در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
- میرباقری درباره ساخت مینیسریال یا ثبت تصویری دیگر نمایشهایش همچون «معرکه در معرکه» یا «عشقآباد» توضیح داد: اگر فرصت آن پیش بیاید حتما این کار را خواهم کرد.
ـ گلزار در نسخه سینمایی «خشکسالی و دروغ» در برابر چهرههای مطرح تئاتر ایفای نقش میکند.
- این نخستین بار در تاریخ سینمای بعد از انقلاب است که یک فیلم با اقتباس از یک نمایشنامه ساخته میشود. خشکسالی و دروغ متنی است که در تئاتر امتحان خود را پس داده و در سینمای ایران کار نویی محسوب خواهد شد؛ کاری که جذب مخاطب میکند.
سطرهای بالا، بخشی از اخبار متعددی است که جدیدا در خبرهای رسمی یا نقلهای شفاهی میخوانیم و میشنویم و خلاصه همهشان یک چیز است؛ این که ما بدانیم بسیاری از نمایشهایی که در سالهای دور و نزدیک روی صحنه رفتهاند، دارند به آثار سینمایی تبدیل میشوند و قرار است یا یک روز سر از پردههای نقرهای درآورند یا راهی شبکه نمایش خانگی شده و دنبالهرو تجربههایی شوند که موفق و ناموفق بودنشان هنوز هم درست و درمان بررسی نشده است؛ آیا این رویکرد جدید که دارد رفته رفته فراگیر میشود، از سر یک ضرورت هنری است یا تفننی سادهانگارانه؟ یعنی به این دلیل بازتولید سینمایی نمایشهای قبلی در دستور کار قرار میگیرد که یک داستان و مفهوم و روایت دیدنی به قدر کافی دیده و درک نشده و بهتر است یک بار دیگر در معرض قضاوت مخاطب قرار بگیرد یا به این خاطر است که بناست آزموده، دوباره آزمایش شود و سهمی از موفقیت گذشته اثر در قالب نمایش، به حساب نسخه سینمایی شده آن واریز شود؟ وقت آن نرسیده تا واقعگرا باشیم؟ مگر نه این که وضعیت تئاتر هم تابعی از هنرهای دیگر این جامعه است؟ بهتر نیست با عباراتی نظیر جذب مخاطب و رویکرد علاقهمندانه مخاطبان، کمی محتاطانهتر برخورد کنیم؟ در شرایطی که بسیاری از نمایشها با بلیتهای مهمان و اضافه کردن چهرههای مطرح بازیگری و هزار و یک لطایفالحیل دیگر تماشاگرانی را به سالنها میکشانند و میزان استقبال مخاطبان هم از بیشتر فیلمهای روی پرده سینما، بر کسی پوشیده نیست، دقیقا حساب کردن روی استقبال مخاطبان از آثار در دست تولید، بر مبنای کدام متر و معیاری صورت میگیرد و خرج کردن بیرویه از این واژه مخاطب، واقعا چه معنایی دارد؟ این نوشتار در این مختصر قصد کالبدشکافی این موضوع را ندارد و فقط سعی دارد بگوید سرنوشت تولیدات این سالهای سینما و نیز تولیدات شبکه نمایش خانگی (و البته توزیع سوپرمارکتی آنها) به لحاظ استقبال مخاطبان، میتواند پاسخگوی همه این سوالها باشد و شاید مصداق این شعر حافظ باشد که «مَن جرّب المجرّب حلّت به الندامه»؛ به عبارت سادهتر، آزموده را باز آزمودن، پشیمانی به بار میآورد.
مهرداد نصرتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: