی نیستی، اما من زحمت میکشم و برای همین در قلب صاحبانم جای دارم.»
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.