بهترین عکس اوتا کوگلس برگر:

روشنـایی در شب

من این عکس را در شوره‌زارهای بونویل در مرز ایالت‌های یوتا و نوادا در سال 2006 گرفتم. این عکس درواقع بخشی از یک پروژه کاری بود. در این پروژه روی این موضوع کار می‌کردم که چرا ایده گم کردن راه در بیابان‌های بکر و دست‌نخورده تا این اندازه برای ما جالب است. یکی از دلایلی هم که به بونویل رفتم، ماجرای تاریخی‌ای بود که در این منطقه اتفاق افتاد.
کد خبر: ۸۱۳۶۰۱

سال 1846 گروهی از مردم آمریکا قصد رفتن به کالیفرنیا را داشتند که در این منطقه گم شده و حدود یک سال در اینجا ماندند. روزهای پایانی به دلیل نبود غذا، آنها مجبور به کشتن و خوردن یکدیگر شدند.

من همواره از نورهای غیرمعمول در عکس‌هایم استفاده می‌کنم. ایده استفاده از منور مربوط به یکی دیگر از پروژه‌هایم در مورد گم شدن در دریا بود. هنوز هوا کاملا روشن بود که به این محل رسیدم و زمان زیادی طول کشید تا محل مناسبی برای عکاسی پیدا کنم. در روشنایی روز قاب تصویر را درست کردم و منتظر ماندم تا شب شود که بتوانم منور را روشن کنم.

تصور می‌کردم دوربین نمی‌تواند عکس درستی بگیرد. محیطی حدود 350 متری رو در مقابل دوربین انتخاب کردم، شاتر دوربین را باز کرده و به محل از پیش تعیین شده رفتم تا منور را روشن کنم. شاتر دوربین بین 15 تا 20 دقیقه کاملا باز بود. آنچه شما در این تصویر می‌بینید، توسط دوربین است و هیچ دستکاری دیجیتالی در آن صورت نگرفته است. این یک عکس فوق‌العاده است؛ حدود ده دقیقه طول کشید تا بتوانم این تصویر را ثبت کنم.

تمام این محل بسیار خشک بود. می‌توانستم براحتی منوری را روشن کنم، اما ابتدا باید مطمئن می‌شدم که زمان پایین آمدن در کادر دوربین قرار بگیرد. مدنظر قرار دادن این موضوع که منورها حدود 300 متر به هوا می‌روند و باد باعث تغییر مسیر آنها می‌شود، کار را سخت‌تر می‌کرد. از چهار بار منور زدن، فقط دو بار خوب بود و از آن نیز همین یک عکس بهتر از آب درآمد.

در حالی که تصور می‌کردم کار آسانی باشد، اما خیلی زود فهمیدم چه کار سختی است. روشن کردن منورها در انگلیس کار بسیار آسانی است، اما این کار در آمریکا چندان راحت نیست؛ زیرا سلاح در نظر گرفته می‌شود. خریدن آنها به معنای این نیست که می‌توان براحتی استفاده کرد. من ابتدا مجوز را گرفته و سپس به اطلاع مسئول محلی رساندم. او نیز به تیم‌های امداد و نجات گفت روشن شدن منور در آن شب به معنای گم شدن فردی در این بیابان نیست. بنابراین ایده مدنظرم که گم‌شدن در بیابان بود، به هیچ وجه عملی نشد؛ زیرا همه جای من را می‌دانستند.

درباره عکاس

تولد: سال 1971، بروکسل

تحصیلات: مجسمه‌سازی در دانشگاه سلطنتی هنرهای لندن.

الگوها: وولفگانگ تیلماس، جوئن استرفیلد و رونی هورن.

فراز: وقتی عکسی می‌گیرید و می‌دانید کاملا خوب و درست است.

نکته: کاری که اعتقاد دارید، انجام دهید و اجازه ندهید کسی باعث توقف شما شود.

راوی: کارین اندرسن ـ گاردین

مترجم: حسین خلیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها