در سراشیب تند اعتراض

رئیس جمهور در جلسه رای اعتماد 3 وزیر آموزش و پرورش، رفاه و تعاون از انتقادهای ناسازنده ای که از دولت کم عمر او می شود، گلایه کرد. این گلایه را معمولا روسای پیشین قوه مجریه نیز از جناح های سیاسی و مطبوعات می کردند
کد خبر: ۸۰۵۰۱
و از این رو شاید با موضوع تازه ای روبه رو نباشیم.
با این حال ، به نظر می رسد موضعگیری ها در برابر دولت دکتر محمود احمدی نژاد از ویژگی های تازه ای نسبت به دولت های قبلی برخوردار است.
جنگ روانی علیه احمدی نژاد، از مدتها پیش از برگزاری انتخابات 27خرداد 84شروع شد و با راهیابی او به مرحله دوم انتخابات ، درحد فاصل 27خرداد تا 3تیر به اوج خود رسید.
گرچه در آن مقطع ، حجم تبلیغات علیه یک نامزد ریاست جمهوری غیرطبیعی بود؛ اما چندان دور از انتظار به نظر نمی رسید. هر کس وارد رقابت می شد، قاعدتا باید خود را برای رویارویی با این فضای سنگین نیز آماده می کرد.
با این همه ، شرایط به گونه ای پیش رفت که احمدی نژاد از میدان آن جنگ روانی پیروز درآمد و عملا ثابت شد حجم تبلیغات منفی علیه او گرچه بی تاثیر نبوده ، اما نتوانسته تصمیم میلیون ها رای دهنده را جابه جا کند.

فشار روانی بعد از انتخابات
تبلیغاتی که نقش اصلی را در آن شایعات شفاهی باز می کرد و پیامهای کوتاه تلفنهای همراه نیز به پشتیبانی آن آمده بود؛ با پایان گرفتن رقابت سنگین انتخاباتی از نفس نیفتاد.
رقیبان اصلی احمدی نژاد البته نه در جبهه اصولگرایان که از پیروزی چشمگیر او شوکه شده بودند، سعی کردند بسرعت خود را پیدا کنند و تلاشهای گذشته را همچنان ادامه دهند.
این بار فناوری جنگ روانی در میدانی وارد زورآزمایی شد که دیگر قرار نبود مردم درباره آن داوری کنند. انتخابات به پایان رسیده بود و هدف راه اندازی جنگ ، دیگر نمی توانست تاثیرگذاری بر رای مردم باشد. پس چه مقصود دیگری مدنظر قرار گرفت؛

جنگ با کدام منظور؛
عدالتخواهی شعاری نبود که همراز دولت احمدی نژاد باشد. این شعار در آموزه های دینی ما ایرانیان قدمتی به طول عمر اسلام دارد و در دولتهای سازندگی و اصلاحات نیز به آن اشاراتی شده بود.
بنا به دلایلی که جای طرح آن دراین نوشتار نیست شعارهای عدالتخواهی در 2دولت گذشته نتوانست راهکار اجرایی پیدا کند.
در دولت سازندگی ، گفته شد که عدالت باید از دالان توسعه اقتصادی عبور کند و در دولت اصلاحات ، واژه عدالت تنها برای کسانی موضوعیت پیدا کرد که در مناقشات سیاسی ژست اپوزیسیون گرفته و انتظار داشتند عدالت ، به عدم برخورد با آنها ترجمه شود.
احمدی نژاد اما عدالت را در سایه ها و سطوح متعدد جامعه بسط داد. او از عدالتی سخن گفت که مردم کمبودش را در جای جای زندگی شان حس می کردند. بی عدالتی اقتصادی و اجتماعی جامعه را رنج می داد و طبیعی است که خیلی زود هر فردی را که در راستای تحقق شعار عدالت اجتماعی بیابد، به او روی می آورد. و جنگ از همین جا آغاز شد.
اگر احمدی نژاد بتواند آنچه را که وعده اجرایش را داده به منصه ظهور برساند، دکان سیاسی خیلی ها تخته می شود و وحشت و بیم ناشی از این تعطیلی چه بسا پایان حیات سیاسی بخشهایی از جامعه جناح زده ما باشد.

هدف جدی ، راهکار شوخی
کسانی که با وجود شعارهایی که در چند سال گذشته سر می دادند و از مردم سالاری دم می زدند، پس از انتخابات سوم تیر، رای مردم را برنتابیدند و به هر طریق ممکن عقده گشایی کردند.
احمدی نژاد بازگشت به شعارهای اصلی و فراموش شده انقلاب را بازتولید کرد و رای دهندگان با همین شعار جلب و جذب او شدند؛ اما در نگاه برخی جناحهای سیاسی ، این اقدام احمدی نژاد، ارتجاع نام گرفت!
تاکید او بر شریعت گرایی و دین مداری ، به طالبان گرایی ترجمه شد. لطیفه های خنده داری هم تولید و عرضه شد که حتی دوستداران احمدی نژاد برای ایجاد لحظات شاد آنها را تکرار می کردند.
یکی از این لطیفه ها در جریان پرسش و پاسخ انتخاباتی او در سیمای جمهوری اسلامی هم مطرح شد. مجری برنامه خطاب به احمدی نژاد گفت : ظاهرا قرار است نام اتومبیل سمند به ذوالجناح تغییر یابد!
خنده معنادار احمدی نژاد در برابر این سوال نشان داد که او از حجم بالای چنین تبلیغاتی آگاه است. روز دیگری گفته شد که دیر یا زود پیاده رو و خیابان ها برای تردد زنان و مردان جداسازی می شود و...
ذائقه ایرانیان ، پذیرای چنین خوشمزگی هایی است و این گرایش باعث می شود لطیفه سازی به تولید انبوه برسد! و با هزینه ای بسیار ناچیز به دوردست ترین نقاط کشور صادر شود.

وقتی مقابله جدی تر می شود
رئیس جمهور در حال خروج از جلسه مجلس که به منظور رای اعتماد 3وزیر کابینه تشکیل شده ، در حلقه خبرنگاران قرار می گیرد.
عجله دارد که برای سفر به بیرجند آماده شود؛ اما خبرنگاران با سماجت او را متوقف می کنند. «آقای احمدی نژاد! قرار است طرح عدم کفایت سیاسی شما در مجلس مطرح شود؛».
همه خبرنگاران به سمت صدایی برمی گردند که این پرسش را مطرح کرده است. احمدی نژاد، اما خود را بی تفاوت نشان می دهد. گویی برخلاف خبرنگاران از ماجرا چندان هم بی خبر نیست.
یکی ، دو روز بعد دهان به دهان نقل می شود که اعضای فراکسیون اقلیت مجلس قصد دارند کفایت سیاسی رئیس جمهور را زیرسوال ببرند.
ذهنها ورق می خورد. صفحه های تاریخ به عقب برمی گردند و روی خرداد 1360 متوقف می مانند. نام ابوالحسن بنی صدر به خاطر می آید. هم او که به دلیل همنوایی با منافقان و مخالفت جدی با فرزندان انقلاب ، کفایت سیاسی اش زیر سوال رفت و مجلس ، اعلام کرد که او صلاحیت ماندن در پست ریاست جمهوری را ندارد.
امام ره نیز به دنبال این رای نمایندگان ملت ، او را عزل کرد. بنی صدر، اما پیش از آن که چنین حکمی را ببیند، با صورتی که مانند زنها بزک شده بود و یک دست لباس زنانه بر تن داشت ، در هواپیمایی که خلبانش 2سال و اندی قبل محمدرضا پهلوی را به آن سوی مرزها برده بود، نشست و در پاریس فرود آمد.
حالا احمدی نژاد تهدید می شود که سرنوشتی چون بنی صدر پیدا می کند! حال آن که هیچ شباهتی بین این دو فرد وجود ندارد.

دولت و مزاحمت ها
طبیعی است که جنگ روانی موجود با هدف شکستن یا تضعیف روحیه دولت طراحی شده است همانها که تا چند ماه قبل ، ایده می دادند که باید بساط فناوری هسته ای را از کشور برچید و همه را دو دستی تقدیم امریکایی ها کرد، حالا هم از ترس این که مبادا چند تق وتوق احتمالی آرامش شان را برهم بریزد، نسخه تسلیم می پیچند.
آقای خاتمی هوشمندانه دریافته بود که نباید با طناب پوسیده این افراد به چاه رفت و به همین دلیل هم با قاطعیت تمام از حق ایران در برخورداری از فناوری هسته ای دفاع کرد. اینک همان جریان ، دوباره به تکاپو افتاده تا فشار سیاسی خود را بر دولت تشدید کند تا به زعم خود، فشارهای بین المللی را کاهش دهد!
از سوی دیگر به نظر می رسد بخشی از پیکره اقتصادی کشور که به رانت خواری و سودهای کلان عادت کرده ، حاضر نیست با سیاست های دولت جدید همراهی کند.
اگر آقای خاتمی نتوانست در سیاست های اقتصادی به توفیقات چندانی دست یابد، دلیلش را باید در همین سیستم اختاپوسی جستجو کرد.
امروز هم این مجموعه با قدرت هر چه تمام تر در برابر هرگونه اصلاح و تغییری مقاومت می کند. مدیران اقتصادی دولت اصلاحات ، رئیس جمهور پیشین را از این که تغییرات ساختاری در اقتصاد، به شوکهای ناگهانی منجر شود، بیم می دادند و در نتیجه ، دولت به سمت مشی کاملا محافظه کارانه و بعضا متمایل به دستورالعمل های صندوق بین المللی پول و دیگر مجامع جهانی سوق داده می شد.
دولت آقای احمدی نژاد وعده هایی را مطرح کرده که تحقق آن ، جز با در هم ریختن نظم اقتصادی پیشین و تحولات اساسی میسور نیست.
اما سیستم جا افتاده امروزی بنا به دلایلی که گفته شد، حاضر نیست زیر بار برود. اتفاقا مرگ شعارهای عدالت گسترانه و مهرورزانه آقای احمدی نژاد زمانی فرا خواهد رسید که او همچنان با نسخه های گذشته اقتصاد را اداره کند.

...و یک نکته دیگر آنچه گفته شد، مطمئنا به این معنا نیست که منتقدان دولت ، اشکالات و اعتراضات شان ، یکسره نادرست و غلط است.
اصولگرایان ، به تعبیری پس از 27سال ، اولین بار است که توانسته اند کل قوه مجریه را به دست آورند و طبیعی است که اشتباه هایی هم داشته باشند.
برخی ناپختگی ها و ناشیگری ها هم که دور از انتظار است ، به چشم می خورد. دولت چاره ای ندارد جز این که این ضعفها را بسرعت بپوشاند تا راه را برای هر بهانه جویی ببندد.
آنچه دولت را زمین گیر می کند انتقاد نیست بلکه گزک دادن هایی است که به همراهش جوی سنگین ایجاد می شود که برای دفع آن ، انرژی قابل توجهی لازم می آید.

محمد مهاجری
mohajeri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها