در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثنوی صد من واگذاری استقلال و پرسپولیس به بخش خصوصی در حالی به قول رئیس سازمان خصوصیسازی تا دو ماه به تنفس رفت که هفته ها، ماهها و بلکه چند سال است فوج عظیم علاقهمندان به این دو تیم در انتظار به سرانجام رسیدن مدیریت این دو باشگاه هستند. اما در همه این سالها عاید معنوی هواداران دو تیم چیزی جز افسوس و اعصاب خردی در بیپولی، نداشتن مدیریت اصولی و برنامهمحور و گاهی هم نگاههای تنگنظرانه نبوده است و به طور طبیعی دو ماه پیش رو هم در حالی که فردایی به مراتب مبهمتر از امروز خواهد داشت، نهتنها زنگ تنفس نیست که به نوعی ادامه تنگی نفس میلیونها هوادار این دو تیم است.
به راستی برای این پرسشهایی که سالها از اذهان هواداران دو تیم میگذرد چه زمانی پاسخ پیدا میشود. تا کی باید فوتبال و به طور مشخص استقلال و پرسپولیس سرکوفت هزینهبر بودن را بشنوند ؟ تا کی باید بیپول باشند و در نقل و انتقالات کوچ ستارهها به این تیم و آن تیم را با نگاهی حسرت بار تعقیب کنند؟ تا کی باید وارث بدهیهای میلیاردی مدیرانی باشند که چند صباحی برای تیتر یک شدن روزنامهها به وادی فوتبال میآیند؟ به راستی اگر همه مسئولان این تیمها را سرمایه اجتماعی و فرصتی برای جامعه میپنداشتند نه تهدیدی برای اقتصاد و دیگر حوزهها، آیا این دو تیم مانند سالهای اخیر از جایگاه قطبهای فوتبال ایران به تیمهای معمولی تنزل مییافتند؟
آری، مزایده چهارم استقلال و پرسپولیس هم در حالی نتیجهای دربرنداشت که برخی با اغراض غیرفوتبالی و برخی به دلیل ناآگاهی حضور خودروسازان را در راس مدیریت این دوباشگاه را یک فاجعه اقتصادی وعاملی برای گران شدن قیمت خودرو دانستند تا دست و دل تصمیم گیرندگان برای سپردن استقلال و پرسپولیس به این گزینهها بلرزد. ریشه این موضوع هرچه باشد باز هم بیتوجهی به نقش اجتماعی این دو تیم است. جالب اینکه یکی از توجیهات آنها که ورود خودروسازان به مدیریت استقلال و پرسپولیس را سمی برای اقتصاد و صنعت میدانستند که سالهاست این دو خودروساز در ورزش بویژه در فوتبال میلیاردی هزینه میکنند ـ صد البته نفس کارشان درست است ـ حال چه اشکالی دارد هزینه آنها به این دوسرمایه اجتماعی تزریق شود نه به تیمهایی که در طول تاریخ خود در مجموع 100 تا تماشاگر هم نداشتهاند!؟
صرف نظر از همه مباحثی که در مورد درآمدزایی این دو تیم مطرح میشود به نظر میرسد در این دو ماه تنفس همه آنهایی که صرفا انگیزههای ورزشی و فوتبالی و نه منافع شخص و گروهی خود را میبییند به نکات زیر توجه داشته باشند؛ در حالی که غولهای صنعتی چون فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، ذوبآهن و حتی همین خودروسازان جاده مخصوص و تراکتورسازی سخاوتمندانه پول به فوتبال تزیرق میکنند، یک بخش خصوصی هر چقدر قدرتمند هم تا چند وقت میتوائد با این غولها رقابت کند؟ طبیعی است که خصوصی سازی کورکورانه بدون فراهم شدن پیش زمینههای حقوقی، قانونی و زیرساختی، فرجامی جز نابودی این دوباشگاه نخواهد داشت.
استقلال و پرسپولیس پدیدههایی اجتماعی و مورد اقبال میلیونها ایرانی بوده و هستند ؛ حال آنکه همه تصمیم گیرندگان اعم از نمایندگان و دولتها چند سالی میآیند و میروند و چه خوب است یادگاری ارزشمند برای این دوپدیده اجتماعی داشته باشند و فارغ بشوند از همه تنگ نظریها و کژ سلیقگیهای احتمالی! و کلام آخر این که هواداران دو تیم میدانند زنگ تنفسی که در آن جیب استقلال وپرسپولیس خالی است و وزارت ورزش- به عنوان مالک این دو باشگاه- در اوج بیپولی منع قانونی برای هزینه کرد در ورزش حرفهای دارد، مطمئنا عصای موسی دارد که نقل و انتقالی باشکوه برای دو تیم ترتیب دهد...
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: