نقد و بررسی سومین قسمت از سه‌گانه ویچر

شکار وحشی

عنوان بازی: The Witcher 3 پلتفرم: Xbox One، PS4، Windows ناشر: ناشران مختلف سازنده: CD Projekt RED سبک: اکشن نقش‌آفرینی امتیاز: 9.5
کد خبر: ۸۰۵۰۸۴

شرکت CD Projekt Red مصداق بارز یک شرکت تابع اصول اخلاقی است. در این هیاهو که بیشتر شرکت‌های بازی‌سازی با تکیه بر محتوای قابل دانلود (DLC)، اقدام به درآمدزایی مضاعف می‌کنند، این شرکت با تکیه بر وفاداری هوادارانش، به عرضه تمام و کمال فرنچایز محبوبش اقدام کرده و همه بسته‌های دانلودی احتمالی را رایگان منتشر خواهد کرد و چه شاهکاری است سومین قسمت و آخرین قسمت از سه‌گانه ویچر. در این قسمت، ماجرای گرالت، همچو رودی که از میان جلگه‌های سرسبز و افق‌های نارنجی می‌گذرد و در انتها به دریایی وسیع و دامن‌گستر می‌پیوندد، خیل هوادارانش را سیراب می‌کند.

قسمت سوم ویچر عاری از عیب نیست. مهم‌ترین آنان شاید نرسیدن به کیفیت مدعی در تبلیغات و ویدئوهای پیش از انتشار باشد که صدای خیلی‌ها را درآورده است، اما فارغ از آن، هر چند نمی‌توان ویچر را کرایسیس دیگری نامید، اما دارای نکاتی ناب و مسحورکننده است.

انیمیشن‌های بازی هنوز جای کار دارد. نحوه حرکت شخصیت‌ها گاهی زمخت به‌نظر می‌آید. انیمیشن چهره‌ها نیز فاصله قابل توجهی با شاهکار این زمینه یعنی Mass Effect دارد. با این‌حال، نقطه‌قوت ویچر 3 در خلق دنیایی است که ظاهر و باطن کلی‌ آن چنان به دل می‌نشیند که شاید تا سال‌ها کمتر عنوانی بتواند هم‌رده آن شود. قلمرو شمالی، درزمره زیباترین جهان‌هایی است که تا امروز در عرصه بازی‌های رایانه‌ای خلق شده و از این نظر باید ممنون سازندگانش بود.

گرافیک بازی از نظر حس رئالیسم، نه به اندازه Dragon Age فانتزی و نه همانند Skyrim واقعگراست، اما گیرایی افسون‌کننده‌ای دارد. اگر از نظر فنی به آن دقیق شویم، شاید صحنه‌هایی مانند برگ‌های دوبعدی که با تکنیک‌های مختلف نمای سه‌بعدی یافته‌اند یا برخی بافت‌های ضعیف توی ذوق بزند، اما از نظر هنری با یک اثر بسیار دیدنی طرف هستیم.

داستان ویچر 3، شاید سیاه‌ترین و در‌عین‌حال درگیرکننده‌ترین داستان این سری باشد. دختری از اشراف‌زادگان تحت تعقیب نیروهای اهریمنی است. نیروهای فراطبیعی خطرناکی در معرض تهدید تصرف آنها هستند. همه چیز رنگ و بوی خون گرفته و بار تغییر شرایط همه بر دوش گرالت است. خط‌‌مشی اصلی داستان ویچر از روایت اصلی اسکایریم منسجم‌تر و جذاب‌تر است، اما در این بازی نیز داستان مرکزی بازی تحت‌الشعاع خطوط جنبی داستان قرار گرفته است.

اوج هنر سازندگان را باید در خلق دنیای بازی یافت. اتفاقات فرعی بازی آنچنان جذاب و گیرا کار شده (از مکانیسم آب و هوا گرفته تا طراحی محیط و شخصیت‌پردازی کاراکترهای جنبی) که خیلی راحت ممکن است از اصل داستان منحرف شده و مدتی بعد، تازه به فکر دنبال کردن خط اصلی داستان باشید.

سازندگان در القای حس مسئولیت به بازیکن سنگ تمام گذاشته‌اند. انتخاب‌های بازیکن به معنای واقعی روی پیامدها اثرگذار بوده و حتی عناوینی مانند Mass Effect را هم زیر سایه خود می‌برند. از دیگر هایلایت‌های بازی این است که سازندگان توانسته‌اند با سیستم قوی دیالوگ و داستان‌پردازی، بازیکن را به همذات‌پنداری، حتی با خبیث‌ترین شخصیت‌های بازی وادار کنند.

گیم‌پلی بازی از جهات زیادی دستخوش تغییر شده و این قسمت از سری ویچر را به یکی از ممتازترین نمونه‌ها میان هم‌قطارانش تبدیل کرده است. تعداد ماموریت‌های بازی واقعا زیاد است. آن‌قدر که حدود 100 ساعت گیم‌پلی دلچسب و به یاد ماندنی را به بازیکن هدیه کند. از معدود نقاط‌‌ضعفی که در تنظیم ماموریت‌ها مشاهده می‌شود، ازدیاد ماموریت‌های زمان پرکن است تا حدی که به تجربه بازی لطمه می‌زند.

البته تعداد ماموریت‌های ممتاز بازی نیز کم نیست؛ ماموریت‌هایی با نام Witcher Contract در بازی وجود دارد که وظیفه نابودی یک هیولا را به بازیکن محول می‌کند. این ماموریت‌ها مراحل متنوعی دارد که هرکدام به یک میان‌پرده دیدنی مزین شده و حسابی از خجالت بازیکن درمی‌آید. بعضی از مراحل جانبی و پیامدشان روی خط‌‌مشی اصلی داستان هم اثرگذارند و CD Projekt Red توانسته بخوبی از پس ماموریت‌های اصلی و جنبی بربیاید.

در رسته اسلحه گرالت، دو شمشیر و پنج قابلیت جادویی موسوم به نشان را در کنار انواع بمب‌ها، کمان‌ها و... می‌یابیم. نشان‌ها شامل شعله‌افکنی، گیج‌سازی تلکینتیک، سپر تهاجمی، قابلیت کنترل ذهن و تله جادویی ایستاست.

مبارزه در ویچر 3 چندان سخت نیست؛ اما کمی عادت می‌خواهد. از حیث کنترل، می‌توان ویچر 3 را به ارواح ظلمانی (Dark Souls) تشبیه کرد. از آنجا که نمی‌توان حرکات او را در میانه انجام متوقف کرد، بازیکن باید دقت بسیاری به خرج بدهد تا از شکست بی‌مورد دوری کند. از طرف دیگر، نابودی هر دشمن نیازمند یادگیری قلق خاص خودش است. البته این مورد یکی از خصوصیت‌های عادی بازی‌های نقش‌آفرینی است و چندان عجیب نیست.

ممکن است در ساعات ابتدایی بازی، ارتقا یافتن گرالت بیش از حد سخت به نظر بیاید، اما کم‌کم که متوجه شوید کجاها را جستجو کنید، این امر با سهولت بیشتری صورت خواهد گرفت. چهار شاخه اصلی برای ارتقای گرالت وجود دارد که هرکدام به پنج زیرشاخه تقسیم شده است. انتخاب این شاخه‌ها نیز پیچیدگی‌های خود را دارد. برای مثال، می‌توانید رویکردی تدافعی پیشه کنید و با سرمایه‌گذاری روی قابلیت کنترل ذهن گرالت، موقع مکالمه با شخصیت‌های عادی، گزینه‌های بیشتری در اختیار داشته باشید.

سیستم کیمیاگری و پیشه‌وری در این بازی به‌طرز شگفت‌آوری پرجزئیات کار شده است. در طول بازی به الگوهای بسیاری دست پیدا خواهید کرد که برای یافتن منابع هرکدام باید وقت زیادی صرف کنید. از آنجا که احتمال می‌رود بسیاری از بازیکنان حوصله درگیری با این سیستم را نداشته باشند، توصیه می‌کنیم از ارتقای اسلحه ضعیف ابتدای بازی پرهیز کنید و منابع خود را به انواع قوی‌تر آنها اختصاص دهید.

ذات سیستم کیمیاگری و پیشه‌وری بازی موردی ندارد، اما ظاهر پیچیده و گیج‌کننده آن سدی برای لذت بردن بازیکن از این بخش است. طراحی منوها بین سازگاری برای کنسول و رایانه شخصی سردرگم است و همین به مشکلات می‌افزاید، اما بدون شک بهترین حالت انجام این بازی روی PC است. بخصوص وقتی پای مبارزه با استفاده از ماوس و کیبورد به میان بیاید. در نهایت این بازی را با توجه به رده‌بندی سنی‌اش به همه علاقه‌مندان بازی‌های نقش‌آفرینی توصیه می‌کنیم. ویچر از آن شاهکارهایی است که نظیرش به‌ندرت خلق می‌شود.

سیاوش شهبازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها