آن 110 روز بحرانی

بدون تردید کودتای 28 مرداد 1332 سرآغاز فصل نوینی در تاریخ سیاسی معاصر ایران است که به سقوط دولت ملی دکتر مصدق و حاکمیت خفقان شدید در جامعه انجامید.
کد خبر: ۸۱۱۹۵
با وقوع کودتا، دستگیری رجال سیاسی ، انحلال احزاب و تعطیلی بسیاری از نشریات در دستور کار قرار گرفت. اما باوجود تضییقات و فشار دستگاه دیکتاتوری ، از فردای وقوع کودتا، مردم حتی یک روز نیز روند مخالفت با هیات حاکمه را متوقف نکردند. در نوشتار حاضر موقعیت جنبش دانشجویی از 28 مرداد تا 16 آذر 1332 مورد بررسی قرار گرفته است ، هر چند با محور قرار دادن نقش دانشجویان در مقطع یاد شده ، در حد بضاعت اندک و کاوش در ماخذهای موجود سعی موجزی در تشریح جایگاه حایز اهمیت این گروه اجتماعی در آن برهه حساس به عمل آمده است.
به نظر می رسد نخستین تظاهرات آشکار در دوره مورد بحث ، 5روز پس از کودتا در حمایت از دکتر مصدق و اعتراض به محاکمه او، دکتر شایگان و مهندس رضوی در دانشگاه تهران انجام گرفته باشد.
پس از آن در ایام عزاداری محرم ، تهران شاهد برپایی تظاهرات پرسروصداتری بود ؛ در 4 محرم الحرام 1373 قمری / 22 شهریورماه 1332 شمسی ، یعنی 25 روز بعد از کودتا، در اعتراض به اقدامات سرکوبگرانه رژیم ، تظاهراتی سازماندهی گردید و شعارهایی بر ضد زاهدی و در حمایت از دکتر مصدق سر داده شد. کانون تظاهرات ، بازار تهران بود و دامنه آن به مسجد شاه و سبزه میدان نیز کشید.
چند روز بعد در 7 محرم / 25 شهریور، تظاهرات گسترده تری برپا شد. تظاهرکنندگان در این شب شعارهای شدیداللحنی سر دادند. تظاهرات یاد شده با دخالت ماموران شهربانی و واحدهای لشکر نظامی ضدشورش پایتخت سرکوب گردید ؛ هرچند فرو نشاندن آتش این غائله و سرکوب مخالفان ، مانع از تداوم اعتراض های پراکنده و خودجوش بعدی نشد ، به طوری که درست یک ماه پس از کودتا صبح روز عاشورا (28 شهریور) با استفاده از اوضاع آن روز، ضمن شبیه سازی تاریخی ، پلاکاردهایی متضمن شعارهایی در اعتراض به حاکمیت یزیدی پهلوی دوم سرداده شد و همچنین شعارنویسی بر در و دیوار شهر بر ضد رژیم انجام گرفت.


16 مهر، پیش پرده 16 آذر



با آغاز سال تحصیلی و بازگشایی دانشگاه ها در مهرماه ، اوضاع سیاسی بر اثر خیزش های مردمی و تحرکات دانشجویی رو به وخامت بیشتر نهاد. دانشجویان با راه اندازی تظاهرات ، پخش اعلامیه و تعطیل کلاس های درس ، آشکارا خشم و نفرت خود را نسبت به دیکتاتوری حاکم ابراز داشتند.
در نیمه مهر ، اعلامیه هایی از سوی گروه های دانشجویی منتشر شد که در آن بر ضرورت توسل به اعتصاب به مثابه یک حربه در برابر حاکمیت ، همچنین لزوم آزادی دکتر مصدق از زندان ، رفع توقیف شماری از استادان دانشگاه و سرانجام جانبداری از تظاهرات محرم در بازار تهران ، تاکید شده بود.
توزیع این اعلامیه ها تاثیر ویژه ای در فضای سیاسی کشور بر جای نهاد، آن گونه که واکنش دولت کودتا را ارمغان آورد و به شکلی شتابزده اعلام کرد «دولت در مقابل این گونه تحرکات به شدت ایستادگی خواهد کرد.»
باوجود خط و نشان هایی که دولت نظامی برای مخالفان خود، بویژه دانشجویان می کشید، دانشگاهیان با معاضدت بازاریان ، خود را برای برگزاری یک اعتصاب گسترده آماده کردند و روز 16مهر / 29 محرم ، زمان و موعد مناسب این اقدام تشخیص داده شد. اعتصاب ، آغاز و دکان های بازار بسته شد. همان روز دانشجویان مبادرت به برپایی تظاهرات آرام در محیط دانشگاه کردند. متعاقب آن ، فرمانداری نظامی سراسیمه و وحشت زده چند افسر را به همراه چند دستگاه کامیون پر از سربازان تفنگدار به سوی دانشگاه تهران گسیل داشت . سربازان مسلح در جای جای دانشگاه موضع گرفتند و همه جا را زیر نظر قرار دادند. در این روز نیروهای نظامی دست به اقدام کم سابقه ای زده و در داخل محیط دانشگاه شماری از دانشجویان (گفته می شود حدود 11نفر) را به اتهام اخلال در امنیت عمومی و برهم زدن نظم ، نمودند. از منظری ، آنچه روز 16مهرماه روی داد، نخستین واکنش همه جانبه دانشگاه و دانشگاهیان (استاد و دانشجو) علیه دولت کودتا بود. افزون بر این ، برای نخستین مرتبه از زمان تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313 ، ماموران نظامی وارد حریم دانشگاه شده ، به دستگیری جمعی از دانشجویان مبادرت کردند. چنین رفتاری طی 19 سالی که از بنیادگذاری دانشگاه تهران می گذشت بی سابقه بود. بی گمان ورود قوای مسلح به محیط دانشگاه و دستگیری دانشجویان نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نکرد بلکه به گسترش دامنه بحران و افزایش تنش و تشنج موجود افزود. نمایش اقتدار حاکمیت پهلوی به این جا ختم نشد و کودتاچیان برای ارعاب دانشجویان ، شماری از سربازان مسلح را در برابر دانشکده های مختلف دانشگاه تهران مستقر کردند. البته در خارج از محیط دانشگاه وضع به مراتب بدتر بود؛ یک تانک و تعدادی کامیون مملو از نیروهای مسلح مقابل در اصلی دانشگاه تهران مستقر بودند و تمامی رفت و آمدها را زیر نظر داشتند.
در میدان 24اسفند (میدان انقلاب کنونی) اوضاع نه تنها عادی نبود که بدتر هم بود. سه دستگاه تانک و چند نفربر و اتومبیل های جیپ نظامی در حاشیه میدان موضع گرفته بودند. تمامی خیابان های اصلی و کوچه های فرعی منتهی به محوطه مستطیل شکل دانشگاه تحت نظر ماموران آشکار و نهان نظامی و انتظامی بود و آنان حتی رفت و آمد عابران در پیاده روها را به دقت کنترل می کردند و از اندک توقف و جزیی ترین کنجکاوی و تامل آنان نسبت به آنچه در دانشگاه می گذشت ممانعت به عمل می آوردند. اما باوجود تمامی این تمهیدات باز هم تهران در این ایام شاهد تظاهرات درخور توجه دیگری بود و این مرتبه فریاد اعتراض نه از دل دانشگاه که از بیرون آن ، حوالی چهارراه امیراکرم ، مکانی در دو کیلومتری جنوب شرقی دانشگاه ، به گوش می رسید. این تظاهرات که از ساعت 10صبح آغاز شد، موجب غافلگیری و آشفتگی فرمانداری نظامی گردید و با تیراندازی هوایی و درگیری های پراکنده و بازداشت شماری از معترضان ، خاتمه یافت. به باور برخی تحلیلگران ، این نخستین تظاهرات وسیع به ابتکار نهضت زیرزمینی مقاومت ملی بود که در آن قشرهای مختلفی از جمله دانشجویان ، بازاریان و حتی دانش آموزان شرکت داشتند. برخی منابع ، شمار تظاهرکنندگان در این روز را بالغ بر دو هزار نفر تخمین زدند.


پیش به سوی انسداد سیاسی



آنچه در روزهای آتی روی داد فضای سیاسی جامعه ، بویژه دانشگاه را ملتهب تر ساخت. 9 روز پس از واقعه شانزدهم مهر، یعنی 25 مهر، هربرت هوور، مشاور وزارت امور خارجه امریکا در امور نفت به منظور گفتگو با دولتمردان ایرانی وارد تهران شد. پنج روز بعد، این کارشناس مسائل نفتی به اتفاق لویی هندرسن سفیر امریکا در ایران برای مذاکره به دیدن شاه رفت. هوور پس از یک اقامت دراز مدت 23 روزه در ایران ، بازدید از پالایشگاه ها و حوزه های مختلف نفتی و انجام گفتگو با مقامات بلندپایه دولت کودتا، تهران را به مقصد واشنگتن ترک کرد.
در 27 مهرماه ، وارن ، رئیس اداره همکاری فنی امریکا، چکی به مبلغ 4 میلیون و 700 هزار دلار به عنوان کمک فنی ایالات متحده ، به علی امینی ، وزیر دارایی کابینه زاهدی تسلیم کرد. دو روز بعد 29 مهر آنتونی ایدن ، وزیر خارجه انگلیس طی نطقی در مجلس عوام این کشور اعلام کرد: «انگلستان بار دیگر دست دوستی به سوی ایران دراز می کند و برای تجدید مناسبات سیاسی میان دو کشور از هر جهت آماده است.»


نهضت مقاومت ملی و تحولات پس از کودتا



افزایش رفت و آمدهای دولتمردان امریکایی و انگلیسی به ایران و بازداشت های بی ضابطه فرمانداری نظامی ، جامعه را به سوی وقوع درگیری های جدید سوق داد. شناخت رویدادهای این ایام بدون توجه به نقش حیاتی و کارکرد موثر «نهضت مقاومت ملی» امکان پذیر نیست. این تشکل سیاسی یک روز پس از کودتای 28 مرداد 1332 در خانه آیت الله سیدرضا زنجانی با حضور رجال و شخصیتهای سیاسی با گرایش دینی و ملی شکل گرفت و به هیچ فرد و گروه خاصی تعلق نداشت و در شهرهای گوناگون و حتی خارج از کشور، شعبه ها و شاخه هایی متاثر و مرتبط با آن سامان یافت.
خطمشی نهضت در سه اصل زیرخلاصه شده بود:
1- تداوم جنبش مردم و اعاده استقلال ملی ؛
2- مبارزه با هرگونه استعمار خارجی (سرخ و سیاه) ؛
3- مبارزه بر ضد حکومت های دست نشانده خارجی و عمال فساد.
نهضت مقاومت ملی ، پایگاه اجرایی و عملیاتی خود را بر دو محور دانشگاه و بازار استوار ساخته بود. بازاریان به مثابه پشتوانه مالی و تدارکاتی و دانشجویان به عنوان نقش آفرینان و نیروهای عملیاتی و خطمقدم رویارویی با رژیم به شمار می آمدند.


گسترش مخالفت ها



از هفته نخست آبان ماه زمزمه هایی مبنی بر برپایی اعتصاب عمومی در بازار و تظاهرات اعتراض آمیز در دانشگاه به گوش می رسید. شایعه انجام اعتصاب از سوی رانندگان وسایط نقلیه بویژه شرکت واحد اتوبوسرانی و تعطیلی کار برخی کسبه عمومی نیز قوت گرفت. از این رو، فرمانداری نظامی تهران با صدور اطلاعیه ای ضمن هشدار نسبت به عواقب انجام هرگونه تحرک و فعل و انفعالی علیه حکومت ، اصناف و بازاریان را از اعتصاب برحذر داشت.
نیمه دوم آبان ماه آبستن حوادث مهم و حساسی بود، 17آبان ، محاکمه دکتر مصدق ، و سرتیپ تقی ریاحی ، در دادگاه نظامی ارتش در سلطنت آباد آغاز شد و مقارن آن تحرکات طیف رودرروی دولت و مخالفان حکومت کودتا افزایش یافت.
همزمان با اوجگیری فزاینده اعتراض های داخلی ، دانشجویان و اپوزیسیون خارج از کشور نیز دست به فعالیت گسترده بر ضد دولت دست نشانده سرلشکر زاهدی زدند. هر چند این جوش و خروش از فردای کودتا شروع شده بود، لکن اندک اندک شدت گرفت و با آغاز به کار محاکمه فرمایشی دکتر مصدق به اوج خود رسید و مقالات انتقادی متنوع و متعددی بر ضد دولت نظامی در نشریات گوناگون خارج از کشور، بویژه در فرانسه و آلمان به چاپ رسید.
این اقدامات خشم حاکمیت را برانگیخت ، از این رو دستورالعمل هایی به سفارتخانه ها فرستاده شد که طبق آن ، دانشجویان تهدید شدند که در صورت هرگونه مشارکت و همراهی در فعالیت های ضد دولتی ، با آنها برخورد می شود. قطع ارز ارسالی از ایران ، ندادن روادید سفر، حتی ابطال گذرنامه و انواع تضییقات دیگر، بخشی از این محرومیت ها را شامل می شد.


واقعه 21 آبان



پنجشنبه 21 آبان برای برپایی تظاهرات و اعتصاب در دانشگاه و بازار تعیین گردید. در این روز راهپیمایی و اعتصاب گسترده ای با زمینه سازی نهضت مقاومت ملی و مشارکت دانشجویان برپا شد که به ضرب و جرح و دستگیری عده ای از دانشجویان و قشرهای اجتماعی دیگر انجامید. خبر این تظاهرات در رسانه های خارجی انعکاس وسیعی یافت و سیل انتقادها و اعتراض ها، حاکمیت را مستاصل و کلافه کرد.
در همین روز اوضاع در ناحیه بازار تهران رو به وخامت بیشتر نهاد، چرا که کسبه و اصناف بازار نه تنها دست از کار کشیدند بلکه با برگزاری تظاهرات و راهپیمایی به شعار دادن علیه کودتاچیان نیز پرداختند. از این رو تلفات در بازار بیشتر بود. افزون بر این تعداد بازداشت شدگان محدوده بازار نیز زیاد بود که جمعی از دستگیرشدگان به جزیره خارک تبعید شدند.


تراکم خشم افکارعمومی



در فاصله روزهای بعد تا 16 آذر، وقایع سیاسی مهمی در کشور روی داد. در این میان روز سوم آذرماه از جهاتی حائز اهمیت است.

شواهد نشان می داد که در 16 آذر نیروهای نظامی دولت کودتا به منظور آرام کردن جامعه برای پذیرایی از معاون رئیس جمهور امریکا و رویارویی با اعتراض های فزاینده دانشجویان در آماده باش به سر می بردند و عزم خود را جزم کردند تا از دانشجویان زهرچشم بگیرند تا مذاکرات نیکسون با مقامات ایرانی در کمال آرامش انجام شود

از یک سو در این روز محاکمه دکتر مصدق و سرتیپ ریاحی در دادگاه نظامی خاتمه یافت. براساس حکم صادره دکتر مصدق به سه سال زندان مجرد و ریاحی به دو سال حبس تادیبی محکوم شدند. و از دیگر سو در همین روز از سوی دربار شاهنشاهی اعلامیه ای مبنی بر مسافرت نیکسون ، معاون رئیس جمهور امریکا به ایران در 18آذرماه صادر شد. دیگر این که با ورود سر دنیس رایت ، کاردار موقت سفارت انگلیس به تهران در این روز و متعاقب آن چند روز بعد صدور اعلامیه رسمی مشترک میان دو دولت درباره برقراری مجدد و رسمی روابط ایران و انگلیس ، بر شدت اعتراض ها افزود. خبر برقراری رابطه مجدد دولت ایران با انگلستان غوغایی برانگیخت. در این میان اکثریت مردم و افکار عمومی جامعه نمی توانستند ساکت بنشینند تا دولت کودتا با استعمار پیر تجدید رابطه کند و مترصد زمان مناسب برای ابراز خشم و نفرت خود نسبت به رخدادهای جامعه بودند. به نظر می رسید فرصت مغتنم ، چهاردهم آذر ماه بود. دانشجویان دانشگاه تهران از این فرصت به منظور برگزاری تظاهرات بهره بردند که با شماری اندک اما پرسروصدا برگزار شد. روز بعد تجربه دیگری به دست آمد و دانشجویان ، دامنه تظاهرات را به خارج از دانشگاه کشاندند.
ماموران نیروی انتظامی که شرایط را تا حدودی غیرعادی و بحرانی می پنداشتند به سرکوب تظاهرکنندگان پرداختند که در این میان عده ای زخمی و شماری از دانشجویان بازداشت شدند.
اما رویداد شانزدهم آذر ماه چیز دیگری بود و هرگز از حافظه تاریخی ایرانیان پاک نشد. دانشجویان مانند روزهای گذشته خود را آماده برپایی تظاهرات دیگری در محیط دانشگاه و خیابان های اطراف کردند اما شواهد نشان می داد که نظامیان به منظور آرام کردن جامعه برای پذیرایی از معاون رئیس جمهور امریکا و رویارویی با اعتراض های فزاینده دانشجویان ، در آماده باش به سر می بردند و عزم خود را جزم کردند تا از دانشجویان زهرچشم بگیرند تا مذاکرات نیکسون با مقامات ایرانی در کمال آرامش انجام شود.
اوضاع در تهران بویژه دانشگاه تهران و خیابان های منتهی به آن غیرعادی بود. رژیم در اقدامی کم سابقه ، نیروهای لشکر دو زرهی را به دانشگاه اعزام کرد. از بامداد آن روز، همه ، وقوع یک حادثه را پیش بینی می کردند. دانشجویان با درک و شم سیاسی خود هوشیارانه سعی داشتند کمترین مستمسکی به دست بهانه جویان ندهند اما جو کاملا ملتهب بود. اندکی بعد، سربازان مسلح به داخل دانشکده ها هجوم آوردند و عده زیادی از دانشجویان و حتی استادان را دستگیر و مورد ضرب و شتم و فحش و ناسزا قرار دادند. دانشجویان در برابر این اقدام تحریک آمیز با متانت و سکوت ، صرفا وقایع را زیرنظر گرفتند. اندک زمانی بعد در حالی که عقربه های ساعت حدود 10 بامداد را نشان می داد و دانشجویان سر کلاس های درس بودند، ناگاه شماری از سربازان دسته «جانباز» لشکر زرهی به همراه عده ای سرباز معمولی به دانشکده فنی یورش بردند. دستاویز آنان برای ورود به دانشکده ، شناسایی عده ای از دانشجویان به زعم آنان شورشی و اغتشاشگر بود که در خلال روزهای گذشته به نظامیان بی احترامی کرده بودند. مهندس خلیلی ، رئیس دانشکده فنی به منظور پیشگیری از هر گونه درگیری و خونریزی احتمالی ، دستور داد زنگ کلاسها پیش از موعد زده شود. وی به همراه دکتر عابدی ، معاونش ، چند تن از خدمتگزاران دانشکده را مامور کرد به کلاسهای درس رفته و از طرف آنان به دانشجویان اطلاع دهند که هر چه زودتر، با آرامش و بدون شعار دادن از دانشکده خارج شوند و متعاقب آن بی سروصدا محیط دانشگاه را ترک نمایند. هنگامی که دانشجویان در حال خروج از دانشکده بودند به یکباره با یورش سربازان مسلح و حمله آنان با سرنیزه مواجه شدند که عده ای از دانشجویان مجروح گردیدند. اقدام وحشیانه نیروی نظامی ، واکنش برخی از دانشجویان خشمگین را برانگیخت. دانشجویان به هنگام دفاع از خود و عقب نشینی در برابر حمله سربازان مسلح به شعار دادن روی آوردند. افراد «جانباز» که به فرمان تیمسار تیمور بختیار، فرمانده لشکر به دانشگاه آمده بودند به روی دانشجویان بی دفاع آتش گشودند که در نتیجه 3 دانشجوی دانشکده فنی به نامهای مهدی شریعت رضوی ، مصطفی بزرگ نیا و احمد قندچی ، در سرسرای دانشکده به شهادت رسیده و تعداد زیادی از دانشجویان زخمی شدند.
همان روز از سوی فرمانداری نظامی ، تعدادی از روزنامه ها و نشریات به صورت فله ای تعطیل و تعدادی از روزنامه های منتشره نیز جمع آوری شد. روز بعد ( 17آذر)، حاکمیت پهلوی در اقدامی نمایشی برای کاهش فشارهای وارده بر اثر حادثه روز گذشته ، مبادرت به آزادی 5تن از وزیران کابینه دکتر مصدق از زندان کرد.


پس لرزه های کشتار



انتشار خبر واقعه دانشگاه تهران موج ابراز همدردی فرهیختگان و آزادی خواهان عالم را در پی داشت که فشار فزاینده ای را در آستانه سفر ریچارد نیکسون به ایران ، بر دولت کودتا وارد ساخت. دکتر علی اکبر سیاسی ، رئیس وقت دانشگاه تهران از تشکیل جلسه ویژه دولت برای رسیدگی به این واقعه چنین یاد می کند:
بامداد 18 آذر، سرلشکر مزین به منظور کاهش فشارهای سیاسی و روانی ، به نمایندگی از سوی محمدرضا پهلوی ، برای دلجویی در دانشکده فنی حضور یافت و همان روز همزمان با ورود ریچارد نیکسون به تهران ، تظاهرات گسترده ای به مناسبت سوم شهدای مظلوم دانشگاه و اعتراض این سفر تدارک دیده شد که به اعتراض و قیام عمومی مبدل گردید و به بازداشت دهها نفر انجامید. به دنبال عزیمت نیکسون پس از 3 روز اقامت در تهران و در آستانه برپایی مراسم هفتم شهدای دانشجو، تهران حالت شهری جنگ زده را به خود گرفت. تمامی وزارتخانه ها، سازمان ها، اداره ها و موسسه های دولتی با تانک و زره پوش محافظت می شد و نظامیان مجهز و مسلح در جای جای پایتخت موضع گرفته بودند.
در تهران و شهرهای بزرگ ، دانشجویان که از فردای واقعه از رفتن به کلاسهای درس سرباز زده بودند، خود را آماده برپایی مراسم هفتم شهدای دانشجو کردند. در تهران ، دانشجویان به سوی امامزاده عبدالله ، مدفن دانشجویان شهید به راه افتادند. پلیس ابتدا به منظور متفرق کردن دانشجویان با آنان درگیر شد اما پس از اندک زمانی پی برد که توان رویارویی با خیل عظیم جمعیتی که هر لحظه بر تعداد آن افزوده می شد را ندارد و از این رو پاپس نهاد و نظاره گر اوضاع شد.
طی روزهای بعد، تظاهرات پراکنده ای در سطح شهر برگزار شد. در دانشگاه با وعده تخلیه محیط آموزشی از نیروهای نظامی ، دانشجویان سرانجام به اعتصاب کوتاه مدت خود پایان دادند، اما رژیم به وعده خود عمل نکرد و اعتصاب دانشجویان در اوایل دیماه بار دیگر آغاز شد و تظاهرات ، درگیری ها و اعتصاب های پراکنده همچنان تا خاتمه ترم ادامه یافت.
لازم به ذکر است که رژیم پهلوی نه تنها از محاکمه و مواخذه مسببان واقعه سرباز زد، بلکه 9 روز بعد رئیس ستاد لشکر دو زرهی از «ستاد رکن دو»، تشویق 16 تن از افسران و درجه داران و سربازان دسته جانباز در ماموریت دانشگاه تهران در روز دوشنبه 16ماه جاری را تقاضا کرد. این 16 تن به این مناسبت افزون بر ترفیع درجه ، پاداش نقدی 25 تا 35 تومان نیز دریافت کردند. مراسم چهلم شهدای دانشگاه در روز پنجشنبه 24 دیماه با حضور بیش از 10 هزار نفر با شکوه هر چه تمام تر برگزار شد. در تهران ، روز پنجشنبه نه تنها کلاسهای درس دانشجویان دانشگاه تهران تعطیل شد بلکه دانش آموزان برخی مدارس نیز از رفتن به کلاس درس خودداری کردند. در پی تصمیم مشترک و هماهنگ برخی دانشجویان با همیاری شماری از دانش آموزان ، مقرر شد ابتدا در میدان شوش اجتماع کرده ، سپس به صورت دسته جمعی به سوی امامزاده عبدالله حرکت نمایند. هرچند فرمانداری نظامی تهران براساس مقررات حکومت نظامی با اجتماع دانشجویان موافقت نکرد اما اجازه داد فقط هزار کارت مخصوص در اختیار برگزارکنندگان مراسم برای ورود به امامزاده عبدالله قرار گیرد.
بعدازظهر پنجشنبه میدان شوش شاهد موج جمعیت و گردهمایی شرکت کنندگان در مراسم اربعین شهدای جنبش دانشجویی بود. حدود 10 هزار نفر در این اجتماع شرکت کردند و مراسم به خوبی و در کمال آرامش برگزار گردید.
بی شک خون سرخ این شهدا، موتور محرک و سوخت تداوم فعالیت های ضداستبدادی و ضداستعماری دانشجویان در سالهای آتی را فراهم آورد، موجی که هیچ گاه از حرکت باز نایستاد و تا پیروزی انقلاب اسلامی تداوم یافت.
توضیح نویسنده: کلیه مندرجات این مقاله براساس مطالب طرح شده در سلسله نشست های «گذری بر پیشینه ، سیر تحول و تطور جنبش دانشجویی ایران» تدوین شده است.


صفاءالدین تبرائیان


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها