در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حتما از این جملات زیاد شنیدهاید، خصوصا در بحبوحه تلاش همه برای ترغیب فرد یا خانوادهای به گذشت، عدهای پیدا میشوند که با چنین استدلالهایی همه چیز را نقش بر آب میکنند، اما آیا واقعا فردی که میخواهد قضاوت کند، حتما باید خود را جای کسی که به مورد ستم واقع شده بگذارد و حکم صادر کند؟ واقعیتش این است که اصلا دادگاهها و سیستمهای تخصصی قضایی دقیقا برای همین درست شدهاند که کسی از موضع طرفین دعوا ـ چه شاکی و چه متهم ـ دعاوی را قضاوت نکند. وگرنه چه حاجت بود به تشکیلات عریض و طویلی چون دادگستری و آدمهایی که حرفهشان قضاوت است. هر کسی مورد ستمی واقع میشد، خودش شخصا مجازات را تشخیص و انجامش میداد. تاکید به نوع نگاه، عملا به معنای زیرسوال بردن موجودیت قاضی و پیشه قضاوت است. موضوع این است که فرد ستمدیده به لحاظ روانی در موقعیتی نیست که بتوان از او انتظار عدالت داشت. مثال همیشه ذهن را روشنتر میکند. کسی که مثلا دستش را در یک دعوا شکستهاند، اگر به خودش باشد، برای تلافی شاید بجز دست، سر و پای طرف مقابل را هم بشکند. یا مثلا فرض کنید در یک پرونده قتل قاضی بخواهد از موضع اولیایدم حکم صادر کند، در نگاه آنها ممکن است قضاوت عادلانه نهتنها قصاص قاتل بلکه تکهتکه کردن او باشد یا حتی خانوادهاش، طبیعی هم هست. به دلیل این که آنها یکی از عزیزترین کسانشان را از دست دادهاند و از نظر روانی اصلا در موقعیتی نیستند که بشود انتظار داشت که همه جوانب را بسنجند و منصفانه حکم صادر کنند، اما آیا عدالت هم همین است؟ قطعا خیر!
یک قاضی خوب، باید همه جوانب را کاملا بسنجد و خودش را جای تکتک افراد درگیر در پرونده بگذارد تا به انگیزهها و همه ابعاد ماجرا پی ببرد، اما این متفاوت از این است که از او انتظار داشته باشیم، در هر پرونده صرفا از موضع فرد آسیبدیده همه چیز را بررسی و در نهایت حکم صادر کند.
در زندگی روزمره هم همین است؛ این که موقع هر قضاوتی، مدام از افراد بخواهیم خودشان را جای ایکس و ایگرگ و زد بگذارند که در ماجرا ذینفع هستند، مشکلی را حل نمیکند. قضاوت درست و واقعبینانه و عادلانه اتفاقا از مسیر بلوغ، بیطرفی و نگاه بیرونی میگذرد. قضاوت در دعوا معنا پیدا میکند. دعوا هم ذاتا به این معناست که هر دو طرف درگیر به طور حداکثری خود را حق میدانند و طرف مقابل را باطل. طبیعی است که چنین شرایطی آدمها را از واقعبینی و انصاف دور میکند. دو چیزی که اصلیترین شروط یک قضاوت عادلانه است. از کسی که میخواهید بین شما و دیگران حکمیت کند، انتظار نداشته باشید که درست مثل شما مسائل را ببیند و فکر کند. او برای یک قضاوت واقعبینانه باید بالاتر از جایی که شما هستید بایستد، این را فراموش نکنید.
سعید رضاوندی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: