در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از حرفهایشان متوجه میشوم که هرسه نفرشان از طرفداران پروپاقرص آن هستند؛ تقریبا هرسه نظری مشترک با هم دارند. آنها از زن نقش اول سریال خوششان میآید و همه جوره تائیدش میکنند، مرد نقش اول را بیوفا و ظاهربین میدانند چون به سراغ زنی دیگر رفته و دوست دارند هرچه زودتر دست آن زن برای مرد روشود، مرد به پشیمانی بیفتد و با لب و لوچه آویزان نزد همان زن اولی برگردد. از دید آنها، هرچه صفت خوب است در زن اول خلاصه میشود و بدیها به اشکال گوناگون در آن یکی زن متبلورشده است.
به خانه برمیگردم. در راه به این فکر میکنم که این ماجراها تا چه اندازه برای این سه زن مهم و جدی شده است. طوری با شوروهیجان از آنها صحبت میکنند که گویی زندگی خودشان است و با ترس و لرز منتظرند ببینند در ادامه ماجرا چه اتفاقی میافتد. درحال حاضر موضوع این سریال به مهمترین مساله زندگی آنها تبدیل شده است.
بعدازظهر به مهمانی خانه همسایه میروم. تعدادی خانم در دهههای سوم تا هفتم زندگیشان به آن خانه دعوت شدهاند و آنجا هم بساط گل گفت و گل شنفت پهن است. هرکس حرفی از خانه و زندگیاش میگوید و این که بتازگی چه اتفاقی برایش افتاده. حرفها که کمی تکراری میشود یکی از خانمها از قسمت آخر سریال کلمبیایی دیشب سوال میکند. یکی دو نفر آنجا بیشتر این سریال را نمیبینند و بقیه ترجیح میدهند درباره سریالهای ترکیهای رنگ و وارنگی که در کانالهای مختلف تماشا کردهاند، صحبت کنند. سلیقهها کماکان یکی است. همه بشدت طرفدار یک کاراکترند و آرزو دارند سر به تن آن یکی نباشد. خانمها چنان پرشور از ماجراهای سریال صحبت میکنند، که گویی بخش بسیار مهمی از زندگیشان شده است.
در اینترنت راجع به داستان بسیاری از این سریالها تحقیق میکنم تا بیشتر با آنها آشنا شوم؛ سریالهایی که درحال حاضر به اولویت اول بسیاری از ایرانیان تبدیل شده و تحت هیچ شرایطی حاضر نمیشوند آن را از دست بدهند؛ سریالهایی که در این چندسال از کشورهای کلمبیا، یونان، ترکیه، برزیل، هند، کره جنوبی، ایتالیا، مکزیک و دیگر نقاط پخش شدهاند. وقتی ما سریالی را هرشب تماشا میکنیم و با جان و دل تعقیب میکنیم، بدون آن که خودمان بدانیم بشدت تحت تاثیر آن قرار میگیریم و توسط آن سریال تربیت میشویم. در یک سریال زنی را میبینیم که از خیانتکاری شوهرش و همبستری او با زنی دیگر باخبر شده؛ زن هم که نمیخواهد از شوهرش کم بیاورد و از آن سو سعی در انتقام گرفتن دارد، بلافاصله برای مرد دیگری نقشه میکشد، به او نزدیک میشود و با وی ارتباط برقرار میکند. در سریال دیگری دختری جوان پیش از ازدواج با پسری رابطه داشته و از او باردار شده، اما پدر و مادر دختر به آن دو اجازه ازدواج ندادهاند و دختر را به اجبار به عقد پسر دیگری درمیآورند. دو ماه بیشتر از بارداری دختر نمیگذشته و بجز مادر دختر کسی از ماجرا خبر ندارد. شوهر دختر با باکره نبودن او مشکلی ندارد و دختر هم ادعا میکند که بلافاصله پس از ازدواج باردار شده و نوزادی زودرس به دنیا آورده است. خانواده شوهر چیزی نمیفهمند اما از آنجا که ماه همیشه پشت ابر پنهان نمیماند، بالاخره روزی میرسد که طشت رسوایی دختر از بالا به پایین افکنده میشود و همه از رازهای زندگی او مطلع میشوند. اما بازهم خانواده شوهر رضایت میدهند و داستان بخوبی و خوشی به پایان میرسد
براستی برای لحظهای از ظاهر رنگین این سریالها به درآیید و روی داستان آنها متمرکزشوید. این داستانها تا چه اندازه با فرهنگ ما ایرانیان مسلمان همخوانی دارند؟ آیا در فرهنگ ما پذیرفتنی است که زنی از شوهرش خیانت ببیند و بلافاصله برای انتقام گرفتن با مرد دیگری طرح دوستی بریزد؟ معمولا زنان ایرانی اگر درزندگی زناشویی خیانت ببینند، تلاش میکنند این مشکل را حل کنند. اگر بسیار با تدبیر باشند، موضوع را ریشهیابی میکنند و وضع را از بیخ و بن اصلاح میکنند، اگر هم احساساتی باشند و قدرت تصمیمگیری عاقلانهشان را به کار نینداخته باشند، به خانه پدرومادر میروند و از آنها میخواهند موضوع را حل کنند یا طلاقشان را بگیرند. حقیقتا شما چند زن ایرانی میشناسید که بلافاصله پس از خیانت دیدن از شوهرشان با مرد دیگری ارتباط برقرارکنند و توجیه آنها هم این باشد که میخواستم انتقام بگیرم. گویی تنها راه مبارزه با همسر، انتقام گرفتن است و روش صحیح آن هم دوست شدن و رابطه برقرارکردن با مردان دیگر است. آیا در فرهنگ ما اشکالی ندارد که یک دختر از پسری حامله شود، فرزند را نگاه دارد و او را میان قوم شوهر بزرگ کند درحالی که آنها هم با این مساله مشکلی ندارند؟ اصلیترین دلیل که هر فردی به سراغ این سریالها میرود، سرگرم شدن است اما شمایی که این سرگرمی را برای خود انتخاب کردهاید آیا به این میاندیشید که همین به ظاهر سرگرمی میتواند چه فاجعهای در زندگی شما بیافریند؟ شاید عمق فاجعه خود را در این نسل نشان ندهد اما نسل بعدی که نوجوانهای امروز هستند هم با مفهوم همین سریالها بزرگ میشوند و بعدها آینهای از این فرهنگ میشوند. آیا شما دوست دارید دختر و پسر نوجوانت همین سبک رفتاری را در زندگی شخصیاش نشان دهد و برای حل مشکلاتش به سراغ سریعترین و غیراخلاقیترین روش برود؟
مشکل سرگرمی را با روشهای دیگر حل کنید. اگر به دنبال ماجراهای هیجان هستید، کتابهای فراوانی در این زمینه وجود دارد. میتوانید از افرادی که اهل مطالعه هستند نام نویسندگان را یاد بگیرید و کتابهایشان را از کتابخانه امانت بگیرید و مطالعه کنید. یا میتوانید از طریق سایتهای اینترنتی دوستان کتابخوان پیدا کنید و با هم کتاب ردوبدل کنید تا دیگر بهانهای برای هزینه کتاب نداشته باشید. درکنار مطالعه باید روابط خودتان با افراد مناسب را گسترش دهید و دوستان خوب پیداکنید تا خلأهای روحیتان رفع شود. به ورزش و هنر رو بیاورید تا تاثیر شگفتانگیزش را بر روح و ذهن خود ببینید. به هر سرگرمی خوبی که میتوانید دست بزنید و روزگارتان را با بهره جستن از آنها زیبا کنید و به این ترتیب، اجازه ندهید سریالهایی با مفاهیم مخرب برای هسته خانواده، در دل شما و خانوادهتان نفوذ کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: