در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهروز رضوی: نمیخواستم گوینده شوم
اصلا هیچ گرایشی به گویندگی نداشتم و ابتدا در رادیو نویسندگی میکردم. زمانی ما با کمبود گوینده مواجه شدیم و مسئولان گفتند نویسندهها گویندگی متنهایشان را به عهده بگیرند و من گوینده شدم. من در مجموع به کار رادیو و رسانه علاقه داشتم و البته به گویندهها هم توجه داشتم، اما زمانی که کارم را شروع کردم، الگویی در ذهنم نبود که بخواهم شبیه او شوم بلکه میخواستم خودم باشم و ضمن کار بتدریج به گویندگی علاقهمند شدم. در واقع ابتدا با خود میگفتم مدتی را به گویندگی مشغول میشوم و بعد که گویندگان جدید وارد کار شدند من هم کنار خواهم رفت، اما در این حرفه ماندگار شدم. اولین دریافتی من از رادیو در سال ۴۷ بود و الان حدود ۴۷ سال است که من در این مدیوم رسانهای کار میکنم. آن زمان حدود ۸۵ تومان از رادیو گرفتم و البته مالیات هم از آن کم شده بود. من اکنون کاری را انجام میدهم که دوست دارم و فکر میکنم اگر مخاطب برنامه مرا بشنود، میتواند از آن بهرهای ببرد. برنامه «کتاب شب» من در رادیو تهران حدود ۲۰ سال است که روی آنتن میرود و گمان نمیکنم مخاطبی از شنیدن آن ناراضی بوده باشد./ مهر
حسن همایون فال: سبک خودم را داشتم
در زمان جنگ بیشتر کارهای موسیقی بهصورت سرود اجرا میشد و آقای محمد گلریز هم در رأس کار بود و آثار زیادی در این زمینه ارائه کرد. بعد از مدتی خوانندگان جدیدی روی کار آمدند که البته من هم جزو آنها بودم. آنها نسلی بودند که موسیقی نویی را عرضه کردند که در آن زمان خیلی رایج نبود. از نسلی حرف میزنم که تعدادشان به اندازه انگشتان دو دست هم نبود؛ بیژن خاوری، پرویز طاهری، عباس بهادری، مهرداد کاظمی، بهرام گودرزی، سپهر و بهرام حصیری. من هم سبک و سیاق خودم را داشتم. موسیقی سنتی، پاپ و مقامی میدانستم و آمدم با صداوسیما همکاری کنم. آن زمان به ما گفتند، درست است که شما صدایتان خوب است، اما باید اینجا هم تست بدهید. خلاصه صداوسیما از ما تست گرفت و در شورایی که آنجا بود، تائید شدیم. اولین قطعهام «نسیم آسا» نام داشت که هادی منتظری آن را آهنگسازی کرده بود. یادم است آن زمان، این کار خیلی گل کرد. آهنگی که معمولا با نشان دادن گل و گیاه خاصی توسط تلویزیون پخش میشد؛ بهطوریکه هر وقت تلویزیون این گل را نشان میداد، همسرم به شوخی میگفت: حسن! میخواهند آهنگ تو را پخش کنند. اصلا انگار این گل مخصوص آهنگ «آی نسیم سحری» بود./ ایسنا
آنا پناهی: شخصیت پدرم را معرفی می کنم
در آستانه برگزاری بیست و هشتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران عزمم را برای انتشار کتابی با موضوع جملاتی که از حسین پناهی نیستند جزم کرده بودم. البته این کتاب منتشر نشد؛ اما علاقه زیادی به این دارم که بالاخره بتوانم مخاطبان شبکههای مجازی را از نادرستی برخی از این انتسابهای ادبی مطلع کنم. کتاب «خداحافظ روزهای اناری» یا به تعبیری «حسین پناهی از نگاه دیگران» که من فقط عهدهدار جمعآوری مطالب آن بودهام، دلنوشتهها و احساسات دوستان و دوستداران حسین پناهی است. این کتاب از آن جهت که حسین پناهی برای خیلیها دارای شخصیتی گنگ و خاص است، میتواند جالب باشد و وجه شاعرانه شخصیت او را بیش از پیش معرفی میکند. من به عنوان دختر این شاعر و بازیگر شناخته شده در نهایت تمام تلاشم در حال و آینده حفظ و اشاعه اندیشه حسین پناهی است؛ البته اگر لیاقت و تواناییاش را داشته باشم./ باشگاه خبرنگاران جوان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: