امروزه در سراسر دنیا حدود 90میلیون انسان در اثر تصادفات ، حوادث ، ابتلا به برخی بدخیمی ها و جنگ دچار ضایعات نخاعی می شوند. 80 درصد از این جمعیت را مردان تشکیل می دهند که بیش از نیمی از این افراد در طیف سنی 16 - 30سال قرار دارند.
کد خبر: ۸۰۲۹۳
به نظر می رسد با توجه به فراوانی افراد مبتلا به این ضایعات و تاثیر این امر درکیفیت زندگی آنها و نبود درمان دارویی مناسب باید چاره ای اندیشیده می شد که دستاوردهای سالهای اخیر محققان نشان داده است که سلولهای درمانی دراین زمینه می تواند موثر باشد.
از این رو سلولهای بنیادی جنینی در درمان مدل حیوانی با ضایعه نخاعی در پژوهشکده رویان به عنوان یکی از بزرگترین مراکز تحقیقاتی کشور انجام شده است که براساس آن پژوهشگران با استفاده از مشتقات عصبی حاصل از سلولهای بنیادی جنینی انسان موفق به درمان ضایعه نخاعی در موشهای صحرایی شدند.
در این خصوص ما نیز با دکتر رضا سامانی ، عضو هیات علمی پژوهشکده رویان به گفتگو نشسته ایم.
با خبر شدیم که در تحقیق انجام شده از سلولهای بنیادی جنینی انسان برای پیوند به موشهای صحرایی که دچار ضایعات نخاعی هستند استفاده شده است ، این پیوند طی چه مراحلی صورت گرفته است؛
در این تحقیق از سلولهای بنیادی جنینی انسان که قبل از پیوند برخی ازمراحل تمایز را طی کرده و درون یک داربست جای گرفته اند برای درمان ضایعات نخاعی حاد استفاده شده است.
قبل از پیوند ابتدا باید از توانایی سلولهای بنیادی انسان در تمایز به سلولهای عصبی در آزمایشگاه اطمینان حاصل می کردیم ؛ لذا برای همین منظور سلولها در آزمایشگاه به سلولهای عصبی تمایز داده شدند.
مدل استفاده شده موشهای صحرایی هستند که ازطریق جراحی یک قطعه ازیک طرف نخاع آنها(hemisection) برداشته شد و برای اطمینان از عدم بهبود نیافتن خود به خود، 2سرنخاع در محل ضایعه له شد و برای تایید ایجاد صدمه در نیمی از نخاع برشهای بافت شناسی تهیه شده سپس سیستم ایمنی این حیوانات سرکوب شد و 6روز پس از جراحی سلولهای آماده شده به همراه داربست در ناحیه ضایعه قرار گرفت.
آیا این روش برای اولین بار در کشور ما انجام شده یا این که کشورهای دیگری نیز در این میان تحقیقاتی انجام داده اند؛
گزارش های متعددی از پیوند سلولهای بنیادی جنینی و بزرگسالان در کشورهای متفاوت از جمله امریکا، ژاپن و کره جنوبی روی مدل حیوانی رسیده است.
ولیکن ویژگی که کار ما را حایز اهمیت کرده است تولید ساختارهایی مشابه لوله از سلولهای بنیادی جنینی انسانی و پیوند آنها بوده است که این امر سبب بهبود سریع تر حیوان شده است.
چه عاملی باعث چنین اتفاقی شده است؛
احتمالا کیفیت سلولهای به کار برده شده و روش پیوند در آن دخیل هستند که البته ترجیح داده می شود درباره آنها فعلا صحبتی نشود.
درصد بهبودی موشهای صحرایی به چه میزان بوده است؛
موشهای صحرایی هر روز پس از پیوند از نظر حرکتی بررسی شدند. در این بررسی معیارهایی وجود دارد که از سوی دانشمندان علم عصب تعریف شده است و در مراحل مختلف ، نمراتی براساس میزان حرکت به حیوان داده می شود.
آیا این امکان وجود دارد که ضایعه نخاعی ایجاد شده در موشهای صحرایی به طور خود به خودی بهبود یابد و سلول درمانی در آن دخالتی نداشته باشد؛
بله ، البته این امربستگی به نوع جراحی انجام شده دارد.
در مواردی که فقط یک برش داده شود و قطعه ای برداشته نشود، احتمال برگشت حیوان بسیار بالاست.
ولی در مدلهایی که ما کار کردیم ، احتمال برداشت یک قطعه از نخاع در ناحیه T10 و له شدگی نخاع این امکان وجود ندارد. برای اثبات این موضوع حیوانات بصورت کنترل شده به مدت 6ماه کنترل شدند.
نقش سلولهای بنیادی در روند بهبود چگونه به اثبات می رسد؛
قبل از پیوند سلولهای جنینی انسان برای ردیابی در مراحل بعدی با رنگهای خاص نشانه گذاری شدند.
پس از انجام پیوند بعد از مدت معینی حیوانات کشته شده و از ناحیه ضایعه دیده برشهایی تهیه شد و سلولها مورد ردیابی قرار گرفتند. البته لازم است تا باز هم با روشهای دیگر این موضوع را ثابت کنیم.
شما سلولهای جنین انسان را به موش پیوند زده اید آیا این سلولها رد نمی شود؛
همانطوری که قبلا نیز گفته شد برای جلوگیری از این واقعه سیستم ایمنی حیوان توسط داروهایی سرکوب شد.
آیا همراه با پیوند سلول ، درمان دارویی نیز صورت گرفته است؛
اگر منظور از داروها، داروهایی از خانواده کورتیکواستروئیدهاست که به طور معمول برای درمان ضایعات نخاعی حاد بکار می رود، باشد باید گفت خیر.
ولی داروهایی چون آنتی بیوتیک ها با داروهای تقویتی برای جلوگیری از عفونت یا تقویت حیوان به کار گرفته شده است.
آیا این سلولها در ضایعات نخاعی مزمن کاربرد ندارد؛
با توجه به این که پس از گذشت زمان طولانی از ضایعات نخاعی فرایند گلیوزیز وسیعی اتفاق می افتد با تشکیل اسکار از بهبودی و ترمیم عصب جلوگیری به عمل می آید، سعی می کنیم فعالیت هایی را نیز در آینده بر ضایعات نخاعی مزمن متمرکز کنیم.
آیا به کاربردن سلولها در درمان وترمیم سیستم عصبی درگذشته نیزمورد توجه بوده است یا این که این امر به تازگی به دست آمده است؛
در نیمه 1990دانشمندان علم عصب دریافتند که بخشهایی از مغز انسان بالغ قابلیت تولید و ترمیم نرونهای جدید را دارند.
درهمین زمان دانشمندان با سلولهای بنیادی عصبی آشنا شدند و توجه آنها به نرونها و سایرسلولهای بنیادی اعم ازجنینی ، بزرگسال و خون بند ناف جلب شد که تحقیقاتی دراین زمینه درحال انجام است.
آیا این سلولها در درمان سایر بیماری های سیستم عصبی مرکزی نیز کاربرد دارد؛
در این مورد حدسهایی زده شده است. مدلهای حیوانی از بیماری های متعدد مغزی یا نخاعی از جمله MSکه در اثر تخریب میلین در رشته های عصبی مرکزی حاصل می شود یا پارکینسون ، آلزایمر همچنین مدلهای مبتلا به سکته یا ضربه مغزی نیز طراحی شده اند و پیوند سلولهای بنیادی روی آنها صورت گرفته است و گزارش هایی از بهبودی یا عدم بهبودی نیز داده شده است.
اخیرا دانشگاه جان هاپکینزامریکا نیز گزارشی درباره درمان Amyotrophi lateral sclerosis) ALS) در مدل حیوانی با استفاده از سلولهای بنیادی حاصل از سلولهای زاینده جنینی داده است.
به هر حال اکنون سلولهای بنیادی درحال گشایش درهای امید فراوانی هستند؛ ولی گذشت زمان ، تجربه و مطالعه ، تکلیف را بیشتر روشن خواهد کرد.
آیا سلولهای بنیادی جنینی قابلیت کاربرد در انسان را دارند؛
فعلا نه ، باید گفت این سلولها به علت اشکالات متعدد از قبیل ایجاد تراتوما قابلیت استفاده در انسان را ندارند. ولی شاید در آینده بتوان از آنها در این امر استفاده کرد.
زیرا باید تمام جوانب پس از پیوند سنجیده و بررسی شود. این تحقیق درحال حاضر فقط روی حیوان انجام شده است و هنوز راه زیادی تا کاربرد آن در انسان وجود دارد. البته سال گذشته گزارشی از پیوند سلولهای بنیادی بند ناف در انسان به دست آمده و امسال مقاله آن نیز چاپ شد. البته این بسیار مشکل است که اکنون پیش بینی کنیم این روش یک درمان قطعی است.